گوهر ارزش

همه ما توی زندگی کلی هدف داریم. هدف های کوچیک و بزرگ، ریز و درشت. برنامه ریزی هم یه ابزاره برای رسیدن به این اهداف. اما رسیدن به هدف، چقدر می تونه ما رو خوشحال و راضی کنه؟

به نظر من خیلی کم! اولا معلوم نیست که اصلا به هدفمون برسیم یا نرسیم. ممکنه وسط های راه، متوجه بشیم که راه رو اشتباهی اومدیم. از اون بدتر، ممکنه بعد از رسیدن به هدف، بفهمیم که این هدف اصلا چیزی نبوده که ما از قبل تصور می کردیم. حتی اگه این موارد هم اتفاق نیفته، وقتی که به هدف می رسیم، مثل کوهنوردی که به قله کوه می رسه و چشمش به قله کوه های اطراف میفته، افق جدیدی پیش روی ما باز میشه و می فهمیم که باید هدف های جدید تری برای خودمون بسازیم.

پس صرفا هدف داشتن، برنامه ریزی کردن و رسیدن به هدف از ما انسان خوشحال تری نمی سازه. حالا چی کار کنیم که در تک تک لحظه های زندگیمون حس رضایت از خود داشته باشیم؟

به نظر من، ما باید یک لیست از ارزش های زندگیمون داشته باشیم. این لیست برای ما مثل بند های استاندارد می مونه. اصولی هست که طبق اون زندگی می کنیم. باید به درون خودمون سفر کنیم و ببینیم که چه ویژگی هایی برای ما ارزش محسوب می شه. هرچقدر ارزشهای ما زیادتر و متنوع تر باشه، نشون دهنده اینه که ظرافت های شخصیتمون رو بهتر شناختیم. این ارزش ها برای ما مثل چراغ راه هستن، سر دو راهی ها، راه درست رو نشون می دن، تو نا امیدی ها دستمون رو می گیرن و شمع امید رو توی دل ما روشن می کنن، توی خستگی ها به جلو هلمون می دن. ارزشها مثل اهداف نیستن که از ما دور باشن، اونها آیینه تمام قد ما هستن. همین چیزی که الان هستیم نه چیزی که باید بهش برسیم.

وقتی ارزش هامون رو بشناسیم، تمام فعالیت هامون معنا دار میشن. چه برسیم به هدف و چه نرسیم، اگه در چارچوب ارزشهامون رفتار کنیم،خوشحال ترینیم.

پ.ن: این هفته می خوام خیلی دقیق به ارزشهای زندگی ام فکر کنم.