صاحب منصبان، که خود را صاحب کشور و مردمش میدانند از اوایل صبح امروز شنبه تصمیم گرفتند اینترنت و ارتباطات را به ما برگردانند - به شرط این که بچههای خوبی باشیم و دیگر شلوغ نکنیم - و آن را نه به یکباره که اندک اندک در اختیارمان میگذارند که هوا برمان ندارد.
ارسال پیامک به طور نصفه و نیمه برقرار شده و اینترنت در برخی نقاط کشور - آن هم به شکل ناقص - در دسترس قرار گرفته. در حال حاضر با وی پی ان میتوان به سایتهای خارجی و ایرانی که سرورشان در خارج است دسترسی داشت اما با وی پی ان، سایتهای ایرانی باز نمیشوند. (تاکیدی دوباره بر اینکه ایران تافته جدابافته از جهان است)
البته همین امکان ناقص دوباره برای بخشهایی از کشور قطع شده اما جایی که ما هستیم همچنان با وی پی ان میتوان به جهان متصل شد. امکان نظردهی در ویرگول برگشته (آپدیت: گویا دوباره قطع شده یا من اشتباه فهمیدهام) اما خیلی از سایتهای دیگر همچنان امکان نظردهی را فعال نکردهاند. اگر منتظرند که فرمان بازگشایی و آزادسازی به آنها داده شود باید گفت خیلی خوشبین نباشند چون فرماندهندگان فقط عادت به صدور دستورهای محدودسازی و ممنوعیت دارند و چندان علاقهای به صدور فرمان آزادباش ندارند.
صاحبان ملت، که به یک باره اینترنت را قطع کردند آن را قطره قطره بازمیگردانند. جدای از آسیبها و زیانهایی که قطعی اینترنت داشته و از صدها زبان گفته شده، قطعی بدون اطلاع قبلی، بسیاری از افراد را که در میانه اجرای پروژههای کوچک و بزرگ بودند زمینگیر کرده است (دقیقا در روزی که قرار بود ما یک پروژه را لانچ کنیم ناگهان روز قبلش اینترنت قطع شد) و زمان از دست رفته نیز قابل جبران نیست. اما چه اهمیتی دارد!؟ ممکن است در همان روزی که قرار است پروژه ای که یک سال از زندگیات را روی آن گذاشتی را افتتاح کنی، ناگهان سکته کنی و بمیری.
اما یکی از المانهای اساسی در توسعه اقتصادی، ثبات است. آنها که زمانی خود را جزیره ثبات میخواندند نمیدانند که قطعی گاه به گاه اینترنت یعنی شلیک به قلب ثبات کشور و ناممکن کردن توسعه اقتصادی در کشوری که هر زمان ممکن است برق و آب و اینترنت و هوا در آن قطع شود (باز هم چه اهمیتی دارد وقتی حتی جان آدمیان با شلیک گرفته میشود)
یک نکته مهم برای آینده پدیدار میشود. حتی طالبان در افغانستان نتوانسته اینترنت را به طور کامل و ناگهانی قطع کند چرا که به دلیل وجود حکومتی نیمه دموکراتیک در پیش از قدرتگیری آنها، تجمع و یکپارچگی در تامین پهنای باند وجود نداشته و شرکتهای خصوصی مختلفی، عهدهدار تامین اینترنت و وارد کردن پهنای باند از خارج بودهاند و بنابراین مانند ایران، اینترنت یک دکمه فراگیر برای قطع و وصلی ندارد که دست یک نفر باشد. در یک کشور با ساختار دموکراتیک، هیچ یک از ارکان حیاتی اقتصادی، اجتماعی و .. نباید به صورت متمرکز در دست صاحبان قدرت باشد و ارتباطات (مخابرات)، اینترنت، آموزش، رسانه و.. باید به صورت متکثر و دست مردم باشد و توسط بخش خصوصی اداره و مدیریت شود و نهادهای قدرتمند مدنی بر توزیع عادلانه آنها نظارت کنند.
آپدیت: دوباره همه چیز قطع شد. ترس همچنان بر نهادهای حاکم مستولی است. چنین شکل مدیریت را شاید فقط در زمان کودکی و نوجوانی در بازیهای مان به خاطر داشته باشیم. در آن دوران البته هیچ مسئولیت سنگینی بر دوشمان نیست و این اتفاق که چیزی به تصمیم ما بستگی پیدا کند شاید در بازیهای آن دوران رخ داده باشد. بیرون از بازی بعید است که حتی در دوران نوجوانی، تصمیمگیریهای ما چنین نابخردانه، از روی هیجان و اضطراب آنی و یا احساساتی مثل لجبازی و حسادت و تلافیجویی صورت گرفته باشد. دریغا زمامدارانی که امروز بر مسندند و زندگی و هست و نیست یک ملت از تصمیماتشان اثر میگیرد، چنین از روی احساسات شخصی و خودمداری تصمیمگیری کنند. نابالغی در حکمرانی بیداد میکند.