ویرگول
ورودثبت نام
foroozan
foroozanاینجا درباره درگیری های ذهنی ام حرف می زنم.
foroozan
foroozan
خواندن ۱ دقیقه·۷ سال پیش

شروع فصل جدید

به نظرم امروز قراره شروع یه تغییر مهم تو زندگیم باشه
انگار یلدا واسم خوش یمن بوده و شب های بلند و تاریک منم همراه یلدا داره به پایان میرسه و روزای روشن از راه میرسه

و زمستون فصلی که همیشه معتقد بودم با خودش حال بد و افسردگی به همراه میاره انگار این بار داره برعکس عمل می کنه

امشب دوباره درباره خودم و زندگیم با خانواده صحبت کردم و برای اولین بار بعد از بیشتر از دو سال بدون اینکه بحث و ناراحتی ای پیش بیاد و بدون اینکه صحبت ها با گریه من و شروع یه دوره جدید از افسردگی من به پایان برسه ،تموم شد و خوب هم تموم شد.

ولی راستش استرس و ترس عجیبی گرفتم

دوست دارم خوشحال باشم ولی نمیتونم و کاملا برعکس حسی شبیه ناراحتی دارم.

بغض این همه مدت داره بالاخره شکسته میشه و گریه ام گرفته

انقدر این همه مدت نه شنیدم و انقدر سخت بود برام که حمایتشونو جلب کنم که راستش جونی برام نمونده برای خوشحالی و هنوز باورم نمیشه

به نظر میاد کم کم وقت عمل رسیده و باید خودمو ثابت کنم

در حال حاضر واقعا به کسی نیاز دارم که حمایتم کنه و بهم انگیزه حرکت بده

کاش الان یه رفیق و همراه واقعی پیشم بود که میتونستم حالمو باهاش شریک بشم و تو آغوشش یه کم حس امنیت و آرامش بکنم.

به اندکی انرژی مثبت نیازمندم.

راستش یه کم بیشتر از اندکی...

۴
۲
foroozan
foroozan
اینجا درباره درگیری های ذهنی ام حرف می زنم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید