چی از من یاد میگیره؟

چی از من یاد میگیره؟

این یک سوال خیلی ترسناکه که اکثر والدین از خودشون می پرسند. همه ما نقطه ضعف هایی داریم که سالهاست با اونها خو گرفتیم. حتی گاهی اوقات ماهرانه این نقاط ضعف رو از چشم سایرین دور نگه می داریم. همتی نمی کنیم برای بهتر شدن و با شرایط موجود راحت هستیم.

اما .... وقتی که چشم های فرزندمون کنجکاوانه به ما دوخته می شه، وقتی که می دونیم از کوچکترین اعمال ما الگو برداری می کنن و وقتی نمی تونیم نقاط ضعفمون رو از اون ها پنهان کنیم، می فهمیم که دیگه نمی تونیم به زندگی مسالمت آمیز با نقاط ضعفمون ادامه بدیم، چون دوست نداریم فرزندمون میراث دار نقاط ضعف ما باشه!

من این سوال رو در موقعیت های مختلف از خودم می پرسم. مثلا وقتی خونه در منفجرترین حالت ممکن قرار داره، به خودم یادآوری می کنم که واقعا نمی خوام تصویر ذهنی دخترم از خونه، یک جای نا منظم باشه. از طرفی وقتی خودم منظم نیستم، نمیتونم از دخترم انتظار نظم داشته باشم. یا وقتی خوراکی ناسالمی می خرم، باید بدونم که عادت های غلط غذایی رو دارم به دخترم آموزش می دم. یا اگه خودم بلد نیستم احساساتم رو مدیریت کنم و سریع از کوره در می رم، هرگز نمی تونم به دخترم یاد بدم که در هنگام خشم، چطور بدون جیغ و فریاد خواسته اش رو بیان کنه. پس دیگه نمی تونم با خیال راحت توی خونه نامنظمم، پا روی پا بندازم و چیپس و ماست موسیر و نوشابه بخورم، یا اگه عصبانی شدم و رفتار غلطی انجام دادم با یه عذرخواهی ماجرا رو تموم کنم!!!

به نظر من، حضور فرزند در زندگی هر کسی می تونه قوی ترین اهرم باشه جهت تلاش برای بهتر شدن. برای بهبود مستمر.