سرآغاز دوباره ی قلم...

حال که قلم را به دست گرفته ام افکارم چه ناجوانمردانه هجوم می آورند...

آرام باشید...فریاد نزنید...اشک نریزید...

همه تان را به بند کاغذ خواهم کشید...تک به تک

هر کدامتان که بزرگترید اول بیایید...اما بیایید

مثل همیشه تا به سر قلم میرسید شیطانی نکنید...

فرار نکنید...به چشمانم حمله نکنید...

خرده شیشه نشوید و از چشمانم بیرون نریزید...فقط کاغذ خیس میشود نه چیز دیگر...

همین الان بیایید...و تمام کنید این بازی مزخرف را...

تمام کنید این با عقل پس زدن ها و با دل پیش کشیدن ها را...

خودتان را جمع کنید...

من متعلق به اینجا نیستم ...شما هم متعلق به من نیستید...