ویرگول
ورودثبت نام
شیردشت‌زاده(فاطمه شکیبا)
شیردشت‌زاده(فاطمه شکیبا)نویسنده، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی
شیردشت‌زاده(فاطمه شکیبا)
شیردشت‌زاده(فاطمه شکیبا)
خواندن ۶ دقیقه·۱ روز پیش

مهندس‌های فضول!

این پست، دوتا یادداشتی هست که امسال و سال گذشته، به مناسبت روز مهندس در کانال شخصیم گذاشتم.

اول

چند وقت پیش مسئول یکی از موسسات فرهنگی داشت صحبت می‌کرد،

برای تبلیغ یکی از کتاب‌هاش،

می‌گفت فلان کتاب رو دادیم چندتا دانشجوهای نخبه دانشگاه شریف و صنعتی اصفهان خوندن گفتن خیلی خوبه!

و همین استقبال دانشجوهای نخبه رشته‌های فنی مهندسی از کتابش رو، سندی برای خوب بودن کتاب می‌دونست!

موضوع کتاب چی بود؟

بحران معنا در نوجوانی😶

سوال اینه: سنجش کیفیت محتوای یه کتاب با این موضوع، باید به یه دانش‌آموخته فلسفه سپرده بشه یا دانشجوی مکانیک؟

این که یه دانشجوی فنی این کتاب رو دوست داشته و به نظرش پاسخ خوبی به سوالاتش داده،

لزوماً به معنای خوب بودن محتوای کتابه؟

جالبه که منم این کتاب رو خونده بودم. کتاب خوبیه و شاید برای بعضی معرفی‌ش هم بکنم، ولی می‌تونم بعضی استدلال‌هاش رو رد کنم؛ چون بعضی استدلال‌هاش ضعیفن.

این موسسه فرهنگی، کلا توجه ویژه‌ای به تایید از سمت نخبگان فنی و مهندسی و علوم پایه داره.

و برای اظهار نظر این اشخاص خیلی ارزش قائله.

همین موضوع، باعث تقلیل‌گرایی در کیفیت بعضی محتواها و ضعف در استدلال شده.

مشکل کجاست؟

موضوعاتی که یه موسسه فرهنگی روشون کار می‌کنه، بیشتر در حوزه علوم انسانی هستن تا فنی.

و نیازه که برای سنجش کیفیت محتوا، به نخبگان علوم انسانی مراجعه کنه: نخبگان علوم دینی، تاریخ، روانشناسی، جامعه‌شناسی، فلسفه...

(نظر خواستن از نخبگان علوم دیگه خوب و لازمه ولی کافی نیست)

ولی متاسفانه، این موسسه هم مثل اکثر افراد جامعه، معتقده کسی که علوم انسانی خونده اصلا نخبه نیست!😅

نخبه علوم انسانی کیلو چنده؟🙄

نخبه توی تعریف ما، صرفا کسیه که هوش ریاضی بالایی داشته باشه!!

متاسفانه همین نگاه تحقیرآمیز جامعه به علوم انسانی، باعث خیلی از مشکلاتی شده که داریم.

چون علوم انسانی، مبنا و پایه طرح‌ها و برنامه‌های عمرانی، اقتصادی، توسعه‌ای، آموزشی و... هستن.

و تا وقتی این مبنا به درستی ساخته و پرداخته نشه و جا نیفته و درونی نشه، ما راه به جایی نمی‌بریم.

تکنولوژی و علم فنی فقط ابزاره. سخت‌افزاره. نرم‌افزار علوم انسانیه که اصلا به رسمیت شناخته نمی‌شه.

همین خلأ نرم‌افزاری باعث میشه ما هنوزم که هنوزه یه برنامه اقتصادی خوب و کارآمد نداشته باشیم،

نظام آموزشی مون ناکارآمد و ناتوان باشه،

برنامه‌های توسعه نتیجه مطلوب نداشته باشن،

و هزار مشکل دیگه!!!

تا وقتی ما علوم انسانی خودمون رو نداشته باشیم و تا وقتی نخبگان علوم انسانی نادیده گرفته بشن،

ما در همه زمینه‌هایی که گفتم مقلد خواهیم بود.

هر روز از یکی تقلید می‌کنیم و باز هم به نتیجه نمی‌رسیم!

دوم

ما بعد انقلاب و جنگ دچار عمل‌گرایی شدیم؛

فکر کردیم اگه مظاهر توسعه صنعتی رو داشته باشیم یعنی پیشرفت؛

پس جمعیت زیادی رو به سمت علوم فنی و تجربی هل دادیم و مهندس‌هایی تربیت کردیم تا سد و پل و جاده و نیروگاه و شهرهای مدرن بسازن و ساختن؛

توی نظام پزشکی به طور عجیبی پیشرفت کردیم،

از نظر صنعتی در خیلی زمینه‌ها خودکفا شدیم،

توی فناوری فضایی و فناوری‌های نوین مثل نانو و هسته‌ای جزو ده‌تا کشور برتر دنیا شدیم،

ولی برای هیچکدوم اینا زیرساخت معنایی نساختیم!

هرجا نخبگان علوم انسانی، مخصوصا جامعه‌شناسی خواستن حرف بزنن، بهشون برچسب سیاه‌نمایی و غرب‌زدگی چسبوندیم و به هشدارها و توصیه‌هاشون گوش ندادیم.

غافل از اینکه علوم فنی و مهندسی فقط ابزارن؛ مثل دست. و مغز باید علوم انسانی باشه!

ما دست و مغزمون رو هماهنگ نکردیم!

ما کار مغز رو هم به دست سپردیم!

همین میشه که الان دانشجوی بهترین دانشگاه صنعتی کشور، درحالی که آگاهی تاریخیش رو از پیج‌های اینستاگرام و کانال‌های تلگرام گرفته، میاد شعار جاوید شاه میده،

و فکر می‌کنه چون هوش ریاضی بالایی داشته و خوب تست زده، حق داره درباره هرچیزی نظر بده،

و حق داره به مخالفانش با سنگ و چاقو حمله کنه،

و با وقاحت و بی‌شرمی تمام پرچم کشورش رو آتش بزنه!

چرا؟

بخاطر همین مبنا نداشتن،

بخاطر آدم حساب نکردن نخبگان علوم انسانی که صداشون به جایی نمی‌رسه!!!

سوم

ولی چند وقت پیش به یه نتیجه جالب رسیدم؛

تشکل‌های دانشجویی دانشگاه‌هایی مثل دانشگاه صعنتی شریف و دانشگاه صنعتی اصفهان، در تحولات سیاسی معاصر ایران نقش مهمی داشتند. یک نمونه‌ش شکل‌گیری سازمان مجاهدین خلقه که توسط چندتن از دانشجویان دانشگاه شریف شکل گرفت.

(جالبه که تمام کسانی که هسته اولیه تشکیل سازمان مجاهدین خلق بودند در رشته‌های فنی و مهندسی درس می‌خوندن، یا در دانشگاه شریف یا تهران).

نام دانشگاه هم برگرفته از نام شهید شریف واقفی، دانشجوی همین دانشگاه هست که از رهبران سازمان مجاهدین پیش از چرخش ایدئولوژیک بود(نام دانشگاه قبل از انقلاب دانشگاه آریامهر بود).

یا در دوران اصلاحات، فعالیت سیاسی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان خیلی قابل توجه بود، شاید حتی بیش از دانشگاه اصفهان!

(حجم و عمق فعالیت تشکل‌های دانشجوییِ دهه هفتاد و هشتاد اصلا قابل مقایسه نیست با الان)

چرا دانشجویان این دانشگاه‌ها که در رشته‌های فنی و مهندسی درس می‌خوندن، انقدر به فعالیت سیاسی علاقه داشتند؟

بخش قابل توجهی از مسئولینی که پیش از انقلاب هم فعالیت سیاسی داشتند، در رشته‌های فنی و مهندسی بودند.

چه ارتباطی هست بین این‌ها؟

بنده فکر می‌کنم علتش اینه که علوم انسانی در ایران همیشه مورد بی‌توجهی قرار گرفته. باور عامه بر این بوده که افراد باهوش باید در رشته‌های ریاضی و تجربی وارد بشن و علوم انسانی مال کساییه که هوش کافی برای ریاضی و تجربی ندارن!

درنتیجه، افراد باهوش و نخبه توی رشته‌های فنی و مهندسی تجمع کرده بودن، افرادی که واقعا باهوش‌تر از میانگین جامعه بودن و در نتیجه دغدغه‌های بیشتری هم داشتند، نسبت به اطراف هشیارتر بودن و توی دهه پنجاه به این نتیجه رسیدن باید یه کاری بکنن.

این افراد در زمینه علوم انسانی مطالعه داشتند؛ ولی مطالعه‌شون به اندازه کافی عمیق نبود. خیلی از مفاهیم پایه براشون جا نیفتاده بود و شاید تحصیل در رشته فنی، اون‌ها رو تا حدی عمل‌گرا بار آورده بود.

اونها کنش سیاسی داشتند، اتفاقا خیلی بر تحولات سیاسی ایران اثرگذار بودن، ولی چون دانش اجتماعی و فلسفی کافی نداشتند، گاهی راه به خطا بردند.

نمونه بارزش هم سازمان مجاهدین خلق بود.

جالبه که اخیرا تحقیقاتی نشون دادن که دانش‌آموختگان علوم پزشکی و مهندسی بیشتر جذب فرقه‌ها و گروه‌های افراطی مثل داعش شدند تا دانش‌آموختگان علوم انسانی.

شاید بشه بسیاری از ناکامی‌ها و عدم موفقیت‌ها و انحراف‌ها در تحولات سیاسی ایران معاصر رو به این مسئله ربط داد که ما علوم انسانی رو خیلی مهم نمی‌دونیم، نخبه‌ها تمایل زیادی به علوم انسانی ندارن و جامعه هم خیلی فارغ‌التحصیلان علوم انسانی رو آدم نمی‌دونه!

شاید علتش اینه که علوم انسانی، با خود انسان سر و کار داره، با زندگی انسان، روان انسان، تاریخ انسان، فکر انسان... برای همین همه فکر می‌کنن می‌تونن در این باره نظر بدن، فکر می‌کنن خیلی چیزهای پیش پا افتاده و ساده ایه و اصلا نیاز به علم نداره!

برای همین یه پزشک، یه کارمند، یه راننده تاکسی، یه مغازه‌دار و خیلی از مردم وقتی می‌فهمن رشته من جامعه‌شناسی بوده، میگن: ماها جامعه رو بیشتر از تو می‌شناسیم، چون خیلی تنمون به تن این مردم خورده!

و به خودشون اجازه میدن توی حوزه تخصصی علوم انسانی نظر بدن. چون اونو اصلا تخصص نمیدونن!

ولی من جرات ندارم توی حوزه تخصصی پزشکی یا زمین‌شناسی یا الکترونیک نظر بدم!

همه پذیرفتن که این‌ها علمه و باید اون رو به متخصص سپرد.

این نگاه هنوز درباره علوم انسانی وجود نداره.

درحالی که علوم انسانیه که تعیین می‌کنه اون پزشک یا مهندس چطور باید توی ساختار جامعه قرار بگیره!😎

در آخر،

روز مهندس رو به مهندسان عزیزی که توی کار علوم انسانی دخالت نمی‌کنن و با نگاه صفر و یکی و خشک مهندسانه‌شون(!) دنبال پاسخ برای مسائل پیچیده علوم انسانی نمی‌گردن تبریک می‌گم!

دارم سریال چیزهای عجیب رو می‌بینم😅 این آقای گوگولی و با مزه یکی از شخصیت‌های فرعی سریاله که یه مهندس روس زمان شوروی سابقه. با اختلاف گوگولی‌ترین و ناز ترین مهندسی که دیدم😂
دارم سریال چیزهای عجیب رو می‌بینم😅 این آقای گوگولی و با مزه یکی از شخصیت‌های فرعی سریاله که یه مهندس روس زمان شوروی سابقه. با اختلاف گوگولی‌ترین و ناز ترین مهندسی که دیدم😂
در پاسخ به هتک حرمت به پرچم ایران عزیزم. اهانت به پرچم، هیچ توجیهی نداره و کسی که به این پرچم اهانت می‌کنه، نباید با بودجه این کشور درس بخونه و بعد هم بذاره بره!
در پاسخ به هتک حرمت به پرچم ایران عزیزم. اهانت به پرچم، هیچ توجیهی نداره و کسی که به این پرچم اهانت می‌کنه، نباید با بودجه این کشور درس بخونه و بعد هم بذاره بره!

علوم انسانیدانشگاه شریفدانشگاهجامعه شناسیاعتراض
۲۶
۹
شیردشت‌زاده(فاطمه شکیبا)
شیردشت‌زاده(فاطمه شکیبا)
نویسنده، دانشجوی ارشد جامعه‌شناسی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید