ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۳ دقیقه·۲ روز پیش

«تری ایگلتون و طنز فلسفی۸؛ خنده، نقد و امید»

فصل سوم: طنز به‌مثابه فلسفهٔ زندگی ، بخش ۱: نسبت طنز و حقیقت.طنز در نگاه ایگلتون و سنت‌های فلسفی و ادبی، تنها یک ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای مواجهه با حقیقت است. خنده، در ظاهر، سبک و گذراست، اما در عمق خود می‌تواند جدی‌ترین تناقض‌های جهان را آشکار کند. طنز، با شکستن قواعد و وارونه‌کردن نظم‌های تثبیت‌شده، حقیقت را در قالبی غیرمنتظره بر ما عیان می‌سازد. این بخش نشان می‌دهد که طنز چگونه می‌تواند فلسفه‌ای برای زندگی باشد؛ فلسفه‌ای که حقیقت را نه در جدیت خشک، بلکه در خنده‌ای رهایی‌بخش آشکار می‌کند.محمدرضا گلی احمدگورابی ،دکتر زهرا روحی‌فر

محمدرضا گلی احمدگورابی ،«تری ایگلتون و طنز فلسفی۸؛ خنده، نقد و امید»
محمدرضا گلی احمدگورابی ،«تری ایگلتون و طنز فلسفی۸؛ خنده، نقد و امید»

فصل سوم: طنز به‌مثابه فلسفهٔ زندگی

چکیده بخش ۱: نسبت طنز و حقیقت

طنز در نگاه ایگلتون و سنت‌های فلسفی و ادبی، تنها یک ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه راهی برای مواجهه با حقیقت است. خنده، در ظاهر، سبک و گذراست، اما در عمق خود می‌تواند جدی‌ترین تناقض‌های جهان را آشکار کند. طنز، با شکستن قواعد و وارونه‌کردن نظم‌های تثبیت‌شده، حقیقت را در قالبی غیرمنتظره بر ما عیان می‌سازد. این بخش نشان می‌دهد که طنز چگونه می‌تواند فلسفه‌ای برای زندگی باشد؛ فلسفه‌ای که حقیقت را نه در جدیت خشک، بلکه در خنده‌ای رهایی‌بخش آشکار می‌کند.

بخش ۱: نسبت طنز و حقیقت

طنز، در نگاه نخست، چیزی سبک و بی‌اهمیت به نظر می‌رسد؛ خنده‌ای گذرا که لحظه‌ای ما را از جدیت زندگی جدا می‌کند. اما همین خنده، در عمق خود، می‌تواند جدی‌ترین پرسش‌های فلسفی را برانگیزد. طنز، در حقیقت، راهی برای مواجهه با جهان است؛ راهی که تناقض‌ها را آشکار می‌کند و حقیقت را در قالبی غیرمنتظره بر ما عیان می‌سازد.

ایگلتون در کتاب Humour نشان می‌دهد که طنز، برخلاف تصور رایج، سطحی نیست؛ بلکه می‌تواند فلسفه‌ای برای زندگی باشد. او می‌نویسد که طنز، با شکستن قواعد و وارونه‌کردن نظم‌های تثبیت‌شده، حقیقت را آشکار می‌کند. طنز، در این معنا، همان کاری را می‌کند که فلسفه می‌کند: پرسشگری، افشاگری و بازاندیشی.

در سنت فلسفی غرب، طنز بارها با حقیقت پیوند خورده است. سقراط، با پرسش‌های طنزآمیز خود، تناقض‌های فکری مخاطبانش را آشکار می‌کرد. نیچه، طنز را شکلی از قدرت معرفی کرد که می‌تواند ارزش‌های تثبیت‌شده را واژگون سازد. فروید، طنز را راهی برای رهایی انرژی‌های سرکوب‌شده دانست و نشان داد که خنده می‌تواند پرده از ناخودآگاه بردارد. برگسون طنز را واکنشی اجتماعی معرفی کرد که هدفش اصلاح رفتارهای غیرعادی است. کانت طنز را بازی عقلانی می‌دانست و هگل آن را نیرویی دیالکتیکی معرفی کرد که تضادها را آشکار می‌سازد. ایگلتون، با ادامهٔ این سنت، طنز را به‌عنوان فلسفه‌ای جدی معرفی می‌کند؛ فلسفه‌ای که می‌تواند حقیقت را در قالبی غیرمنتظره آشکار سازد.

در سنت ایرانی نیز طنز با حقیقت پیوند خورده است. عبید زاکانی، با زبان طنز، ریاکاری مذهبی و فساد اجتماعی را افشا کرد. حافظ، با لحنی طنزآمیز، زهد فروشی را به سخره گرفت و نشان داد که حقیقت ایمان در عشق و آزادی است، نه در ظاهر زاهدانه. دهخدا، با ستون‌های طنز خود، استبداد و فساد را نقد کرد و حقیقت را در قالب خنده آشکار ساخت. هدایت، در «توپ مرواری»، تناقض‌های اجتماعی و دینی را با طنز افشا کرد. طنز مشروطه، با زبان ساده و مردمی، حقیقت استبداد و فساد را آشکار کرد. در دوران معاصر، طنز مطبوعاتی و طنز اینترنتی نیز همین نقش را ایفا کرده‌اند: افشای تناقض‌ها و آشکارکردن حقیقت در قالب خنده.

طنز، در نسبت با حقیقت، دو کارکرد دارد. نخست، افشای تناقض‌ها: طنز نشان می‌دهد که جهان پر از ناسازگاری است و حقیقت، در همین ناسازگاری‌ها آشکار می‌شود. دوم، شکستن جدیت‌های قلابی: طنز جدیت‌های ساختگی را به سخره می‌گیرد و نشان می‌دهد که حقیقت، در خنده‌ای رهایی‌بخش نهفته است.

ایگلتون معتقد است که طنز می‌تواند فلسفه‌ای برای زندگی باشد؛ فلسفه‌ای که حقیقت را نه در جدیت خشک، بلکه در خنده‌ای رهایی‌بخش آشکار می‌کند. او نشان می‌دهد که طنز، با شکستن قواعد و وارونه‌کردن نظم‌های تثبیت‌شده، راهی برای آزادی و امید می‌گشاید. طنز، در این معنا، فلسفه‌ای است که می‌تواند جهان را دگرگون کند.

برای خوانندهٔ ایرانی، این نگاه می‌تواند الهام‌بخش باشد. طنز، در سنت ایرانی، همواره راهی برای افشای تناقض‌ها و نقد قدرت بوده است. ایگلتون نشان می‌دهد که طنز می‌تواند فراتر از نقد اجتماعی، فلسفه‌ای برای زندگی باشد؛ فلسفه‌ای که حقیقت را در خنده آشکار می‌کند و راهی برای آزادی و امید می‌گشاید.

طنز
۶
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید