نویسنده: دکتر سید ساعد حسینی
با درود. بزرگواری علل جنگ تنگ تامرادی را پرسیده بود. این جنگ، که بزرگترین لشکرکشی رضاشاه و بزرگترین شکست دوران اوست، علل مختلفی دارد که شرح مفصل آن به دهها صفحه نیاز دارد؛ اما فشردهٔ آن را تقدیم میکنم:
۱. ریشهٔ این جنگ حداقل به بیست سال پیش از آن بازمیگردد؛ یعنی از سال ۱۲۸۹ خورشیدی، زمانی که انگلیسیها سیل صادرات خود را به ایران سرازیر کرده بودند و یکی از مهمترین راههایشان مسیر بوشهر-شیراز-اصفهان بود. در آن زمان، بویراحمدیها اغلب به سرکردگی کیلِهراسب و میرغلامشاه قاسمی، مدام کاروانهای تجاری آنان را در حوالی دشت ارژن، خان زنیان و گردنهٔ سفید نزدیک شیراز تاراج میکردند. شاهد این قضیه، بیست تلگراف کنسول انگلیس در شیراز به سفارتخانهٔ خود در تهران است که گزارش میدهد بویراحمدیها از دشت ارژن تا اباده کاروانها را غارت میکنند. سفیر نیز مراتب را به وزارت خارجهٔ لندن گزارش میدهد و راهکار میخواهد. نهایتاً طرحی پیشنهاد میشود که با کمک قشقاییها از شرق، بختیاریها از غرب و نیروی مجهز و توپخانهای انگلیس از سمت بهبهان، ایل بویراحمد را سرکوب کنند؛ اما این طرح به علت تردید در موفقیت و بروز جنگ جهانی اول عملی نشد، هرچند در دستور کار باقی ماند.
۲. در گزارش کنسول انگلیس در بوشهر در سال ۱۲۹۶ خورشیدی آمده است که در فوریهٔ ۱۹۱۵ (بهمن ۱۲۹۳ خورشیدی) برای سرکوب بویراحمدیها به امیرمجاهد و سردار محتشم بختیاری کمک مالی دادهاند؛ اما امیرمجاهد با قوایی که وارد عمل شده، با مقاومت بویراحمدیها روبهرو شده و بدون نتیجه عقبنشینی کرده است.
۳. تاجر پرنفوذی در دربار به نام معینالتجار بوشهری، که خاک ممسنی را از مظفرالدینشاه به تملک گرفته بود، با درخواست امامقلیخان رستم از بویراحمدیها برای کوتاه کردن دست او، در سالهای ۱۳۰۲ و ۱۳۰۷ دو شکست سنگین به مجموع نیروهای دولتی و چریکهای سایر طوایف ممسنی و قشقایی وارد ساختند و دست معینالتجار را کوتاه کردند. معینالتجار با رضاخان بسیار نزدیک شد؛ به طوری که پسرش جواد، یکی از دختران رضاشاه را به همسری گرفت. از این جهت، این خانواده در تحریک رضاشاه نقش داشتهاند.
۴. در پنجم تیرماه ۱۳۰۹، مدیر کمپانی نفت انگلیس نامهای به تیمورتاش (وزیر دربار) مینویسد و از بویراحمدیها به خاطر حمله و غارت شرکت در گچساران شکایت میکند. تیمورتاش پاسخ میدهد که دستور سرکوبی آنها داده شده است.
۵. کنسول انگلیس در اصفهان پس از این جریانات گزارش میدهد که هزار تفنگ دولتی به بختیاریها برای مبارزه با بویراحمدیها داده شده و سردار اسعد شخصاً رهبری را به عهده دارد.
۶. سفیر آمریکا در سال ۱۳۰۹ از ناآرامی عشایر جنوب که بوسیلهٔ انگلیس تحریک شده، خبر میدهد؛ حاکی از آن است که تنها ایلی که در بویراحمد سر به شورش برداشته، سه هزار تفنگدار بویراحمدی است. اکنون بیش از هشت هزار سرباز دولتی و دو هزار قشقایی و هزار بختیاری به فرماندهی ژنرال شیبانی به جنگ آنها رفتهاند و دولت ایران از انگلیس تقاضای سه هزار قطار گلولهٔ دهپوندی توپ صحرایی نموده است.
۷. گرچه هیچ سندی در مورد واکنش دولتهای ایران و انگلیس به قتل اسدخان به دستور سرتیپخان بویراحمدی به دست نیامده، اما از آنجا که اسدخان نمایندهٔ دولت و مسئول امنیت کارگزاران شرکت نفت بوده، میتوان حدس زد که انگلیس این را نیز مزید بر علت کرده و در بروز این جنگ دخالت داشته است.
۸. مهمتر از همه، ارادهٔ شخصی رضاشاه برای از بین بردن هر گونه قدرت محلی و منطقهای.
۹. از مجموع این علل، علاوه بر ارادهٔ رضاشاه، نقش پررنگ دولت انگلیس و شرکت نفت در این رویداد به خوبی پیداست.
۱۰. شاهد دیگر دخالت انگلیس، اقرار صریح سرلشکر شیبانی (فرماندهٔ آن جنگ) است که مینویسد: «دیدی این سوادکوهی نابکار چطور ما را فریب داد و آن همه سرباز بیگناه کشته شد و آن همه مردان دلیر بویراحمدی به گور رفتند؛ برای اینکه کمپانی نفت چند شاهی بیشتر به سهامداران پرداخت کند. بیچاره ملت ایران که از این ماجرا خبر ندارند و شاید هرگز هم خبردار نشوند.»