ویرگول
ورودثبت نام
Foad Shirani
Foad Shiraniمشاور کسب و کار
Foad Shirani
Foad Shirani
خواندن ۴ دقیقه·۶ روز پیش

هزینه هژمونی؛ جنگ ایران و آمریکا چه چیزی را تغییر داد؟

هزینه هژمونی؛ جنگ ایران و آمریکا چه چیزی را تغییر داد؟

فواد شیرانی-دکتری مدیریت کارآفرینی و آینده‌پژوهی

جنگ چهل‌روزه ایران، آمریکا و اسرائیل را شاید در آینده نه صرفاً به‌عنوان یک بحران نظامی، بلکه به‌عنوان یکی از نقاط عطف تحول نظم جهانی به یاد آورند. بحرانی که نشان داد جهانِ پس از ۲۰۲۵، دیگر با الگوهای کلاسیک قدرت در دهه‌های گذشته قابل توضیح نیست.

در دو دهه نخست قرن بیست‌ویکم، بسیاری تصور می‌کردند ایالات متحده همچنان قادر است با اتکا به برتری نظامی، اطلاعاتی و ائتلاف‌سازی بین‌المللی، بحران‌های ژئوپلیتیکی را با هزینه‌ای قابل‌کنترل مدیریت کند. اما جنگ اخیر نشان داد که ساختار قدرت جهانی وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر و چندلایه‌تر شده است؛ مرحله‌ای که در آن حتی بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی نیز دیگر نمی‌توانند با اطمینان از «پیروزی سریع و کم‌هزینه» سخن بگویند.

نخستین نشانه این تغییر را می‌توان در واکنش بازیگران بین‌المللی مشاهده کرد. برخلاف جنگ عراق در سال ۲۰۰۳، این‌بار آمریکا نتوانست اجماع گسترده‌ای برای همراهی عملی متحدانش ایجاد کند. بسیاری از کشورهای اروپایی، اگرچه از منظر سیاسی در تقابل کامل با واشنگتن قرار نگرفتند، اما از ورود مستقیم به جنگ نیز خودداری کردند. حتی در جهان عرب نیز، به‌جز حمایت‌های محدود دفاعی و امنیتی، تمایل چندانی برای مشارکت در یک درگیری گسترده منطقه‌ای دیده نشد. این مسئله نشان می‌دهد که هزینه همراهی با جنگ‌های بزرگ برای متحدان آمریکا نسبت به گذشته به‌مراتب افزایش یافته است.

در سطحی عمیق‌تر، جنگ اخیر بیانگر تحول در ماهیت قدرت نیز بود. برتری نظامی همچنان عامل مهمی در تعیین موازنه‌هاست، اما دیگر تنها متغیر تعیین‌کننده نیست. بازیگرانی که بتوانند زنجیره‌های انرژی، مسیرهای تجارت، زیرساخت‌های ارتباطی و امنیت روانی بازارها را تحت تأثیر قرار دهند، اکنون در معادلات جهانی وزن بیشتری پیدا کرده‌اند. خلیج فارس، در این میان، فقط یک گذرگاه انرژی نیست؛ بخشی از زیرساخت تجارت جهانی، انتقال داده و ارتباطات بین‌قاره‌ای نیز به ثبات آن وابسته است. به همین دلیل، هرگونه بحران در این منطقه، دیگر صرفاً یک مسئله خاورمیانه‌ای تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند اقتصاد و امنیت جهانی را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار دهد.

ایران در این جنگ نشان داد که حتی بدون برخورداری از برتری کلاسیک نظامی، می‌تواند هزینه‌های قابل‌توجهی بر رقبای خود تحمیل کند و یک بحران منطقه‌ای را به مسئله‌ای جهانی تبدیل سازد. این مسئله بیش از هر چیز، بازتاب تغییر ماهیت بازدارندگی در جهان معاصر است؛ جایی که قدرت صرفاً در تعداد ناوها و جنگنده‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه در توان ایجاد اختلال در نظم اقتصادی، انرژی، امنیت و محاسبات سیاسی رقبا نیز معنا پیدا می‌کند.

از سوی دیگر، جنگ اخیر محدودیت‌های قدرت آمریکا را نیز آشکار کرد؛ نه به این معنا که ایالات متحده جایگاه خود را به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان از دست داده، بلکه از این جهت که هزینه استفاده از این قدرت نسبت به گذشته به‌شدت افزایش یافته است. فشارهای اقتصادی داخلی، نگرانی از تورم و انرژی، فرسایش افکار عمومی، اختلافات سیاسی در واشنگتن و احتیاط متحدان اروپایی همگی نشان می‌دهند که هژمونی در جهان امروز، بیش از هر زمان دیگری با مسئله «هزینه» گره خورده است.

شاید مهم‌ترین پیام این جنگ، نه در نتایج میدانی بلکه در تحول ادراک جهانی از قدرت نهفته باشد. جهان به‌تدریج وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن هیچ بازیگری—حتی ایالات متحده—دیگر قادر نیست بدون پرداخت هزینه‌های گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی، اراده خود را به‌سادگی بر دیگران تحمیل کند. در چنین شرایطی، مفهوم «پیروزی مطلق» نیز بیش از گذشته زیر سؤال رفته است. در جنگ‌های مدرن، بازیگران کمتر به‌دنبال نابودی کامل یکدیگرند و بیشتر تلاش می‌کنند هزینه‌های طرف مقابل را افزایش داده و موقعیت راهبردی خود را تثبیت کنند.

در این میان، آینده خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری به نحوه مدیریت این «صلح مسلح» وابسته خواهد بود؛ وضعیتی که در آن اگرچه جنگ متوقف شده، اما منطق جنگ همچنان زنده است. تداوم چنین شرایطی می‌تواند منطقه را وارد چرخه‌ای از رقابت تسلیحاتی، بازدارندگی متقابل و بحران‌های فرسایشی کند؛ روندی که نه‌تنها بر آینده خاورمیانه، بلکه بر اقتصاد جهانی، ساختار ائتلاف‌های بین‌المللی و مسیر گذار جهان به نظم چندقطبی نیز تأثیر خواهد گذاشت.

شاید هنوز برای قضاوت نهایی درباره پیامدهای جنگ اخیر زود باشد، اما دست‌کم یک واقعیت از هم‌اکنون روشن به نظر می‌رسد: جهان وارد دوره‌ای شده که در آن «قدرت» بیش از هر زمان دیگری به توان مدیریت بحران، تحمل هزینه و شکل‌دهی به روایت‌های پایدار وابسته است؛ نه صرفاً برتری نظامی کلاسیک. و شاید همین تحول، مهم‌ترین نشانه ورود جهان به مرحله‌ای تازه از تاریخ سیاسی و ژئوپلیتیکی معاصر باشد.

جنگاقتصاد سیاسیهژمونیتنگه هرمز
۰
۰
Foad Shirani
Foad Shirani
مشاور کسب و کار
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید