در ابتدا وقتی حکومت در دست نظامیان بود، برای جلوگیری از شورش و آشوب، دست به ایجاد حکومت نظامی میزدند. در دوران جنگ سرد، حتی دولتهایی که غیرنظامی بودند ناگهان دست به دامن ارتش میشدند و حکومت نظامی برقرار میکردند و این موضوع تبدیل به امری متداول شده بود. برای جلوگیری از تجمع، ایجاد ارتباط میان مردم و اصناف، از ساعتی به بعد، ممنوعیت و محدودیت در آمد و شد اعمال میشد و زندگی روزمره تعطیل میشد. آن چیزهایی که در وضعیت عادی، امری روزمره و قانونی بود، در زمان حکومت نظامی جرم محسوب میشد.
مردم ایران، حکومت نظامی را در زمان پهلوی زیاد تجربه کردند. در اواخر حکومت پهلوی در شهرهای زیادی حکومت نظامی اعلام شد و مردم حق تردد در خیابان و گفتگو با هم در ساعات بخصوصی که دولت اعلام میکرد را نداشتند. پس از انقلاب اما، خبری از حکومت نظامی نبود. البته اجرای حکومت نظامی در جهان دیگر مثل قبل متداول نبود و راهکارهای جدیدی ایجاد شده بود. در واقع پس از همهگیر شدن اینترنت و بخصوص شبکههای اجتماعی، دیگر خیابانها و یک سری مراکز خاص، محل گرد آمدن معترضین و مخالفان نبود. حالا مردم راهکارهای دیگری پیدا کرده بودند.
چند روزی است که ما در حال تجربه نوعی حکومت نظامی اینترنتی هستیم. هرگونه تجمعی در اینترنت ممنوع شده است. حتی گفتگو، در پلتفرمهایی که قبلا قانونی و مجاز بود (مثل پیامرسانهای داخلی) اکنون ممنوع شده است. یعنی همان ممنوعیت امور روزمره. با فراگیری اینترنت، بسیاری از امور روزانه مردم از طریق اینترنت انجام میشود. مانند امور پزشکی، تهیه دارو، جوابدهی آزمایشگاهها، امور اداری و بسیاری کارهای دیگر وابسته به اینترنت است. فارغ از اینکه بسیاری کسب و کارها بدون وجود اینترنت تعطیل میشوند و معیشت بسیاری از افراد با قطعی اینترنت دچار چالش میشود که در این اوضاع اقتصادی رقتبار، ممکن است چند روز قطعی اینترنت باعث شود هست و نیست بسیاری افراد، شرکتها و کسب و کارها بر باد رود.
حاکمیت مدعی است که آشوبهای این روزها زیر سر عواملی است که وابسته به دشمن خارجی هستند و تعداد معدودی از افراد فریبخورده اعتراضات را به راه انداختهاند. ما هم به دلیل اعتمادی که در این سالها به دلیل آزمون و خطا و مشاهده صداقت خدشهناپذیر مسئولان تجربه کردهایم در دم حرفشان را باور کردیم. اما ناگهان دیدیم که اینترنت و پیامک در کل کشور قطع شده است. یعنی همان حکومت نظامی دیجیتال تمام کشور را در بر گرفته! مگر میشود به خاطر عدهای معدود آشوبگر، کل اقتصاد دیجیتال و امور روزمره مملکت تعطیل شود؟ یک جای کار میلنگد!
به صداوسیما مراجعه میکنیم که منبع کاملا قابل اعتماد برای دریافت اخبار است (و نه به خاطر اینکه در حال حاضر منبع دیگری در دسترس نیست چرا که شبکههای ماهوارهای همچنان حی و حاضرند). میبینیم که در خبرها اعلام شده اوضاع به حالت عادی بازگشته و تحت کنترل نیروهای امنیتی درآمده است. اما اینترنت همچنان قطع است.
علت قطعی اینترنت چیست؟ انتقام از مردم عادی؟ ایجاد نارضایتی در میان عموم مردم؟ چون اگر دلیلش عدم انتقال اطلاعات و اخبار باشد که از راههای دیگری همین حالا در حال انجام است و وانگهی چرا نباید اخبار دست به دست شود مگر خبرها، غیر از آن است که از صداوسیما پخش میشود؟
اگر هم علت، قطع ارتباط میان افراد و گروهها باشد که راههای بسیار دیگری برای این امر وجود دارد و قبل از وجود اینترنت در طول تاریخ، چگونه جریانهای شورش و اعتراض شکل میگرفتند. اگر هم به قول صاحبمنصبان، شورشها از جانب افراد آموزشدیده باشد که آنها نیازی به این اینترنت جهت برقراری ارتباط ندارند.
به نظر میآید قطعی اینترنت در شرایط فعلی نفی غرض است. هر هدفی که متصور شویم، از این طریق وافی به مقصود نخواهد بود. جالب اینکه هیچ کدام از متولیان امور درباره علت قطعی اینترنت که زندگی میلیونها انسان بدان وابسته است اظهار نظری نمیکنند. یعنی میلیونها شهروند این کشور برای حاکمان، به اندازه یک توضیح کوتاه هم واجد ارزش نیستند.
چرا هر اتفاقی در این کشور میافتد از حمله نظامی خارجی گرفته تا شعار چند اغتشاشگر، مسئولین را به این صرافت میاندازد که دکمه خاموشی اینترنت را فشار دهند و هزاران نفر را از زندگی ساقط کنند!؟ مردمی که به همین اینترنت بیکیفیت و پراختلال و عقبماندهتر از تمام کشورهای منطقه هم راضی بودهاند اینقدر از نظر حاکمان فاقد اهمیت هستند که عذرخواهی که نه، حتی به توضیحی کوتاه هم دلشان را آرام نمیکنند. شهروندانی که مالیات میدهند اما نظرشان و کرامت وجودیشان از جانب حاکمان به هیچ انگاشته میشود.