ویرگول
ورودثبت نام
گلادیاتور اتاق بی‌پنجره
گلادیاتور اتاق بی‌پنجرهمن رحم ندارم
گلادیاتور اتاق بی‌پنجره
گلادیاتور اتاق بی‌پنجره
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

بگو آرزوتم آرزومی

به شعر و احساسات

به قلقلک

و وقت‌هایی که همه‌چیز خیلی بامزه اتفاق میفتد.

به اینها

که اگر زنده فرضشان کنم،

و وظیفه‌ی رهگذری را به گربه‌ها واگذار،

و جای سگ‌ها و آدم‌ها عوض،

و جای مناسبی در شرتم برای ساکنین، درست،

پیدا،

و دست‌تکان‌دادن برای پنگوئن‌ها باشد،

قطب شمال،

دور،

دور،

و سرد،

تهران جای دیدنی‌ای ندارد،

بهترین جای ماندن،

در راه است.

در چندتا راهِ حدودن یک‌ساعته

و در خلالش چندتا حوصله‌ی بیشترسررفته.

و دوباره مترو.

و اگر انتظار را عادی فرض کنیم.

غریبه‌های خندان را می‌شود سلام کرد.

قطب جنوب دورتر و دورافتاده‌تر‌ست.

این اطراف مطب روانشناسی کجاست؟

روانشناس‌های مصرف‌کننده ‌

و دستشویی‌هایی که از هردوطرف قفل می‌شوند

شلوارهایی که از هیچ‌طرف پایین کشیده نمی‌شوند

و داروهایی به نام "آنتی‌شیاف" که مستقیم روی مغز اثر می‌گذارند.

و وقتی مغزت را درسته در کاسه‌ی توالتشان گذاشتی،

ازین به بعد باید دنبال کاسه‌های جدید بگردم.

کود بدون خاک برای روییدن کافی نیست

و از ریدن در گلدان‌ها چیزی به تو نمی‌ماسد

بر که گردم هم دنبال بازی‌های بیشتری نمی‌گردم.

من حرف دارم برای گفتن.

و این بازی‌هات، هردفعه ساکت‌ترم می‌کند

و گوشهات هرروز بی‌ادب‌تر شده(اند)

کاسه‌ی بدعادت و کاسه‌ی هربار از ته‌سیگار خالی شده‌ی کنار هم نشسته

از دید ما دلیلی برای چپه کردن هم ندارند.

اند

خانه‌هایی که زیر‌سیگاریی با دیوار کوتاه‌تر دارند

تمیزتر می‌مانند

۹
۰
گلادیاتور اتاق بی‌پنجره
گلادیاتور اتاق بی‌پنجره
من رحم ندارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید