
سفر ما به گرجستان و شهر زیبای تفلیس از باتومی آغاز شد. ما سوار قطار شدیم و در مسیر به سمت تفلیس، از ایستگاههایی مانند کوبولتی و اورکی عبور کردیم.
به محض رسیدن به ایستگاه، اولین چالش ما قیمت تاکسی بود. رانندگان قیمتهای بسیار بالایی پیشنهاد میدادند، اما با مذاکره توانستیم با قیمتی حدود ۲۰ لاری تاکسی بگیریم.
چون بسیار گرسنه بودیم، اولین جایی که غذای تازه و خوشمزه میفروخت، توقف کردیم. در اکثر مغازهها، انواع خاچاپوری را میتوان یافت. این خاچاپوریها با مواد مختلفی مانند قارچ، لوبیا، سبزیجات، بیف (گوشت گاو) یا مرغ پر میشوند و البته پنیر جزء مواد اصلی تشکیل دهندهی آنهاست. ما دو نوع نان فانتزی (یکی مرغ و یکی گوشت) را تست کردیم.
شب را به شهرگردی گذراندیم تا برای روزهای بعد برنامهریزی کنیم. برای عبور از برخی خیابانها، باید از زیرگذرها استفاده کرد، که البته همه آنها شکل یکسانی ندارند.
یکی از نکات منفی برجسته در ابتدای سفر، رفتار مردم محلی با توریستها بود. به نظر میرسید که آنها منتظر فرصت هستند تا به توریستها (با وجود توریستپذیر بودن کشورشان) آسیب بزنند یا از آنها سوءاستفاده کنند.
برای مثال، در یک هایپرمارکت (که فکر میکنم اسمش spar بود)، هنگام خرید کاکائو، صندوقدار از پس دادن بقیه پول خودداری کرد. وقتی اعتراض کردیم، با لحنی تند و بد و خیلی بدخلق صحبت میکردند و اینطور رفتار میکردند که "همین است و بیشتر نمیدهیم". این اتفاق بارها تکرار شد.
برای دیدن تصویر و ویدیوی واقعی از این سفر بیا تو لینک زیر:
برای جابهجایی در تفلیس، ما تصمیم گرفتیم از حمل و نقل عمومی استفاده کنیم. به خیابان روستاولیه رفتیم تا از آنجا کارت مترو (که دقیقاً اسمش "مترو پی" یا "مانی پی" بود) را بگیریم. این کارت هم برای مترو و هم برای اتوبوسها قابل استفاده است. خود کارت ۲ لاری قیمت دارد و برای هر نفر ۱ لاری آن را شارژ کردیم.
اما استفاده از اتوبوس چالشهای خود را داشت:
سردرگمی در ایستگاهها: در ایستگاههای اتوبوس (ایسکا) کد و شماره اتوبوسها مشخص شده (مثلاً کد ۳۴۵ برای پل صلح). با این حال، کدهای مورد نظر اغلب نمیآمدند یا مقصدی که در گوگل مپ مشخص شده بود، ناگهان عوض میشد.
عدم کمک رانندگان: رانندگان اتوبوسها بسیار غیرهمکار بودند و درخواست کمک توریستها را با "نه" یا نگاهی به آن سمت رد میکردند. حتی مردم عادی هم در راهنمایی توریستها کمکی نمیکردند.
تجربهی سوار شدن ناموفق: در یک مورد، ما سوار اتوبوس شدیم و بلیت زدیم، اما کمی جلوتر به ما گفتند پیاده شویم و ما اصلاً متوجه نشدیم چه اتفاقی افتاد.
در نهایت، ما موفق شدیم از اتوبوس استفاده کنیم. نکته مهم این است که اگر در طول یک ساعت و نیم، پس از استفاده اول، دوباره سوار اتوبوس دیگری شوید (ترنسفر)، هزینه دوم رایگان محاسبه میشود.
برای جابهجایی راحت به مکانهای دیدنی با اتوبوس، باید به کد اتوبوس توجه کنید.
در اپلیکیشنهای مسیریابی (مانند گوگل مپ)، مقصد خود (مثلاً پل صلح) را انتخاب کنید.
در بخش اتوبوسها، لیستی از کدهای رنگی نمایش داده میشود (مثلاً ۵۸ یا ۲۱۵).
هیچ چیز انگلیسی روی اتوبوسها نوشته نشده است؛ شما باید صرفاً بر اساس کدی که جلوی اتوبوس درج شده است، سوار شوید.
این خیابان یکی از قطبهای گردشگری تفلیس است. این منطقه یادآور خیابان فلسطین و تئاتر شهر تهران است، با فروشندگانی که مثل سمت انقلاب در کنار خیابان میایستند و وسایل مختلف میفروشند. ادامهی این خیابان (که شبیه ولیعصر تهران است) به میدان آزادی میرسد.
ما به این کلیسا رسیدیم که بسیار شلوغ بود. در آنجا یک عروسی گرجی در حال برگزاری بود. مردم شمع میخرند و آن را داخل کلیسا روشن میکنند و برخی نیز دست روی سرشان میکشند.
این میدان یا همان لیبرتی اسکور، ادامهی خیابان روستاولیه است. ما در نهایت به میدان آزادی رسیدیم تا از آنجا به سمت هتل برگردیم. در این نزدیکی یک میدان دیگر با ساختمانهای رنگارنگ وجود دارد که محلی برای عکاسی است.
این پل بسیار شلوغ است. در کنار این پل، غرفههایی وجود دارند که انواع غذاها و خوراکیها را عرضه میکنند؛ از جمله سوسیس، گوشت کبابی، گوشت خوک و سیب زمینی سرخ شده. آنها همچنین نان مخصوص محلی (نان آوا/نونا) را میفروشند.
پس از عبور از پل صلح، در آن سوی رودخانه، کافههای کنار خیابانی وجود دارند که میتوانید در آنها بنشینید و استراحت کنید. ما به یکی از این کافهها رفتیم تا استراحت کنیم.
سرویسدهی رستورانها و کافهها بسیار طولانی است و غذا را خیلی دیر میآورند. این موضوع یکی از نکات منفی دیگر بود.
ما برای تست، خینخالی سفارش دادیم. خینخالی نانهایی شبیه دامپلینگ هستند که انواع مختلفی دارند و با گوشت، گوشت خوک، سیب زمینی یا قارچ پر میشوند. میتوانید آنها را به صورت پخته شده یا سرخ شده سفارش دهید. اما متأسفانه، مزهی آنها چندان دلچسب و باب میل ما نبود.
در تفلیس، رستورانهایی مانند گاجین (Gajin) نیز وجود دارد که غذاهای محلی سرو میکنند. همچنین در مورد نوشیدنیهای محلی، چاچا (نوشیدنی الکلی قوی) وجود دارد که میتوان آن را با دستگاههای مخصوص خرید (به قیمت حدود ۵ لاری).
در مسیر، یک خانم (که به نظر عرب بود) از من آدرس پرسید. با وجود اینکه هیچ کس ما را راهنمایی نکرده بود، من که آدرس را در مسیر دیده بودم، به او کمک کردم.