ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

غزل بامِ شبِ تار

غزل بامِ شبِ تار،غزلی عاشقانه و عرفانی برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی ،محمدرضا گلی احمدگورابی

محمدرضا گلی احمدگورابی غزل بامِ شبِ تار
محمدرضا گلی احمدگورابی غزل بامِ شبِ تار

چون نور سحر رویت بر بامِ شبِ تارم

هر نقشِ خموشِ دل گردد غزل یارم

ای آتشِ جان برخیز از خوابگه غم ها

از خلوتِ شب برکن آن پرده ی پندارم

چون زمزمه‌ی باران افتاده به رؤیاها

هر لحظه پریشان‌تر در نغمه‌ی گلزارم

ای ساقیِ شورانگیز، در باده‌ی میخانه

چون باد رها باشی بر شاخ سپیدارم

خورشید نظر افکند، بر سایه‌ی بی‌پایان

ای محرمِ اسرارم، ای نور شب تارم

از دستِ طلب افتاد هر نقشِ فنا در باد

چون جلوه‌ی تو آمد از خویش خبر دارم

در آتش عشق افتد هر ذره‌ی شورانگیز

از سوز نگاهت مست از زمزمه‌ی یارم

چون روشنی فردا از سایه‌ی شب رَستَم

در نغمه‌ی ناپیدا، بر خویش نظر دارم

دل در تب عشقت سوخت، بی‌تاب و پریشان شد

ای جلوه‌ی جاویدان، در سینه‌ی آوارم

بگذار حضور تو ، افسونِ سخن باشد

در آینه پیدا کن، رازِ دلِ افکارم

تسلیم
۴
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید