غزل برف نیایش ،غزلی عارفانه و فلسفی برای دوستداران شعر وادب فارسی،محمدرضا گلی احمدگورابی

بگویم تا نفس دارم، حدیث روشنیها را
بپاشم در شب تاری، تمام بودنی ها را
بخوانم نام امیدت، به سوزی گرم در سینه
که جاری کرده در جانم، حدیث گفتنی ها را
سکوتی پر ز عطرِ تو، روانم را نوازش داد
چه شیرین کرد در ظلمت، سرود خواندنی ها را
کتاب دل پر از برگ دعاهای سپید آمد
ورقها می دواند سوی تو آن توسنی ها را
چو کوهی استوارم من، نمیلرزم ز اندیشه
که ریشه در زمین دارم، بجویم جستنی ها را