غزل زمزمه هستی،غزلی عاشقانه و عرفانی برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی ،محمدرضا گلی احمدگورابی

ای زمزمهی هستی، افشانده به دل نوری
در شوق خیال تو، هر لحظه به دل شوری
چون سایهی شب، مستم، در خلوت قلب تو
بیتاب و پریشانم، از بادهی مخموری
ای روشنی امید، در وسوسهی هستی
تقدیم به تو این دل، ای شاهد مستوری
چون موج رها در شب، افتاده به نجوایی
در کوچهی رؤیاها، از زمزمه ی سوری
دل در تب عشقت سوخت، ای جلوهی بیپایان
در معبد حیرانی، افشانده ز تو نوری