بولگاکف دهها سال پیش با کمال امیدواری، در خفقان شوروی آن زمانها در رمان مرشد و مارگریتا نوشت:«دستنوشتهها هرگز نمیسوزند.» دستنوشتهی او نسوخت. سالها در خفقان و تاریکی به سر برد تا دست آخر منتشر شد و آتش انقلاب را برافروخت و این عبارت او تبدیل به تکیهکلام روشنفکران و انقلابیون آن زمان شد. اما امروزه در این پلتفرم، که اعمالش بازتاب کوچکی از اعمال حکومت است، داریم میبینیم که نه تنها دستنوشتهها را میسوزانند، چه بسا اگر زورشان برسد، نویسنده را هم میسوزانند. و من بهعنوان یک معترض و کسی که سوگند خورده هرگز زیر بار ظلم نرود، این خفقان و سانسور را برنمیتابم و به نشانهی اعتراض، دیگر هیچگونه فعالیتی در این پلتفرم مستبد نخواهم داشت.
من و تعدادی دیگر از نویسندگان اینجا، بهمنظور اعتراض به وضع حاضر، سوگواری و زنده نگه داشتن یاد هزاران شهید در راه وطن، پروفایلهایمان را تماماً سیاه کردهایم. در صورت تمایل، به شما هم پیشنهاد میکنم این کار را انجام دهید. و در نهایت، فراموش نکنید که مبارزه با ظلم یک مسیر نیست، که خود، غایت است. و از شما به عنوان نویسنده، خواهش دارم که با چرخاندن قلم خود در راه آزادی و مقاومت، نگذارید فجایعی را که داریم به چشم میبینیم عادی شود.
برای شما فقط یک آرزو دارم. و آن آزادی است.
ارادتمند و دوستدار شما، تروریست شمارۀ 503، ملقب به طاها.
از اونجایی که دیگه قرار نیست در این بستر فعالیت کنم، برای قطع نشدن ارتباط با شما دوستان، و هراز گاهی نوشتن، و موارد دیگه یه چنل تلگرامی زدم. اگر مایل بودید عضو بشید.
(اگر لینک باز نشد، کامنت ها رو چک کنید. اونجا لینک رو گذاشتم.)
