غزل لغزش نور بر سایه ها،غزلی عاشقانه و لطیف و احساسی برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی ،محمدرضا گلی احمدگورابی

نور میلغزد به روی سایههایم در نهان
عشق میخندد به خوابِ بیصدایم در نهان
باد میپرسد ز من: «آیا تو هستی یا عدم؟»
من نمیدانم چه میجوشد ز جانم در نهان
کوه میخوابد، درختان نغمه میریزند نرم
رود میرقصد به سمت بیجهانم در نهان
عشق را دیدم که بیچهره، ولی روشن، گذشت
در دل من، ردّ او شد یک نشانی در نهان
من نبودم، او مرا از نیستی برداشت گفت:
هرچه میجویی، همان است و همانم در نهان