
وقتی در مسیر تغییرات بزرگ زندگی یا دوران گذار قرار میگیریم، معمولاً با کلمهای روبرو میشویم که بیشتر ما از آن فراری هستیم: «رنج».
تصویر غالبی که از رنج در ذهن ما ساخته شده، شبیه به یک اتاق تاریک با یک هیولای ترسناک است. هیولایی که فکر میکنیم یا باید با شمشیر به جنگش برویم و شکستش دهیم، یا از ترسِ بلعیده شدن، تا جای ممکن از آن فرار کنیم.
اما بیایید یک لحظه توقف کنیم. شاید داستانِ این هیولا چیز دیگری باشد.
شاید اگر به جای جنگیدن یا فرار کردن، نزدیک برویم و او را در آغوش بکشیم، ببینیم آنقدرها هم نامهربان و وحشتناک نیست. شاید او فقط سالها در آن تاریکی تنها مانده است؛ کسی به او توجه نکرده، همه از او ترسیدهاند و طردش کردهاند، و دقیقاً همین تنهایی و نادیده گرفته شدن است که از او یک چهرهی ترسناک ساخته. شاید این هیولا، فقط نیاز دارد که «دیده شود».
با این حال، آیا همهی ما در هر لحظهای آمادگیِ در آغوش کشیدنِ این هیولا را داریم؟
خیلی وقتها میشنویم که میگویند: "باید با رنجهایت روبرو شوی، در آنها فرو بروی تا رشد کنی."
اما من، به عنوان یک کوچ، اینجا نیستم که چنین نسخهای برای شما بپیچم. به نظر من هیچ نسخه واحدی برای مواجهه با رنج وجود ندارد.
قرار نیست همه در رنجهایشان شیرجه بزنند. قرار نیست انتخابِ همه، فرود به آن اتاق تاریک باشد.
برای یک نفر، معنای عبور از رنج، در آغوش کشیدنِ همان هیولای تنها و لمس کردنِ درد است.
برای دیگری، معنایش سازگاری و آرامآرام عبور کردن است.
و میدانید چیست؟ گاهی اوقات اصلاً نیازی نیست وارد رنج بشوید یا هیولا را بغل کنید.
شاید فقط «نگاه کردن به رنج از یک فاصلهی امن» کافی باشد.
همین که بدانیم آنجاست. همین که از دور تماشایش کنیم، به رسمیت بشناسیمش و به آن بگوییم: "من تو را میبینم."
همین مکث کوتاه، همین که مچ ذهنمان را بگیریم و به جای سرزنش خودمان بپرسیم: "چرا اینقدر از تو میترسم؟"، میتواند نقطه آغازِ یک تغییرِ نگاهِ بزرگ باشد.
شاید ترس ما اصلاً از خودِ آن اتفاق و رنج نباشد، بلکه از «برچسبی» باشد که روی آن زدهایم. آن صدای درونی که میگوید: "تو الان نباید درگیر این رنج باشی!"
من نمیخواهم به شما بگویم با رنجهایتان چه کنید. اما میخواهم شما را با یک سوال تنها بگذارم. سوالی که شاید جوابی برایش نداشته باشید، اما فکر کردن به آن، نوری به همان اتاق تاریک میتاباند:
> برای شروع، فقط به این فکر کنید: شما در طول زندگیتان، چه پیامی دربارهی «رنج» دریافت کردهاید که باعث میشود آن را تماماً و مطلقاً «بد» بدانید؟
***
🌱 یک دعوت دوستانه:
اگر در دورانِ گذار یا شرایطی هستید که رنجی را تجربه میکنید و فکر میکنید دوست دارید دربارهی این نگاه به رنج با کسی صحبت کنید، یا احساس میکنید دلتان نمیخواهد این مسیر را تنهایی طی کنید؛ من اینجا هستم.
میتوانید از طریق لینک بیو، یک جلسهی ۴۵ دقیقهای رایگان با من رزرو کنید تا در یک فضای امن، به دور از قضاوت و اجبار، با هم به این هیولای درون نگاهی بیندازیم