ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

«آشتی با خویشتن؛ غزلی در ستایش سکوت و معنا»

غزل «آشتی با خویشتن» شعری فلسفی و تأمل‌برانگیز که با تصویرسازی‌های شاعرانه از سکوت، اندوه، رویا و حقیقت، به ژرفای هستی و معنای زندگی می‌پردازد. این اثر ناب از شعر معاصر فارسی، تجربه‌ای چندلایه از تنهایی، خودشناسی و آشتی درونی را به مخاطب هدیه می‌دهد.محمدرضا گلی احمدگورابی

«آشتی با خویشتن؛ غزلی در ستایش سکوت و معنا» محمدرضا گلی احمدگورابی
«آشتی با خویشتن؛ غزلی در ستایش سکوت و معنا» محمدرضا گلی احمدگورابی

لحظه‌ای باید درونِ خویش، بی‌پروا نشست

با دلِ آشفته در آیینه‌ی معنا نشست

در سکوتِ خویش با پرسیدن از هستی شکفت

چون غزالی خسته در صحرا، به یادِ ما نشست

هر نفس آیینه‌ای شد، تا حقیقت را نمود

چون نسیمی نرم بر دریا، همه غوغا نشست

زندگی گاهی تماشا، بی‌نیاز از گفت‌وگو

مثلِ مه در صبحِ خلوت، بر سرِ صحرا نشست

در دلِ اندوهِ خامُش، نغمه‌ای پنهان شده ست

چون پرستو بر لبِ بامی چه بی آوا نشست

رازِ بودن را توان دیدن، درونِ خویشتن

چون چراغی در شبِ تاریک، بی‌ سودا نشست

آخرین منزل همین است، آشتی با خویشتن

روحِ تنها در دلِ دنیا، به صد رویا نشست

«تک‌همسُرا»

گاه باید بی‌صدا در خویش، چون دریا نشست

تا دل از طوفانِ هستی، سویِ یکتا وا نشست

تعریف«تک‌همسُرا»

یک قطعه‌ ی کوتاه، مستقل، اما هم‌نوا با یک شعر یا اثر اصلی. مثل یک بند، یک تصویر، یا یک جمله‌ی شاعرانه که با شعر اصلی هم‌حس است، ولی خودش هم می‌تواند به‌تنهایی بدرخشد.

شعر معاصرمعنای زندگی
۵
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید