
نوش باشد تو را این جام
نوش کن لبریز
که پایان است دُرد این جام
نوش کن خوشحال
که دَرد است بیداری از خواب
نوش کن سرحال
که ویران است تخت تو آخر
نوش کن سرخوش
که مرگ است پایان این دیدار
نوش کن تا صبح
که تیغ است پایان این پیکار
نوش کن تا شب
که خون باشد حکم ما بر تو
نوش کن دائم
که دود است مهمان چشمانت
نوش باشد تو را این جام