ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۴ روز پیش

غزل سکوت ونگاه

این غزل روایتگر «عشقِ بی‌صدا» و «رازهای ناگفته» میان دو سایه است وبا بهره‌گیری از نمادهای «شمع»، «شب» و «نگاه»، از دل‌دادگی می‌گوید بی‌آنکه واژه‌ای بر زبان آورد. اثری مناسب برای علاقه‌مندان به شعر سپید و غزل‌های تصویری معاصر.محمدرضا گلی احمدگورابی

غزل سکوت ونگاه،محمدرضا گلی احمدگورابی
غزل سکوت ونگاه،محمدرضا گلی احمدگورابی

دل به دریا داده و از رنج ها چیزی نگفت

سایه‌اش اما ز راز روز های بی بلا چیزی نگفت

با نگاهش شعر گفتم، بی‌صدا، بی‌نام و رنگ

شاعر از چشمِ تو گفت و واژه‌ها چیزی نگفت

شمع اگر در شب سوزد، نور می‌ریزد به دل

دل ولی از راز پنهان شما با ما دگر چیزی نگفت

آمدی در کوی ما ماندی عزیز هم‌نفس

باد از آن گلبرگ ها بی هم صدا چیزی نگفت

شاعر از سوز دلش گفت و تو از دلدادگی

سایه‌ام، بر سایه‌ات افتاده و چیزی نگفت

۶
۱
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید