غزل کوی بی کسی،غزلی عاشقانه و احساسی برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی ،محمدرضا گلی احمدگورابی

آمدم و خیال تو ، بادهی جاودانه شد
سوختم از شرار تو شعله ی تو جوانه شد
چون سحر از نگاه تو، روشنیِ جهان گرفت
موج زدم به راه عشق، شور تو جاودانه شد
بر سر کوی بیکسی، آتش دل به باد شد
ریختم از غبار غم، آتش تو زبانه شد
مست نوا شد این جنون، ساز صدا به گل نشست
دور زدم به کوی تو، خنده ی تو رسانه شد
در تبِ شب، نگاه تو، خواب مرا ز دیده برد
شعله زدم به سایهها، عشق تو عامدانه شد
عشق که در دل نهان، روشنیِ سفر دهد
بر سر عشق رفتنم، راه تو بی کرانه شد