دکتر سید ساعد حسینی
در جریان جنگ جهانی اول و پس از آن، هنگامی که انگلیس به جنوب ایران تجاوز کرد، مردم منطقه با رهبری بزرگان خود – از بوشهر، کازرون، ایل قشقایی، کوهمره و بویراحمدیها – در برابر نیروهای انگلیسی به مقاومت پرداختند. این مقاومت، شرحی مفصل و پرافتخار دارد.
یکی از نیروهای برجستهای که فداکارانه به مردم پیوست، ژاندارمری تازهتأسیس بود. با وجود آنکه دولت ضعیف ایران رسماً بیطرفی اعلام کرده بود و روسها و انگلیسیها به ترتیب شمال و جنوب کشور را اشغال نموده بودند، دولت مرکزی – که عملاً ناتوان از هرگونه اقدام بود – خنثی ماند. اما ژاندارمری فارس، بهصورت خودجوش و بدون اجازه دولت مرکزی، شیراز را در اختیار گرفت، کنسول و اتباع انگلیسی را از شهر اخراج کرد و آنان را به بوشهر منتقل نمود.
در جریان تصرف پادگان انگلیسی در خانزنیان شیراز – که نیروهای آن از افراد ایرانی و هندی در قالب «پلیس جنوب» (South Persia Rifles یا SPR) تشکیل شده بود – چهارده نفر از ایرانیان پادگان، از جمله پزشکی به نام دکتر فضلالله، با مجاهدان همکاری کردند، فرمانده انگلیسی را کشتند و پادگان را به آزادیخواهان تسلیم نمودند.
انگلیسیها پس از شکستهای سنگین و فاحشی که از اتحاد میهنپرستان – شامل قشقاییها، تنگستانیها، کازرونیها، برازجانیها، کوهمرهایها و بویراحمدیها (بهویژه ملاقباد سیسختی و بادلونیها) – متحمل شدند، با دسیسههای گوناگون، خیانتهای عوامل خود و بهخصوص خیانتهای برخی از خویشاوندان و نزدیکان صولتالدوله قشقایی (سردار عشایر)، و همچنین با شیوع ویرانگر آنفلوانزای اسپانیایی میان مردم و رزمندگان، سرانجام توانستند نهضت آزادیخواهی جنوب را سرکوب کنند و اقتدار ازدسترفته خود را باز یابند.
آنان، آن چهارده ایرانی و دکتر فضلالله را به جرم کشتن فرمانده انگلیسی، به اعدام محکوم کردند.
از قضا، مدتی پیش از آن، به دلیل افزایش تعداد سگها و گربههای ولگرد در شیراز، فرمانفرما (والی فارس) دستور داده بود که با طعمه مسموم حاوی استریکنین، آنها را معدوم سازند. این دستور با مخالفت شدید علما روبهرو شد و آنان با صدور حکم، موجب توقف آن گردیدند؛ فرمانفرما نیز عقبنشینی کرد.
با توجه به چنین نفوذی که علما در آن زمان داشتند، فرمانفرما نزد آنان فرستاد و درخواست کرد که علیه این اعدامها بیانیه یا فتوایی صادر کنند تا شاید انگلیسیها منصرف شوند. اما همه علما از این کار سر باز زدند و شانه خالی کردند.
در اینجا بود که گفته شد: «ببینید، نزد علمای ما جان سگ و گربهها بسیار مهمتر از جان هموطنان است.»
---