ویرگول
ورودثبت نام
مجهول
مجهولکاملا نامعلوم و کمی معلوم
مجهول
مجهول
خواندن ۴ دقیقه·۶ ماه پیش

نقد فیلم کودکی ایوان | معنایی که در جنگ می سوزد

کودکی ایوان اثری ضد جنگ از آندری تارکوفسکی که در سال 1962 ساخته شد و بسیاری این فیلم را از بزرگترین فیلم های ضد جنگ می دانند .

خلاصه داستان :

ایوان کودکی دوازده ساله است که در جنگ جهانی دوم خانواده اش توسط نازی ها به قتل می رسند و ایوان با آن سن کم وارد ارتش می شود تا انتقام خود را بگیرد .....

هشدار :در ادامه مقاله ، داستان فیلم لو می رود ، پس اگر فیلم را ندیده اید بیش از این معطل نکنید

کابوس و رویا (تحلیل زاویه دوربین ، قاب ها و نمادها و تاثیر بر روند فیلم):

ابتدای فیلم با رویا های ایوان شروع می شود . طبیعتی آزاد ، صدای پرندگان ، نور ملایم و زیبا و تارکوفسکی برای تلقین حس رویا و وارد کردن ما به جهان ذهنی ایوان از زوایای کج dutch angles استفاده می کند ، او خیلی خوب رویا و تخیلات ایوان را در تضاد با جنگ می سازد اما همیشه در پایان هر رویا نوعی حس فقدان و نرسیدن ، حس رعب و وحشت ایجاد می کند. مثل اینکه ایوان دنبال هویت از دست رفته اش است ، دنبال مادرش است که در جنگ به قتل رسیده ، مدام مادرش را در خواب می بیند به طوری که تصویر مادرش در خواب باعث آرامش خاطر او در واقعیت ناآرام اطرافش می شود. اما در انتهای خواب اول صدای مادرش را می‌شنود اما دیگر اورا نمی بیند، در انتهای خواب دوم مادرش ناگهان غیب می شود و در خواب آخر دیگر نه مادرش را میبیند و نه حسش می کند و تارکوفسکی به تدریج روند از بین رفتن آخرین سنگر ایوان در برابر جهان هولناک جنگ زده بیرونش را نشان می دهد.

در رویا های ایوان همیشه نوعی فقدان وجود دارد ، نوعی جستجوی معنای از دست رفته ، نوعی کاوش به دنبال هویت . ایوان همیشه در رویا های خود نور های ملایم ، چشم نواز می بیند . اما در خواب دوم می بینم که سعی به رسیدن انعکاس نوری در چاه آب دارد ، میخواهد آن نور را در آغوش بگیرد گویی که آن نور امیدش است اما هرگز به آن نمی رسد.

اکثر نماهایی که ما خارج از رویا های ایوان و در محیط باز می بینم دو چیز نقش اساسی دارند. یا چشمه های آب باتلاق ها و چیز های از این دست که بازتاب واقعیت هستند، حقیقت مطلقی که وجود دارند نوعی بازتاب جنگ. و دیگر المان مهم درختان بسیار بلند و نزدیک به هم هستند. شخصیت ها در میان درختان به چیز های کوچکی می مانند که در میان درختان گم شده اند و تارکوفسکی برای تقویت این حس اغلب از نماهای از پایین low angle استفاده می کند و یا هم تارکوفسکی با حرکات سریع و نامنظم دوربین در میان درختان نوعی بی هویتی حاصل از جنگ و جستجویی بی معنا برای معنای از دست رفته زندگی در جنگ را نشان می دهد.

هویت و فقدان (تحلیل شخصیت ایوان و جست و جوی معنا در جنگ):

ایوان هرگز قهرمان جنگ نیست، ایوان کسی نیست که بخاطر دفاع از کشورش به جنگ برود ، ایوان قربانی جنگ است . کودکی دوازده ساله که در جنگ خانواده اش را از دست داده و آخرین پناهگاهش رویا هایش هستند . ایوان خانه اش را خانواده اش آرامشش را و خلاصه کل زندگی اش را از دست داده و حتی در رویا هایش هم این فقدان را احساس می کند این جستجوی برای هویت را ، اما ایوان نمی خندد و نه می گرید بلکه ایوان می جنگد ، گویی چیزی غیر از این ندارد و حتی وقتی در خانه تنها است دشمنی ذهنی تجسم می کند و به به او حمله می کند.اما کمی پیش تر در مورد رویا صحبت کردیم ، در مورد احساسات ایوان ، ملاقات مادرش در خواب، با گذشت جنگ ، جلو رفتن ، غرق شدن بیشتر در این جهان آلوده و ستمکار ، فرو رفتن در فاجعه ای که کوچکترین نقشی در آن نداشته و تلاش مداوم برای پیدا کردن خودش ، کمکم مادرش را هم در رویا هایش از دست می دهد. در آخرین رویایش می‌بینیم که بر پهنای ساحلی لب دریا به مقصد نامشخصی می دود و متوقف نمی شود . این واقعیت ایوان در گذر زمان است گویی در نهایت او به ابزاری جنگی و بدون هدف تبدیل شده و فقط دوست دارد بجنگد و می جنگد.

گویی می‌خواهد بگوید : می‌جنگم پس هستم.

جنگ و بی معنایی :

در طول فیلم ما جنگ را می بینم. تصویری خشک و بی رحم حاصل از درگیری. اما در نهایت که متفقین در جنگ پیروز می شوند و تارکوفسکی هم در فیلمش آن را نمایش می دهد، هیچ غروری نیست ، هیچ افتخاری نیست. تارکوفسکی کشورش را برای پیروزی در جنگ ستایش نمی کند ، از آن افسانه مقاومت نمی سازد انگار دارد می گوید چه چیزی را جشن بگیرم؟ پنج سال کشتار را؟ کشته شدن هشتاد میلیون نفر آدم را؟ این جنگ صرفا تمام شد دلیلی برای افتخار کردن وجود ندارد. این دقیقا چیزی است که تارکوفسکی قصد دارد بگوید : در جنگی که از معنا تهی است پیروزی هم ارزش ندارد.

جمع بندی:

کودکی ایوان فیلمی است از دل جنگ جهانی دوم که نه شعار می دهد نه حماسه می سراید بلکه فقط نشان می دهد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

📌 نقد فیلم کلاسیک City Lights «روشنایی های شهر» از چارلی چاپلین:
➡️ https://yun.ir/8b477d

جنگجنگ جهانیسینمافیلمنقد
۱۹
۶
مجهول
مجهول
کاملا نامعلوم و کمی معلوم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید