قصه‌ساز، داستان‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس/ دانش‌آموخته‌ی ادبیات داستانی / مرا در این‌جا بخوانید fmbeygi.blog.ir


عریان درازکشیده بر کف خیابان

عریان درازکشیده بر کف خیابان
از داخل داشت چنگم می‌زد و می‌شناختمش. نمی‌رسیدم بخونم یا خوندنم خالی...

نامه‌های راوی؛ جواز آزادی

نامه‌های راوی؛ جواز آزادی
نوشته‌ای پهلوی عزیزمامروز پستچی زنگ زد. فکر کردم شاید نامه‌ی...

کوه‌ام، کوهی برف‌گرفته

کوه‌ام، کوهی برف‌گرفته
عکس از تئاتر شکار روباه دکتر علی رفیعی‌ داشتم توی دفتر ایده‌هام پی ا...

پسرِ بامدادان

پسرِ بامدادان
دیشب خواب دیدم بین این خونه‌های قدیمی و عمارتای از بین رفته‌ای که توش...

Not Afraid Anymore

Not Afraid Anymore
کیخسرو را گفتم که شاید سربازی نیک باشد این مرد جوان. تردید داشت، بسیا...

شب های تهران

پیش خودم فکر می‌کنم تا امسال تمام بعد از غروب‌های زمستونی‌ای که توی ته...

دو سبزآبیِ کهن

نشسته بودم روی صندلی دور ستون دانشکده و داشتم آخرین غروب‌‌های زمین رو...

هزاربار نفس کشیدنِ گَرد

- من شمردم. مادرم هزاربار سرفه کرد. هزاربار در عرض سه روز و بعد... بع...