ویرگول
ورودثبت نام
غزل خلج هدایتی
غزل خلج هدایتیصدای حقوق زنان در ویرگول؛ دانشجوی حقوق و نویسنده‌ای که قانون را به زبان زندگی می‌نویسد، نه صرفاً به زبان کتاب‌ها.
غزل خلج هدایتی
غزل خلج هدایتی
خواندن ۲۰ دقیقه·۶ روز پیش

پیشرفت حقوق زنان از گذشته تا امروز

مقدمه

حقوق زنان، یکی از بنیادی‌ترین و درعین‌حال چالش‌برانگیزترین موضوعات تاریخ اجتماعی و سیاسی بشر است. اگر بخواهیم به عقب برگردیم و جایگاه زن را در جوامع مختلف مرور کنیم، می‌بینیم که تصویر زن همیشه ثابت نبوده است؛ گاهی او را در مقام مادر، الهه یا نگهبان ارزش‌های اخلاقی ستوده‌اند و گاهی در جایگاهی فروتر از مردان قرار داده‌اند، گویی که وجودش تنها به‌عنوان ابزاری برای ادامه نسل معنا داشته است. همین نوسان میان احترام و محدودیت، تحسین و تحقیر، باعث شده که تاریخ زنان، تاریخی پر از تضاد و مبارزه باشد

پیشرفت حقوق زنان تنها یک مسیر خطی نبوده که از تاریکی به روشنایی برسد. بلکه بیشتر شبیه جریانی پرپیچ پیچ‌وخم است؛ گاهی با موج‌های بزرگ تغییر همراه بوده (مثل انقلاب‌های اجتماعی یا تصویب حق رأی زنان) و گاهی با رکود و حتی عقب‌گرد. اما در مجموع، اگر کل تاریخ بشر را نگاه کنیم، می‌بینیم که زنان قدم‌به‌قدم توانسته‌اند از محدودیت‌ها عبور کنند و جایگاه انسانی و اجتماعی خود را باز پس گیرند.

بررسی این مسیر اهمیت زیادی دارد. اول به این دلیل که نشان می‌دهد حقوق و آزادی‌های امروز زنان، نتیجه تلاش و مبارزه نسل‌های قبلی است؛ دستاوردی که آسان به دست نیامده و با مقاومت‌های شدید روبه‌رو بوده است. دوم، مرور گذشته کمک می‌کند بفهمیم چه چالش‌هایی هنوز حل‌نشده باقی‌مانده و چرا در بسیاری از جوامع، برابری جنسیتی همچنان در حد شعار است و سوم، این نگاه تاریخی می‌تواند الهام‌بخش نسل‌های جدید باشد تا بدانند مبارزه برای عدالت جنسیتی پایانی ندارد و هر نسل وظیفه دارد آن را ادامه دهد.

در این مقاله، به‌صورت تحلیلی و انسانی، سیر تحول حقوق زنان را از جوامع باستان تا جهان معاصر بررسی می‌کنیم. از مصر و ایران باستان تا قرون‌وسطی و رنسانس، از انقلاب‌های سیاسی تا شکل‌گیری جنبش‌های فمینیستی، از وضعیت زنان در ایران تا چالش‌های دنیای دیجیتال امروز. تلاش می‌کنیم نشان دهیم که چگونه زنان از جایگاه حاشیه‌ای به مرکز تحولات اجتماعی رسیده‌اند.

حقوق زنان در جوامع باستان

زنان در مصر باستان

مصر باستان یکی از نخستین تمدن‌هایی بود که در آن، زنان از حقوقی نسبی برخوردار بودند. برخلاف بسیاری از جوامع باستانی که زنان را اساساً زیرمجموعه پدر یا شوهر می‌دانستند، در مصر زنان می‌توانستند مالک زمین و دارایی باشند، قرارداد ببندند، و حتی در مواردی مقام‌های سیاسی و مذهبی به دست آورند. شواهدی وجود دارد که برخی از زنان مصری به مقام فرعونی رسیدند؛ مشهورترین آن‌ها «حتشپسوت»[i] بود که یکی از قدرتمندترین فرعون‌های تاریخ مصر محسوب می‌شود.

البته این حقوق گسترده، به معنای برابری کامل نبود. زنان معمولی در اغلب موارد محدود به کارهای خانگی یا کشاورزی بودند و امکان آموزش و مشارکت گسترده در سیاست را نداشتند. بااین‌حال، نسبت به بسیاری از تمدن‌های هم‌عصر، وضعیت زنان در مصر به‌مراتب بهتر بود و همین باعث شده تاریخ‌نگاران مصر را یکی از نقاط روشن در تاریخ اولیه حقوق زنان بدانند.

زنان در ایران باستان

در ایران باستان، به‌ویژه در دوره هخامنشیان، زنان جایگاه اجتماعی مشخصی داشتند. منابع تاریخی و الواح به‌جامانده از تخت‌جمشید نشان می‌دهد که زنان در کارهای اقتصادی و اداری نقش ایفا می‌کردند و حتی دربار برای آن‌ها دستمزد تعیین می‌کرد. برخی اسناد نشان می‌دهد که زنان می‌توانستند زمین و اموال داشته باشند و در اداره امور کشاورزی مشارکت کنند.

زنان دربار هخامنشی گاهی نفوذ سیاسی بالایی داشتند. برای نمونه، «آتوسا» دختر کوروش بزرگ و همسر داریوش، نفوذ زیادی در تصمیمات سیاسی داشت. در دوره ساسانی، باوجود سلطه بیشتر قوانین مذهبی، همچنان زنان اشرافی توانایی مالکیت و نفوذ سیاسی داشتند، اما زنان طبقات پایین‌تر عمدتاً به زندگی خانوادگی محدود می‌شدند.

زنان در یونان باستان

یونان باستان تصویری پیچیده از جایگاه زن به ما می‌دهد. در آتن، مرکز فلسفه و دموکراسی، زنان تقریباً هیچ حقی نداشتند: حق رأی، مالکیت مستقل یا حضور در عرصه عمومی برای آن‌ها ممنوع بود. زنان آتنی اغلب در خانه محبوس بودند و تنها وظیفه‌شان زایش و نگهداری از خانواده بود.

در مقابل، در اسپارت که جامعه‌ای نظامی‌گرا بود، زنان آزادی بیشتری داشتند. آن‌ها می‌توانستند زمین به ارث ببرند، ورزش کنند و در غیاب مردان (که در جنگ بودند) عملاً اداره خانه و زمین را به دست گیرند. بااین‌حال، حتی در اسپارت هم زنان از مشارکت سیاسی محروم بودند.

یونان باستان باوجود دستاوردهای بزرگ فلسفی، در زمینه حقوق زنان عقب‌مانده بود. فیلسوفانی چون ارسطو زنان را ذاتاً فروتر از مردان می‌دانستند و این نگاه قرن‌ها بر اندیشه غرب تأثیر گذاشت.

زنان در روم باستان

در روم باستان، ابتدا زنان جایگاه محدودی داشتند، اما به‌تدریج با گسترش امپراتوری، برخی حقوق قانونی به دست آوردند. زنان می‌توانستند مالکیت داشته باشند، در دادگاه‌ها حاضر شوند و در زندگی اجتماعی مشارکت کنند. بااین‌حال، همچنان تابعیت از پدر یا شوهر یک اصل اساسی بود.

در دوره امپراتوری، برخی زنان خاندان سلطنتی به‌ویژه مادران و همسران امپراتوران، نقش سیاسی مهمی ایفا کردند. اما در سطح جامعه، نقش اصلی زنان همچنان در چارچوب خانواده تعریف می‌شد.

زنان در هند و چین باستان

در هند باستان، جایگاه زنان به‌شدت وابسته به نظام طبقاتی (کاست) و باورهای مذهبی بود. در متون مقدس هندویی، زن بیشتر در نقش همسر و مادر ارزش‌گذاری شده و اطاعت از شوهر به‌عنوان وظیفه اصلی او معرفی شده بود. بااین‌حال، در دوره‌های اولیه و در برخی مناطق، زنان از حق آموزش برخوردار بودند و حتی در فلسفه و عرفان نقش داشتند.

در چین باستان، آموزه‌های کنفوسیوسی[ii] تأثیر عمیقی بر جایگاه زنان گذاشت. زن «تابع» مرد تعریف می‌شد: اول تابع پدر، سپس شوهر، و در نهایت پسرش. با این وجود، زنان اشرافی گاهی در سیاست و هنر تأثیرگذار بودند، ولی اکثریت زنان در محدودیت شدید زندگی می‌کردند.

جمع‌بندی بخش اول

اگر بخواهیم یک تصویر کلی از جوامع باستان بکشیم، باید بگوییم که زنان در برخی تمدن‌ها (مثل مصر و ایران باستان) از حقوق نسبی برخوردار بودند و حتی توانستند در اقتصاد و سیاست نقش داشته باشند، اما در اکثر نقاط جهان، نگاه غالب به زن همچنان نگاه مالکیت‌محور و مردسالارانه بود. زن اغلب وابسته به پدر یا شوهرش تعریف می‌شد و آزادی فردی محدودی داشت.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که حقوق زنان نه‌تنها به زمان، بلکه به فرهنگ، مذهب و ساختار اقتصادی جامعه نیز وابسته بوده است. تجربه مصر یا ایران باستان ثابت می‌کند که حتی در دوران قدیم هم امکان داشت زنان جایگاهی فراتر از «خانه‌نشینی» داشته باشند. اما متأسفانه، بخش بزرگی از تاریخ بعدی، روندی محدودکننده‌تر برای زنان رقم زد.

حقوق زنان در قرون‌وسطی و رنسانس

زنان در قرون‌وسطی اروپا

قرون‌وسطی (حدود سده‌های ۵ تا ۱۵ میلادی) دورانی بود که دین مسیحیت و به‌ویژه کلیسای کاتولیک نقشی محوری در ساختار اجتماعی، فرهنگی و حقوقی اروپا ایفا می‌کرد. نگاه کلیسا به زن، برخلاف مصر یا ایران باستان، بیشتر بر ضعف و گناه ذاتی زن تأکید داشت. از نظر الهیاتی، داستان حوّا به‌عنوان نخستین زن، بهانه‌ای شد برای نسبت‌دادن وسوسه و سقوط انسان به زنان. همین نگاه باعث شد زنان اغلب در جایگاهی فروتر از مردان قرار بگیرند.

در قوانین کلیسایی و عرفی، زنان بیشتر تحت سرپرستی مردان تعریف می‌شدند. ازدواج به‌عنوان پیوندی مقدس مطرح شد که در آن زن موظف به اطاعت از شوهر بود. حق مالکیت مستقل محدود بود و اغلب اموال زن پس از ازدواج در اختیار شوهر قرار می‌گرفت.

بااین‌حال، تصویر زنان در قرون‌وسطی یکدست نبود. از یک سو، زنانی به جرم «جادوگری» یا «انحراف» شکنجه و سوزانده می‌شدند؛ از سوی دیگر، برخی زنان اشرافی و ملکه‌ها در سیاست و دیپلماسی نقش مهمی ایفا می‌کردند. ملکه «النور آکیتن»[iii] نمونه‌ای از زنی قدرتمند در قرون‌وسطی است که در جنگ‌ها، حکومت و فرهنگ تأثیرگذار بود.

همچنین، در دنیای صومعه‌ها، زنان راهبه می‌توانستند زندگی‌ای مستقل‌تر داشته باشند. برخی راهبه‌ها در آموزش، نگارش و مراقبت‌های درمانی نقش داشتند. «هیلدگارد فون بینگن»، فیلسوف و موسیقی‌دان آلمانی، یکی از نمونه‌های بارز زنانی است که در فضای دینی هم توانستند اندیشه و هنر خود را بروز دهند.

زنان در دنیای اسلامی قرون‌وسطی

در همین دوران، در جهان اسلام، وضعیت زنان متنوع بود. از یک سو، متون دینی به زنان حق مالکیت، ارث و مشارکت در برخی امور اقتصادی می‌دادند. در تاریخ اسلام زنانی چون «خدیجه» همسر پیامبر اسلام نمونه‌ای از زن تاجر و بانفوذ بودند. زنان می‌توانستند مالک زمین باشند و در دادگاه شهادت دهند.

از سوی دیگر، ساختارهای فرهنگی و قبیله‌ای، همراه با تفاسیر محدودکننده از متون دینی، باعث شد زنان در بسیاری از جوامع اسلامی از مشارکت سیاسی و اجتماعی بازبمانند. البته در دوره‌های مختلف، زنان دربار یا حرم‌سراها نقش‌های پنهان اما مؤثر در سیاست ایفا کردند. برای مثال، در دوران عباسی و عثمانی، برخی از زنان قدرت زیادی در دربار داشتند، گرچه این نفوذ رسمی و عمومی نبود.

تصویر کلی از زنان در قرون‌وسطی

در مجموع، قرون‌وسطی دوره‌ای بود که زنان بیشتر با محدودیت و سرکوب مواجه بودند. کلیسا، قوانین فئودالی و ساختارهای مردسالارانه همگی دست‌به‌دست هم دادند تا زن در حاشیه قرار گیرد. بااین‌حال، همین دوران بود که بذور مقاومت و اندیشه‌های تازه کاشته شد؛ زنانی که در هنر، ادبیات یا زندگی مذهبی استقلال نسبی یافتند، زمینه‌ساز تغییرات آینده شدند.

رنسانس و آغاز تغییر نگاه به زنان

رنسانس (قرن ۱۴ تا ۱۷ میلادی) به معنای «نوزایی» است؛ دورانی که اروپا شاهد شکوفایی دوباره علم، هنر و اندیشه بود. با رنسانس، انسان‌گرایی (Humanism) به‌عنوان مکتبی فکری رشد کرد و بر ارزش و توانایی انسان فارغ از جایگاه طبقاتی یا دینی تأکید داشت. این تحول فکری به طور غیرمستقیم بر نگاه به زنان هم اثر گذاشت.

در هنر رنسانس، زنان بیشتر به‌عنوان سوژه زیبایی و الهام‌بخش به تصویر کشیده شدند. نقاشانی چون لئوناردو داوینچی و بوتی چلی زن را در مرکز آثار خود قرار دادند. هرچند این بازنمایی‌ها اغلب بیشتر بر زیبایی جسمانی تمرکز داشت تا بر جایگاه اجتماعی، اما دست‌کم زن از حاشیه به متن آثار هنری آمد.

از نظر آموزشی، در برخی جوامع اروپایی زنان اشرافی توانستند آموزش ببینند. فیلسوفانی مانند «کریستین دو پیزان» که کتاب «شهر زنان» را نوشت، از نخستین زنانی بود که به طور مستقیم به دفاع از شأن و حقوق زنان پرداخت. او استدلال می‌کرد که زنان نه‌تنها پایین‌تر از مردان نیستند، بلکه اگر فرصت و آموزش برابر داشته باشند، توانایی‌های مشابه یا حتی برتری خواهند داشت.

در رنسانس همچنین زنان بیشتری به فعالیت در موسیقی، شعر و ادبیات پرداختند. برخی از آن‌ها توانستند جایگاهی در دربارها یا محافل روشنفکری بیابند. اما همچنان دسترسی به آموزش برای زنان محدود بود و عملاً فقط به طبقات اشراف و ثروتمند تعلق داشت.

گذار به دوران مدرن

رنسانس با خود بذر تغییر را آورد، اما این تغییر کامل نبود. زنان هنوز فاقد حق رأی، استقلال حقوقی و آزادی گسترده بودند. بااین‌حال، این دوران اهمیت زیادی دارد؛ چون پایه‌های فلسفی و فکری برای جنبش‌های بعدی در آن شکل گرفت. اندیشه‌های انسان‌گرایانه، تأکید بر خرد و آزادی فردی، و رشد علوم اجتماعی، همگی زمینه‌ساز انقلاب‌های قرون ۱۸ و ۱۹ شدند؛ انقلاب‌هایی که سرانجام به مطالبه جدی حقوق زنان انجامید.

جمع‌بندی بخش دوم

قرون‌وسطی برای زنان دوران محدودیت، حاشیه‌نشینی و سرکوب بود، اما در دل همین دوران مقاومت‌هایی شکل گرفت: زنانی که در کلیسا، صومعه، یا دربار اشرافی حضوری پررنگ داشتند. رنسانس باوجودآنکه آزادی کامل به زنان نداد، اما نگاه انسان‌گرایانه و توجه به فردیت، دروازه‌ای تازه گشود. این دوران نشان داد که تغییر نگرش نسبت به زن ممکن است و اگرچه کند، اما آغاز شده بود.

انقلاب‌ها و قرن‌های ۱۸ و ۱۹

انقلاب فرانسه و تأثیر آن بر حقوق زنان

انقلاب کبیر فرانسه (۱۷۸۹) یکی از بزرگ‌ترین رخدادهای سیاسی و اجتماعی تاریخ بود که شعارش «آزادی، برابری، برادری» بود. این انقلاب نه‌تنها ساختار سیاسی فرانسه را تغییر داد، بلکه الهام‌بخش بسیاری از جنبش‌های آزادی‌خواهی در سراسر جهان شد.

بااین‌حال، زنان در عمل از این «آزادی و برابری» سهم اندکی داشتند. اگرچه در جریان انقلاب، زنان دوشادوش مردان در خیابان‌ها حضور داشتند، تظاهرات می‌کردند، نان می‌خواستند و علیه استبداد مبارزه می‌کردند، اما وقتی قانون اساسی جدید فرانسه تدوین شد، حقوق سیاسی برای زنان در نظر گرفته نشد.

یکی از مشهورترین صداهای زنانه در انقلاب فرانسه، المپ دو گوژ بود. او در ۱۷۹۱ «اعلامیه حقوق زن و شهروند» را نوشت که در آن خواستار برابری زنان با مردان در تمامی عرصه‌ها شد. این متن، پاسخی مستقیم به «اعلامیه حقوق بشر و شهروند» بود که مردان نوشته بودند و زنان را نادیده گرفته بودند. المپ دو گوژ به دلیل همین فعالیت‌ها بعدها به جرم «افراط‌گرایی» اعدام شد. اما نوشته او به یکی از نخستین اسناد فمینیستی تاریخ بدل شد.

انقلاب فرانسه نشان داد که حتی در میان شعارهای آزادی‌خواهانه، زنان باز هم به حاشیه رانده می‌شوند. اما صدای زنانی مانند المپ دو گوژ شروعی برای حرکت‌های گسترده‌تر شد.

انقلاب آمریکا و زنان

انقلاب آمریکا (۱۷۷۶) نیز تأثیر مشابهی داشت. اگرچه «اعلامیه استقلال آمریکا» بر آزادی و حقوق طبیعی انسان‌ها تأکید داشت، اما زنان در عمل از این حقوق محروم ماندند. همسران رهبران انقلاب، مانند «ابیگل آدامز» (همسر جان آدامز، دومین رئیس‌جمهور آمریکا) تلاش کردند از نفوذ خود برای دفاع از زنان استفاده کنند. ابیگل در نامه‌ای معروف به شوهرش نوشت: «یادتان باشد زنان را در قوانین جدید فراموش نکنید. اگر ما را نادیده بگیرید، ما هم شورش خواهیم کرد.»

 

اما رهبران سیاسی وقت این خواسته‌ها را جدی نگرفتند. بااین‌حال، همین نوشته‌ها و اعتراضات نشان داد که زنان در آستانه ورود به مرحله جدیدی از مبارزه اجتماعی هستند.

قرن هجدهم و پیدایش اندیشه‌های فمینیستی

در قرن ۱۸، هم‌زمان با عصر روشنگری، اندیشمندانی شروع به بازنگری در جایگاه زنان کردند. فیلسوفانی مانند مری ولستون‌کرافت (Mary Wollstonecraft) در انگلستان، از مهم‌ترین چهره‌های این دوران بودند.

مری ولستون‌کرافت در سال ۱۷۹۲ کتاب معروف خود «دفاع از حقوق زن» (A Vindication of the Rights of Woman) را منتشر کرد. او در این اثر استدلال کرد که زنان و مردان از نظر عقلانی برابرند و اگر زنان آموزش برابر داشته باشند، هیچ دلیلی وجود ندارد که در جامعه جایگاهی فروتر داشته باشند. این کتاب، سنگ بنای فمینیسم مدرن شد.

قرن نوزدهم و جنبش‌های حق رأی زنان

قرن ۱۹ میلادی دوره‌ای بود که زنان به شکل سازمان‌یافته‌تر وارد عرصه مبارزه اجتماعی شدند. مهم‌ترین مطالبه این دوران حق رأی زنان بود.

در بریتانیا، جنبشی به نام «سافرجت‌ها» (Suffragettes) شکل گرفت. زنانی مانند «امیلین پانکهرست» و دخترانش، با اعتراضات، اعتصاب غذا و حتی درگیری‌های خیابانی، خواستار حق رأی شدند. این زنان به زندان افتادند، شکنجه شدند، اما عقب‌نشینی نکردند.

در آمریکا، اولین گردهمایی بزرگ زنان در سِنِکا فالز (۱۸۴۸) برگزار شد. در این گردهمایی، زنانی مانند «الیزابت کدی استانتون» و «لوکرتیا مات» «اعلامیه احساسات» (Declaration of Sentiments) را تدوین کردند که در آن برابری زنان با مردان در زمینه آموزش، کار و سیاست مطالبه شد. این سند، یکی از نخستین مانیفست‌های رسمی جنبش زنان بود.

تا پایان قرن ۱۹، جنبش حق رأی در کشورهای مختلف گسترش یافت. در نیوزیلند، زنان در سال ۱۸۹۳ به‌عنوان نخستین کشور جهان به حق رأی دست یافتند. این موفقیت الهام‌بخش بسیاری از کشورها شد.

زنان و انقلاب صنعتی

قرن ۱۹ همچنین دوران انقلاب صنعتی بود؛ تحولی عظیم که نه‌تنها اقتصاد، بلکه ساختار اجتماعی را نیز دگرگون کرد. با ظهور کارخانه‌ها، نیاز به نیروی کار افزایش یافت و زنان بسیاری وارد محیط کار شدند.

این تغییر اگرچه در ابتدا به استثمار زنان منجر شد (ساعات کاری طولانی، دستمزد پایین، شرایط خطرناک)، اما پیامد مثبت آن این بود که زنان حضور خود را در عرصه عمومی تثبیت کردند. زنان کارگر شروع به سازماندهی اتحادیه‌ها کردند و مطالبات خود را در کنار کارگران مرد پیش بردند.

همچنین، ورود زنان به محیط‌های کاری و تحصیلی باعث شد مبارزات فکری و اجتماعی آن‌ها گسترده‌تر شود. بسیاری از فعالان فمینیست موج اول، خود از طبقات متوسط یا کارگر بودند و تجربه کار در کارخانه یا مدرسه را داشتند.

ادبیات و زنان قرن ۱۹

قرن ۱۹ شاهد ظهور نویسندگان زن بزرگی بود که از طریق ادبیات به دفاع از زنان پرداختند. جین آستین در انگلستان، با رمان‌هایش به نقد جایگاه زنان در ازدواج و جامعه پرداخت. شارلوت و امیلی برونته، نویسندگان رمان‌هایی چون «جین ایر» و «بلندی‌های بادگیر»، شخصیت‌های زن قدرتمندی خلق کردند که فراتر از کلیشه‌های زمان خود بودند.

این آثار نه‌تنها از نظر هنری ارزشمند بودند، بلکه نقشی مهم در تغییر نگاه جامعه نسبت به زنان ایفا کردند. ادبیات، پلی شد برای بیان اعتراض زنانه در دوره‌ای که امکان سخن‌گفتن مستقیم بسیار محدود بود.

جمع‌بندی بخش سوم

قرون ۱۸ و ۱۹ را می‌توان دوران «بیداری زنان» نامید. انقلاب‌های آمریکا و فرانسه زمینه‌های فکری و سیاسی را برای تغییر فراهم کردند، اما در عمل زنان هنوز محروم بودند. بااین‌حال، اندیشمندانی چون مری ولستون‌کرافت، فعالانی چون المپ دو گوژ، و جنبش‌های حق رأی زنان، مسیر تازه‌ای را گشودند.

ورود زنان به عرصه کار در انقلاب صنعتی، رشد آموزش، و ظهور نویسندگان زن، همگی به این جریان شتاب بخشیدند. اگرچه هنوز راه طولانی در پیش بود، اما در پایان قرن ۱۹ دیگر نمی‌شد زنان را نادیده گرفت؛ آن‌ها به بازیگران فعال جامعه تبدیل شده بودند و قرن بیستم، قرن ورود رسمی آن‌ها به سیاست و حقوق مدنی شد.

زنان و حقوق اجتماعی در قرن بیستم

قرن بیستم نقطة عطفی در تاریخ زنان به شمار می‌رود؛ چرا که هم‌زمان با تغییرات عظیم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، موقعیت اجتماعی زنان نیز دگرگون شد. این قرن با جنگ‌های جهانی، انقلاب‌ها، جنبش‌های آزادی‌بخش و ظهور ایدئولوژی‌های نو همراه بود و همة این عوامل به‌گونه‌ای مستقیم یا غیرمستقیم بر زندگی زنان تأثیر گذاشتند.

جنگ‌های جهانی و نقش زنان

در جریان جنگ جهانی اول و دوم، بسیاری از مردان به جبهه‌ها رفتند و زنان ناچار شدند جای آنان را در کارخانه‌ها، مزرعه‌ها و صنایع پر کنند. این تغییر، اولین تجربة بزرگ زنان برای حضور رسمی و گسترده در بازار کار بود. اگرچه پس از پایان جنگ، بسیاری از آنان مجبور به ترک شغل شدند، اما این تجربه نشان داد که زنان توانایی انجام مشاغلی فراتر از کار خانگی را دارند.

حق رأی زنان

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای قرن بیستم، حق رأی زنان بود. در اوایل این قرن، کشورهایی چون نیوزیلند (۱۸۹۳)، فنلاند (۱۹۰۶) و سپس ایالات متحده (۱۹۲۰) به زنان اجازة مشارکت سیاسی دادند. به‌تدریج این روند به دیگر کشورها نیز گسترش یافت و امروز، حق رأی زنان به‌عنوان یک اصل بدیهی حقوق بشر شناخته می‌شود.

جنبش‌های فمینیستی

قرن بیستم شاهد شکل‌گیری موج‌های مختلف فمینیسم بود:

1.      موج اول: تمرکز بر حق رأی و حقوق قانونی (اوایل قرن).

2.      موج دوم: تلاش برای برابری در کار، آموزش و آزادی‌های فردی (۱۹۶۰–۱۹۸۰).

3.      موج سوم: توجه به هویت، تنوع فرهنگی و حقوق اقلیت‌ها (۱۹۹۰ به بعد).

این موج‌ها باعث شدند که نگاه به زنان از «حاشیه‌ای و تابع» به «مستقل و صاحب حق» تغییر کند.

ورود زنان به عرصه‌های علمی و فرهنگی

زنان در قرن بیستم وارد دانشگاه‌ها شدند و در رشته‌هایی چون پزشکی، حقوق، علوم پایه و هنر نقش‌آفرینی کردند. نام‌هایی چون ماری کوری، سیمون دوبووار و روزالین فرانکلین نشان‌دهندة شکوفایی استعداد زنان در این دوران است.

۵. پیشرفت در حقوق خانواده

قوانین بسیاری در کشورهای مختلف تغییر یافت: محدودیت بر طلاق کاهش یافت، حق حضانت به زنان داده شد و خشونت خانگی به‌عنوان جرم شناخته شد. این تحولات، مسیر زندگی خانوادگی زنان را متحول کرد.

زنان در خاورمیانه و ایران در قرن بیستم

اگرچه در بسیاری از کشورهای غربی در قرن بیستم زنان توانستند به حقوقی اساسی دست پیدا کنند، در خاورمیانه و به‌ویژه ایران این مسیر پرچالش‌تر بود. تفاوت‌های فرهنگی، سنتی و سیاسی باعث شد که روند پیشرفت زنان در این منطقه هم‌زمان با فراز و نشیب‌های زیادی همراه شود.

وضعیت زنان در آغاز قرن بیستم

در ابتدای قرن، زنان در خاورمیانه و ایران اغلب محدود به نقش‌های سنتی بودند: کار در خانه، تربیت فرزندان و تبعیت از تصمیمات مردان. دسترسی به آموزش برای بیشتر زنان ممکن نبود و مشارکت سیاسی تقریباً به صفر می‌رسید. اما همین دوران، نقطة آغاز جنبش‌های نوین زنان بود.

جنبش مشروطه و نقش زنان ایرانی

انقلاب مشروطه (۱۲۸۵ هجری شمسی) نقطه‌ای مهم در تاریخ زنان ایران است. زنان در تظاهرات شرکت کردند، نشریات ویژة زنان منتشر شد و مدارس دخترانه به‌تدریج تأسیس شدند. اگرچه در قانون اساسی مشروطه به زنان حق رأی داده نشد، اما این حضور، نخستین گام جدی در ورود زنان به عرصة عمومی محسوب می‌شود.

دوران پهلوی اول و دوم

پهلوی اول (رضاشاه): تأسیس مدارس دخترانه رسمی، کشف حجاب اجباری و ورود محدود زنان به حوزة کار. این اقدامات از یک‌سو دسترسی به آموزش را افزایش داد؛ اما از سوی دیگر با مقاومت سنت‌گرایان و اجبار حکومتی، بسیاری از زنان را دچار بحران هویت کرد.

پهلوی دوم (محمدرضا شاه): گسترش دانشگاه‌ها، اعطای حق رأی به زنان در سال ۱۳۴۲، و حضور زنان در پارلمان و دولت. این دوران زنان بیشتری را وارد فضای سیاسی و اجتماعی کرد، اما همچنان بسیاری از نابرابری‌ها پابرجا بود.

زنان در انقلاب ۱۳۵۷

زنان نقش گسترده‌ای در انقلاب اسلامی ایران داشتند. آن‌ها در تظاهرات خیابانی حضور پررنگ داشتند و در فضای سیاسی اثرگذار شدند. پس از انقلاب، قوانین بسیاری تغییر یافت:

·         حجاب اجباری شد.

برخی حقوق خانواده (مانند حضانت و طلاق) محدودتر گردید.

اما در مقابل، فرصت‌های تازه‌ای برای تحصیل و مشارکت اجتماعی ایجاد شد و تعداد زیادی از زنان وارد دانشگاه‌ها شدند.

تحولات اجتماعی و فرهنگی پس از انقلاب

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰: جنگ ایران و عراق باعث شد زنان مسئولیت‌های بیشتری در خانواده و اجتماع بر عهده بگیرند.

در دهه‌های ۸۰ و ۹۰: افزایش شدید حضور زنان در دانشگاه‌ها، ظهور نویسندگان، هنرمندان و فعالان زن، و تقاضای گسترده‌تر برای حقوق برابر.

امروزه: زنان ایرانی بخش مهمی از نیروی متخصص کشور هستند، در عرصه‌های هنری و ورزشی در سطح بین‌المللی می‌درخشند، و همچنان برای تغییرات حقوقی و اجتماعی تلاش می‌کنند.

زنان در دیگر کشورهای خاورمیانه

ترکیه: در دوران آتاتورک، زنان زودتر از بسیاری کشورهای اروپایی حق رأی گرفتند (۱۹۳۴).

مصر: از اوایل قرن بیستم زنان در جنبش‌های ملی‌گرایانه شرکت کردند و بعدها توانستند به عرصه‌های آموزشی و شغلی وارد شوند.

کشورهای حوزة خلیج‌فارس: در دهه‌های پایانی قرن بیستم، زنان کم‌کم وارد آموزش عالی شدند؛ اما همچنان محدودیت‌های زیادی داشتند.

زنان در قرن بیست ویکم؛ چالش‌ها و دستاوردهای امروز

قرن بیست ویکم برای زنان سراسر جهان قرنی سرشار از تضادهاست: از یک سو دستاوردهای بزرگ در عرصة حقوق، آموزش و مشارکت سیاسی، و از سوی دیگر چالش‌های تازه در دنیای دیجیتال، خشونت‌های نوین و موانع ساختاری.

آموزش و حضور در دانشگاه‌ها

امروز، در بسیاری از کشورها، زنان حتی بیش از مردان در دانشگاه‌ها حضور دارند. در ایران، درصد بالایی از دانشجویان دختر هستند و در رشته‌هایی مثل پزشکی، حقوق و علوم اجتماعی سهم قابل‌توجهی دارند. این روند جهانی نشان می‌دهد که تحصیل به مهم‌ترین ابزار توانمندسازی زنان تبدیل شده است.

حضور در بازار کار

زنان در قرن بیست ویکم در مشاغل گوناگون از کارمندی تا مدیریت عالی نقش‌آفرینی می‌کنند. بااین‌حال، شکاف جنسیتی در دستمزد همچنان پابرجاست؛ به طور میانگین زنان برای کار مشابه ۲۰ تا ۳۰ درصد کمتر از مردان دستمزد دریافت می‌کنند.

علاوه بر این، پدیدة «سقف شیشه‌ای» هنوز مانع ارتقای بسیاری از زنان به بالاترین جایگاه‌های مدیریتی می‌شود.

سیاست و رهبری

زنان بیشتری وارد عرصه‌های سیاسی شده‌اند. کشورهایی چون آلمان (آنگلا مرکل)، نیوزیلند (جاسیندا آردرن) و فنلاند (سانا مارین) شاهد نخست‌وزیران یا رهبران زن بوده‌اند.

در ایران نیز زنان در شورای شهر، مجلس و عرصه‌های فرهنگی حضوری فعال دارند، هرچند محدودیت‌های قانونی و ساختاری مانع پیشروی بیشتر است.

حقوق دیجیتال و فضای مجازی

ورود به قرن بیست ویکم، چالش تازه‌ای را برای زنان ایجاد کرده است: خشونت دیجیتال. از آزار و تهدید در شبکه‌های اجتماعی تا نقض حریم خصوصی و انتشار تصاویر خصوصی، زنان با خطرات جدیدی مواجه‌اند. همین موضوع بحث «حقوق زنان در فضای مجازی» را به یکی از محورهای حقوق بشر تبدیل کرده است.

سلامت و بدن زنانه

یکی از دستاوردهای مهم این قرن، افزایش آگاهی دربارة سلامت زنان است:

·         دسترسی گسترده‌تر به مراقبت‌های بهداشتی.

·         گفتگو دربارة سلامت روان و تأثیر آن بر زنان.

·         مبارزه با تابوهای مربوط به بدن زنانه (مثل قاعدگی یا سلامت جنسی).

فمینیسم در عصر جدید

امروز فمینیسم تنها به برابری حقوقی محدود نیست؛ بلکه به حوزه‌های گسترده‌تری چون محیط‌زیست، فناوری، نژاد، طبقه اجتماعی و هویت جنسی نیز توجه دارد. اصطلاح «فمینیسم بین‌المللی» با «تقاطع‌گرایی» بیان می‌کند که تجربة زنان در هر جامعه باتوجه‌به فرهنگ طبقه و موقعیت اقتصادی متفاوت است.

چالش‌های خاص ایران در قرن بیست و یکم

نرخ بالای بیکاری در میان زنان تحصیل‌کرده و محدودیت‌های حقوقی در زمینه ازدواج، طلاق، ارت، حضانت و درعین‌حال، افزایش آگاهی زنان، رشد شبکه‌های اجتماعی و ظهور جنبش‌های مدنی زنان، مسیر تازه‌ای برای تغییر فراهم کرده است.

آیندة حقوق زنان؛ چشم‌اندازها و مسیرهای پیشرو

گسترش آگاهی و آموزش

آیندة حقوق زنان بدون شک بر پایة آگاهی استوار خواهد بود. با رشد اینترنت و رسانه‌های اجتماعی زنان در سراسر جهان - حتی در مناطق محروم - امکان دسترسی به دانش و شبکه‌های حمایتی را پیدا می‌کنند. این امر باعث افزایش خودباوری مطالبه‌گری و ایجاد جنبش‌های خودجوش خواهد شد.

تکنولوژی و فرصت‌های تازه

هوش مصنوعی کارهای آنلاین و دورکاری فرصت‌های برابر بیشتری برای زنان فراهم می‌آورند. زنانی که به دلایل فرهنگی یا خانوادگی امکان حضور در بازار کار سنتی ندارند می‌توانند از طریق فضای مجازی کسب‌وکار ایجاد کنند.

اما هم‌زمان خطر تبعیض الگوریتمی و نقض حریم خصوصی دیجیتال زنان نیز وجود دارد که نیازمند قوانین حمایتی تازه است.

حقوق باروری و سلامت

یکی از مسائل مهم آینده حق انتخاب زنان بر بدن خود خواهد بود. مواردی مثل:

·         دسترسی به خدمات بهداشتی و پزشکی پیشرفته،

·         حق تصمیم‌گیری در مورد بارداری،

·         و رفع تابوها و تبعیض‌ها در حوزة سلامت زنان.

این حوزه به‌شدت به سیاست و مذهب گره خورده و احتمالاً در دهه‌های آینده یکی از پرچالش‌ترین موضوعات باقی خواهد ماند.

محیط‌زیست و نقش زنان

بحران تغییرات اقلیمی آیندة همه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. زنان به‌ویژه در جوامع درحال‌توسعه، بیشتر از مردان از این بحران آسیب می‌بینند؛ مانند کمبود آب و غذا درعین‌حال حضور زنان در رهبری جنبش‌های محیط زیستی روزبه‌روز پررنگ‌تر می‌شود.

سیاست و رهبری جهانی

پیش‌بینی می‌شود در دهه‌های آینده شمار بیشتری از زنان به بالاترین جایگاه‌های سیاسی برسند. الگوهایی چون مرکل آردون یا مارین راه را هموار کرده‌اند. احتمالاً در آینده شاهد رئیس‌جمهوران زن بیشتری در سراسر جهان خواهیم بود.

مسیرهای پیشنهادی برای آینده

·         آموزش برابر از سطح پایه تا عالی

·         قوانین حمایتی تازه در فضای مجازی و محیط کار

·         تقویت جامعه مدنی و شبکه‌های حمایتی زنان

·         گفت‌وگو میان فرهنگ‌ها برای رسیدن به برابری واقعی، نه صرفاً برابری قانونی

امید است با به کارگیری این طرح‌ها، آینده‌ای روشن برای بانوان سرزمینم و جهان به وقوع بپیوندد.

حقوق زنان
۲
۰
غزل خلج هدایتی
غزل خلج هدایتی
صدای حقوق زنان در ویرگول؛ دانشجوی حقوق و نویسنده‌ای که قانون را به زبان زندگی می‌نویسد، نه صرفاً به زبان کتاب‌ها.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید