خسته وخواب آلود نشستم روی موتور قراضم که به سختی تو رو در بایستی باهام حرکت میکنه ولی از هزاران آدم دیگه که با تکبر عقده کار آدم راه نمیندازن آدمتره گاراژ ندارم زین موتور داغ داغ بود پشتم برشته شدتوی راه مدام غر میزدم که این چه کاریه که تو سن ۴۴ سالگی تو گرما سرما روی موتور قراضه ۱۲ ماه سال بخاطر ماهی ۲۵ تومن هی برم بیام توی افکارم داشتم با غرغرام کشتی کچ میگرفتم که نیسان پاترول سفید آخرین مدلی از کنارم رد شد آهی با حسرت کشیدم به مسیرم ادامه دادم اخرای مسیر اینبار لکسس مشکی با اقتدار ابهت از کنارم رد شد دیگه هیچی سواد آنچنانی ندارم ولی بخاطر خوندن مجلات قدیمی ماشین همون کوچیکا از اسم لکسوس بدم میاد توی مطلب قدیمی نوشته بود لکسس به انگلیسی از نظر آوایی صحیحتر هستش البته مردم ما عادت دارن همه چیز به نفع خودشون عوض کنن مثل پورشه میشه پورش یا شوک شدم بجای شوکه شدن بی ام دبلیو بجای بی ام و و هزاران موضوع ریز درشت خوشم نمیاد چکار کنم توی ای سی یو بله کمک پرستار هستم موقع تعویض پوشک پیرمردای بیمار به این فکر میکردم الان نوههاوشون با پول زحمتکشی فکر اقتصادی چند دهه پیش اینا الان دارن تو باغاشون دل جیگر بال با آب انگور میزنن به بدن خوشبحالشون حداقل پدربزرگاشون بفکر الانشون بودن چه میشه کرد