ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۳ دقیقه·۱۱ روز پیش

«تری ایگلتون و طنز فلسفی۷؛ خنده، نقد و امید»

فصل دوم: تری ایگلتون؛ زندگی و مسیر فکری ، بخش ۳: نگاه ایگلتون به طنز در آثار مختلف.طنز نزد ایگلتون نه یک حاشیهٔ سبک‌پردازانه، بلکه بخشی جدی از فلسفهٔ نقد است. او در کتاب Humour و دیگر نوشته‌هایش نشان می‌دهد که خنده می‌تواند به‌مثابه نیرویی فلسفی عمل کند: افشای تناقض‌ها، نقد قدرت و بازکردن روزنه‌ای به امید. طنز برای ایگلتون صرفاً سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای دیدن جهان در ناسازگاری‌هایش و شکستن جدیت‌های قلابی. او طنز را در نسبت با دین، سیاست، زیبایی‌شناسی و تراژدی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که خنده، اگر درست فهم شود، می‌تواند فلسفه‌ای برای زیستن باشد. این بخش می‌کوشد نگاه ایگلتون به طنز را در آثار مختلفش بازخوانی کند و نشان دهد چرا طنز برای او هم ابزار نقد است و هم راهی برای امید.محمدرضاگلی احمد گورابی ،دکترزهرا روحی فر

محمدرضا گلی احمدگورابی ،«تری ایگلتون و طنز فلسفی۷؛ خنده، نقد و امید»
محمدرضا گلی احمدگورابی ،«تری ایگلتون و طنز فلسفی۷؛ خنده، نقد و امید»

بخش ۳: نگاه ایگلتون به طنز در آثار مختلف

طنز در نگاه ایگلتون، چیزی فراتر از شوخی و سرگرمی است. او در کتاب Humour با دقت نشان می‌دهد که طنز، در عمق خود، فلسفه‌ای برای زیستن است. خنده، در این معنا، لحظه‌ای است که تناقض‌های جهان برهنه می‌شوند و زبان، با شکستن قواعد، از اسارت جدیتِ قلابی رها می‌شود. ایگلتون می‌گوید طنز می‌تواند همان کاری را بکند که فلسفه می‌کند: پرسشگری، افشاگری و بازاندیشی.

او طنز را در نسبت با دین بررسی می‌کند. در سنت غربی، طنز بارها تقدس را به چالش کشیده است؛ از کارناوال‌های قرون وسطی تا آثار ولتر و سوئیفت. ایگلتون نشان می‌دهد که طنز می‌تواند ایمان را نقد کند، اما نه برای نابودی آن، بلکه برای نزدیک‌کردن آن به عدالت و آزادی. این نگاه، با سنت ایرانی نیز هم‌خوان است: عبید زاکانی با زبان طنز ریاکاری مذهبی را افشا کرد، حافظ زهد فروشی را به سخره گرفت، و هدایت در «توپ مرواری» تناقض‌های دینی و اجتماعی را آشکار ساخت. ایگلتون با نگاه فلسفی خود این سنت را جهانی می‌کند: طنز، ایمان را نقد می‌کند تا آن را از ریا و قدرت جدا سازد.

در سیاست، ایگلتون طنز را سلاحی فرهنگی می‌داند. او معتقد است طنز می‌تواند اقتدار زبان رسمی را بشکند و حقیقت را بی‌واسطه‌تر از خطابه آشکار کند. طنز سیاسی، در نگاه او، نه فقط خنده بر حاکمان، بلکه افشای سازوکارهای قدرت است. این نگاه، طنز را به ابزاری برای مقاومت بدل می‌کند؛ ابزاری که می‌تواند اعتراض را به زبان مردم نزدیک کند. در ایران نیز طنز سیاسی، از دهخدا تا طنز مطبوعاتی امروز، همین نقش را ایفا کرده است.

ایگلتون همچنین طنز را در نسبت با زیبایی‌شناسی و تراژدی بررسی می‌کند. او نشان می‌دهد که طنز و تراژدی دو روی یک سکه‌اند: هر دو به ناسازگاری‌های جهان اشاره می‌کنند، اما یکی با خنده و دیگری با سوگ. طنز، در برابر تراژدی، راهی برای دیدن دوبارهٔ رنج است؛ بدون تسلیم‌شدن به نومیدی. در این معنا، طنز فلسفه‌ای برای امید است: امیدی که ساده‌لوحانه نیست، بلکه در پذیرش شکست و تناقض معنا می‌یابد.

در آثار دیگرش نیز ایگلتون به طنز توجه دارد. در پس از نظریه، او با لحنی طنزآمیز به وضعیت دانشگاه‌ها می‌تازد و نشان می‌دهد چگونه نظریه می‌تواند به بازی‌های بی‌خطر بدل شود. در ایدهٔ فرهنگ، طنز به‌عنوان ابزاری برای نقد مصرف‌گرایی و فرهنگ عامه مطرح می‌شود. در امید بدون خوش‌بینی، طنز به‌عنوان راهی برای مواجهه با تراژدی و ساختن امیدی ریشه‌دار معرفی می‌شود.

ایگلتون در سخنرانی‌ها و مقالاتش نیز طنز را به‌کار می‌گیرد. شوخی‌های او تیغ نقدند: می‌خنداند، اما زخم فکر می‌گذارد. همین سبک، او را به چهره‌ای محبوب در میان دانشجویان و مخاطبان عمومی بدل کرده است. طنز در زبان او، پلی است میان نظریه و زندگی؛ میان دانشگاه و خیابان.

برای خوانندهٔ ایرانی، نگاه ایگلتون به طنز می‌تواند الهام‌بخش باشد. همان‌گونه که طنز در سنت ایرانی، از عبید تا دهخدا و هدایت، ابزاری برای نقد قدرت و ریاکاری بوده است، ایگلتون نشان می‌دهد که طنز می‌تواند فلسفه‌ای برای زیستن باشد؛ فلسفه‌ای که هم نقد می‌کند و هم امید می‌سازد. این نگاه، طنز را از حاشیهٔ ادبی به مرکز فلسفه و نقد اجتماعی می‌آورد و نشان می‌دهد که خنده، در نهایت، جدی‌ترین پرسش‌های جهان را برمی‌انگیزد.

طنزنقدامید
۸
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید