
تصور کن بهترین دوستت را خوب میشناسی؛ میدانی چه چیزی خوشحالش میکند، از چه چیزی ناراحت میشود، و چه تواناییهایی دارد.
حالا یک سؤال مهم: آیا خودت را هم به همان اندازه میشناسی؟
یک جمله معروفی است که میگوید :" خودشناسی مقدمه خداشناسی است".
من در طی این سالها این جمله را زندگی کردم و متوجه شدم هرچقدر که خودم را بیشتر میشناسم متوجه جهان بیرون و اتفاق های آن میشوم و خدا را نیز میتوانم بهتر بشناسم.
در ادامه از این مقاله یاد میگیریم:
که چرا باید خودمان را بشناسیم
و چگونه خودمان را بیشتر بشناسیم
و از همه مهم تر شناخت خود چه کمکی به شناخت جهان بیرون میکند
هر روز تصمیم میگیریم:
چه رشتهای را دوست داریم؟ با چه کسانی دوست شویم؟ چه هدفی داشته باشیم؟
اگر خودمان را نشناسیم، تصمیمهایمان بر اساس تقلید از دیگران خواهد بود، نه بر اساس واقعیت وجود خودمان.
زمانی که عمیقا خودمان را بشناسیم میتوانیم قاطعانه تصمیم بگیریم و بعدها کمتر احساس پشیمانی میکنیم.
دانشآموزی که خودش را نمیشناسد، ممکن است رشتهای را انتخاب کند فقط چون دوستانش انتخاب کردهاند، نه چون واقعاً به آن علاقه دارد.
یا اینکه تحت تاثیر حرف والدین یک رشته را انتخاب میکند و بعدها از اینکه دیگران برای او تصمیم گرفتهاند، خشمگین میشود و دائما غر میزند.
هر انسان تواناییهای خاص خود را دارد. بعضی در هنر قوی هستند، بعضی در ورزش، بعضی در فکر کردن و تحلیل.
روانشناس معروف کارل یونگ معتقد بود:
«کسی که خود را نشناسد، زندگی را به صورت ناخودآگاه زندگی میکند.»
یعنی ممکن است استعدادهای خود را هرگز کشف نکنیم و طبق ژنتیک خودمان زندگی کنیم.
خداوند ما انسانها را منحصر به فرد آفریده و در وجود تک تک ماها استعدادهای خاصی قرار داده که بتوانیم با انجام آن زندگی را برای خودمان لذت بخش تر کنیم.
یک راز مهم
اگر میخواهی بدانی در چه کاری استعداد داری ببین کدام کار برای تو آب خوردن است ولی دیگران انجام دادن آن کار برایشان دشوار است.
برای من تولید محتوا یک کار لذت بخش است ولی برای یک فرد دیگر پخت انواع شیرینی ها، یا اینکه ورزش کردن و .... .
آیا تا به حال بدون اینکه بدانید چرا، ناراحت یا عصبانی شدهاید؟
وقتی خودمان را میشناسیم، میفهمیم:
چرا ناراحت میشویم
چرا میترسیم
چرا خوشحال میشویم
و این باعث میشود بتوانیم احساسات خود را بهتر مدیریت کنیم.
دانیل گلمن این مهارت را «هوش هیجانی» مینامد.
بعضی مواقع ما فکر میکنیم که احساسات و هیجانات خودمان را میشناسیم ولی وقتی در یک موقعیت بحرانی قرار میگیریم و فریز میشویم متوجه میشویم که نیاز داریم که عمیق تر خودمان را بشناسیم و احساسات لحظه ای خودمان را بدانیم تا بتوانیم شرایط را برای خودمان کنترل کنیم .

اعتماد به نفس واقعی از شناخت خود میآید، نه از تعریف دیگران.
وقتی بدانم:
چه تواناییهایی دارم
چه نقاط ضعفی دارم
چه کسی هستم
دیگر نیازی نداریم خودمان را با دیگران مقایسه کنیم.
وقتی که به این درک عمیق برسیم که زندگی مثل یک بازی است و هرکسی مسیر ندگی خودش را دارد، دست از مقایسه خودمان با دیگران برمیداریم و خودسرزنشگری را کنار میگذاریم و شروع به یادگیری و به کارگیری میکنیم.
اگر زمانی شرایط را آن طور که پیش بینی کرده بودیم، پیش نرفت ، خودمان را سرزنش نمیکنیم و اعتماد به نفس خودمان را زیر سوال نمیبریم .
خودشناسی یک مهارت است و میتوان آن را تمرین کرد.
از خودت بپرس:
چه چیزهایی مرا خوشحال میکند؟
چه چیزهایی مرا ناراحت میکند؟
چه کاری را دوست دارم حتی اگر سخت باشد؟
این سؤالها مانند چراغ، درون تو را روشن میکنند.
یک دفتر مخصوص داشته باش و بنویس:
امروز چه احساسی داشتم؟
چرا این احساس را داشتم؟
چه چیزی یاد گرفتم؟
نوشتن باعث میشود خودت را واضحتر ببینی.
از خودت بپرس:
در چه کاری خوب هستم؟
در چه کاری نیاز به تمرین دارم؟
هدف این نیست که کامل باشی؛ هدف این است که واقعی باشی.
وقتی کارهای جدید انجام میدهی، خودت را بهتر میشناسی.
مثلاً:
ورزش جدید
مهارت جدید
هنر جدید
هر تجربه جدید، بخشی از وجود تو را آشکار میکند.
افکار تو، شخصیت تو را میسازند.
پس فکر کردن درباره خود، مهمترین ابزار خودشناسی است.
ما گاهی اوقات ساعت ها صرف فکر کردن در رابطه با این میکنیم که دیگران در رابطه با من چه فکری دارند ولی اگر همین ساعت را صدف فکر کردن در رابطه با اعمال خودمان بکنیم میتوانیم پله پله به خودشناسی عمیق نزدیک تر شویم.
شاید بپرسی: شناخت خود چه ربطی به شناخت جهان دارد؟
پاسخ ساده است:
ما جهان را از طریق ذهن خودمان میبینیم.
وقتی احساسات خودت را بشناسی، احساسات دیگران را هم بهتر درک میکنی.
میدانی چه چیزی واقعاً برای تو مناسب است.
میفهمی:
چه میخواهی
چرا میخواهی
چگونه به آن برسی
دیگر فقط تقلید نمیکنی، بلکه فکر میکنی و بعد تصمیم میگیری.
بله، اما از همین امروز شروع میشود. خودشناسی یک مسیر است، نه یک مقصد و تا پایان عمر این روند ادامه دارد.
انسان سراسر شگفتی است.
یوی از جذابترین کتابها که در زمینه شناختن عمیق تر خودت میتوانم معرفی کنم " کتاب تو آغازگر نبودی" است.
بله. به همین دلیل باید:
تجربه کنی
فکر کنی
یاد بگیری
متاسفانه خبر بد اینکه ما انسانها خیلی راحت خودمان را گول میزنیم و اگر عمیقا خودمان را نشناسیم در این تله گیر میکنیم.
بله. زیرا موفقیت واقعی زمانی اتفاق میافتد که مسیر مناسب خودت را انتخاب کنی و مسئولیت زندگی و تصمیمهای را بپذیری و دیگر دنبال مقصر نگردی.
به زندگی ات به چشم تجربه زیسته نگاه میکنی و به خودت میگویی که من فقط یک بار زندگی میکنم پس همین یکبار را به گونه ای زندگی میکنم که حسرتی در دل خودمان باقی نگذاريم.
ممکن است:
مسیر اشتباه انتخاب کنی
از زندگی رضایت نداشته باشی
فقط از دیگران تقلید کنی
و همیشه از اینکه سردرگم هستی ناراحت هستی و دائما دنبال عامل بیرونی برای بهتر شدن حالت میگردی، درحالی همه همه چیز از خودت شروع میشود.
خودشناسی عمیق یعنی:
فهمیدن اینکه چه کسی هستی
چه تواناییهایی داری
چه احساسی داری
چه هدفی داری
خودشناسی باعث میشود:
تصمیمهای بهتر بگیری
اعتماد به نفس داشته باشی
استعدادهایت را کشف کنی
زندگی آگاهانهتری داشته باشی
خودشناسی یعنی روشن کردن چراغ درون و آگاهانه قدم برداشتن در مسیر زندگی.
من مریم غیاثی هستم و به دانشآموزان کمک میکنم که آگاهانه زندگی کنند اگر تو هم دوست داری که خودت را بیشتر بشناسی میتوانی کانال ایتا مسیر سبز را دنبال کنی.