چند روز بود که پر از اضطراب و استرس بودم
خیلی میترسیدم
همه اش تو سرم این جمله تکرار میشد که اگه نتونم چی
و کاملن هم احساس تنهایی می کردم چون از اطرافیانم هم حمایتی دریافت نمیکردم و برعکس انرژی منفی می گرفتم
هیشکی نبود بهم بگه شاید سخت باشه ولی تو میتونی
و دستشو بزاره رو شونه ام که احساس حمایتش کل وجودمُ پر از گرما بکنه و قدم هامو با اطمینان بردارم و برم جلو
ولی خب..الان خیلی بهترم و اون احساس ضعفی که داشت فلجم میکرد و کل بدنمو کرخت کرده بود خوشبختانه الان باهام نیست
و الان منم و احساس اطمینان به خود
و اطرافیانی که کم کم دارم انرژی مثبت میگیرم ازشون.