ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

غزل گور بهرامی نداشت

غزل گور بهرامی نداشت،غزلی فلسفی و اجتماعی برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی.محمدرضا گلی احمدگورابی

غزل گور بهرامی نداشت.محمدرضا گلی احمدگورابی
غزل گور بهرامی نداشت.محمدرضا گلی احمدگورابی

شعله‌ای در سینه‌ام افتاد و مادامی نداشت

برق رعدی در دل شب بود و پیغامی نداشت

خون من بر برگ‌های دفترم جاری شد و

هیچ دستی جز غریبی مرهم و کامی نداشت

چشم تو دریای طوفان بود و من غرقابه ای

کشتی عقل از تلاطم هیچ آرامی نداشت

ترس من از پرده‌های بسته‌ی آیینه‌هاست

راز پنهان در نگاهت شربت و جامی نداشت

گفتم از تقدیر سنگین، از غم بی‌انتها

خنده‌ای کردی و لیکن گور بهرامی نداشت

باغ من پژمرد از سرمای بی‌رحم زمان

گل بهاری جز خیالت رنگی و دامی نداشت

تا نفس در سینه می چرخد تویی جان جهان

بی وجودت خاک من هرگز بر و بامی نداشت

کشتی
۸
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید