ما را میان بادیه باران گرفته است

ما فراموشکاریم. خیلی فراموشکارتر از آنکه به یاد داشته باشیم ما در چرخه آفرینشیم و بخشی از آن. سال هاست که به خیال خام، بر گردن طبیعت سوار شده ایم و چهار نعل تاخته ایم. طبیعت اما از بین نمی رود. متکبر است. هرگاه به نبودنمان برای بودنش نیازمند باشد همه معوقات خود را یکجا بازپس می گیرد.

طبیعت هرگز اهل معامله بر سر آزادی خویش نبوده است. طبیعت را شعار "مرگ بر" ، عقب نمی راند و پوپولیسم فریب نمی دهد. سرکشی کردن با آن مطلقا حماقت است. طبیعت روزی تمام زخم های تنش را التیام می بخشد، چه با حضور ما و چه بدون حضور ما.