در دنیای به هم پیوسته و دیجیتال امروز، ارزهای دیجیتال به عنوان داراییهای مالی نوظهور، از یک سو نماد نوآوری و آزادی مالی هستند و از سوی دیگر، به دلیل ماهیت غیرمتمرکز و حساسیت بالای خود، در برابر بیثباتیهای ژئوپلیتیکی آسیبپذیرند.
وقوع جنگ، به عنوان یکی از مخربترین اشکال درگیری انسانی، نه تنها ویرانیهای فیزیکی و انسانی به بار میآورد، بلکه میتواند اکوسیستم ظریف و در حال تکامل ارزهای دیجیتال را با مصائب متعددی روبرو کند.
این مطلب به بررسی این مسئله میپردازد که چرا جنگ برای فضای ارزهای دیجیتال مصیبتبار است و چگونه میتواند پیشرفت، پذیرش و ثبات این حوزه را به شدت تهدید کند.

۱. بیثباتی شدید بازار و نوسانات افراطی
ارزهای دیجیتال به طور کلی داراییهای پرنوسانی هستند، اما جنگ این نوسانات را به حد افراط میرساند. خبر آغاز درگیریهای بزرگ به سرعت باعث فرار سرمایه و فروش هیجانی (panic selling) در بازارهای جهانی میشود. در چنین شرایطی، حتی داراییهایی مانند بیتکوین که گاهی به عنوان «طلای دیجیتال» و پناهگاه امن معرفی میشوند، ممکن است در کوتاهمدت دچار سقوط شدید شوند، چرا که سرمایهگذاران برای نقدینگی فوری به فروش هر دارایی پرریسکی روی میآورند.
این نوسانات غیرقابل پیشبینی، برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری سالم و استفاده از رمزارزها را به عنوان وسیله مبادله روزمره تقریباً ناممکن میسازد.

۲. تکهتکه شدن شبکه و محدودیتهای دسترسی:
جنگ اغلب با قطعی گسترده اینترنت، سانسور دولتی و محدودیتهای دسترسی به خدمات آنلاین همراه است. ماهیت غیرمتمرکز ارزهای دیجیتال به اتصال به اینترنت و دسترسی به شبکه جهانی بستگی دارد.
در مناطق جنگی، افراد ممکن است به سادگی نتوانند به کیف پولهای خود دسترسی داشته باشند، تراکنشی انجام دهند یا از وضعیت دارایی خود مطلع شوند.
علاوه بر این، دولتها ممکن است به طور کلی دسترسی به صرافیهای رمزنگاری یا وبسایتهای مرتبط را مسدود کنند تا از خروج سرمایه یا دور زدن تحریمها جلوگیری کنند. این امر اساساً یکی از وعدههای اصلی ارزهای دیجیتال – یعنی دسترسی مالی آزاد و بیمرز – را نقض میکند.
۳. سوءاستفاده برای دور زدن تحریمها و تأمین مالی غیرقانونی:
اگرچه این ویژگی میتواند دوگانه باشد، اما درگیریهای مسلحانه ممکن است از ارزهای دیجیتال برای اهدافی استفاده کنند که به شهرت کلی این فضا آسیب میزند.
دولتها، گروههای شبهنظامی یا بازیگران غیردولتی ممکن است سعی کنند از شبهناشناسی نسبی برخی رمزارزها برای دور زدن تحریمهای بینالمللی، انتقال منابع مالی یا دریافت کمکهای مالی استفاده کنند.
این امر نگاه مقامات نظارتی در سراسر جهان را به کل صنعت بدبین میکند و منجر به وضع مقررات سختگیرانهتر، نظارت گسترده و محدودیتهای احتمالی برای همه کاربران میشود. فشار برای «غیرمتمرکزسازی» بیشتر ممکن است با الزامات «شناسایی مشتری» (KYC) شدیدتر تعارض پیدا کند.

۴. تخریب زیرساختهای فیزیکی و انسانی:
صنعت ارزهای دیجیتال تنها مجموعهای از کدهای کامپیوتری نیست؛ بر پایه توسعهدهندگان، ماینرها، استارتاپها و شرکتهای نوآوری بنا شده است. جنگ میتواند این اکوسیSTEM انسانی و فیزیکی را نابود کند. مراکز داده، مزارع استخراج و دفاتر شرکتهای بلاکچینی ممکن است هدف قرار گیرند یا تخریب شوند. همچنین، متخصصان و توسعهدهندگان مجبور به فرار یا شرکت در درگیریها میشوند که این امر روند نوآوری و پیشرفت فناورانه را به شدت کند یا متوقف میسازد. سرمایه انسانی که برای رشد این صنعت حیاتی است، پراکنده یا نابود میشود.
۵. تضعیف اعتماد و پسرفت در پذیرش عمومی:
اعتماد، سنگ بنای هر سیستم مالی است. جنگ، بیاعتمادی عمومی را به حداکثر میرساند. در چنین شرایطی، مردم معمولاً به داراییهای ملموستر یا تحت حمایت دولت روی میآورند.
بیثباتی شدید و داستانهای مربوط به استفاده غیرقانونی از رمزارزها، میتواند پذیرش عمومی و نهادی را که سالها برای کسب آن تلاش شده، به عقب براند. کسبوکارها و افراد عادی، که ممکن است در شرایط عادی به تدریج به استفاده از ارزهای دیجیتال تمایل پیدا کنند، در زمان جنگ آن را به عنوان یک ریسک غیرضروری و غیرقابل مدیریت رد میکنند.
جمعبندی
به طور خلاصه، جنگ به عنوان نماد نهایی بیثباتی و تخریب، در تقابل کامل با اهداف اصلی ارزهای دیجیتال – ایجاد سیستمی پایدار، قابل دسترس، کارآمد و آزاد برای همه – قرار دارد. جنگ موجب نوسانات مهارنشدید بازار، قطع دسترسی به شبکه، سوءاستفادههایی که منجر به مقررات خفهکننده میشود، تخریب زیرساختهای حیاتی و فرسایش شدید اعتماد عمومی میگردد.
در حالی که برخی ممکن است مقاومت شبکه غیرمتمرکز در برابر سانسور را تحسین کنند، هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ چنان ویرانگر است که هرگونه مزیت احتمالی را تحت الشعاع قرار میدهد. برای رشد سالم و تثبیت جایگاه ارزهای دیجیتال در معماری مالی آینده جهان، به محیطی صلحآمیز، با ثبات و مبتنی بر حاکمیت قانون نیاز است. بنابراین، صلح نه تنها یک آرمان انسانی، بلکه یک پیششرط ضروری برای بلوغ و موفقیت پایدار این فناوری تحولآفرین است.