محمدرضا گلی احمدگورابی

مقدمه
شمس لنگرودی یکی از چهرههای برجستهی شعر معاصر ایران است که آثارش همواره مورد نقد و بررسیهای گوناگونی قرار گرفته است. شعر او، با تلفیق زبان ساده و تصاویر شاعرانه، توانسته است جایگاه ویژهای در میان دوستداران ادبیات پیدا کند. با این حال، سبک خاص او همواره مورد توجه منتقدان بوده و نظرات متفاوتی دربارهی ویژگیهای زبانی، محتوایی، و تأثیرگذاری آثارش ارائه شده است.
در این مقاله، تلاش میشود بخشی از نقدهای وارده بر شعر شمس لنگرودی جمع آوری و واکاوی شود. از سادگی زبان تا تأثیرپذیری از شاعران گذشته، از گرایش به شعر اجتماعی تا کمرنگ بودن موسیقی درونی، هر یک از این نقدها دیدگاهی را دربارهی جهان شعری او ارائه میدهد. هدف از این بررسی، واکاوی و تحلیل این نظرات در راستای درک بهتر آثار او و جایگاهش در شعر معاصر ایران است. با نگاهی دقیقتر به این نقدها، میتوان به تحولات سبکی و فکری این شاعر پی برد و میزان تأثیرگذاری او را بر فضای ادبی امروز ارزیابی کرد.
1. سادگی بیش از حد زبان شعری
نقد:
برخی منتقدان معتقدند که زبان شعری لنگرودی بیش از حد ساده است و گاهی فاقد پیچیدگیهای زبانی و هنری لازم برای شعر نو است. این سادگی، به زعم برخی، میتواند از عمق مفهومی و زیباییشناسی شعر بکاهد.
واکاوی نقد:
سادگی زبان در شعر لنگرودی یک انتخاب آگاهانه و سبکی است که به مخاطب عام امکان ارتباط بهتر با شعر را میدهد. این ویژگی باعث شده است که شعرهای او تأثیرگذاری بیشتری داشته باشند و بتوانند با طیف گستردهای از خوانندگان ارتباط برقرار کنند. علاوه بر این، سادگی زبان میتواند حامل معناهای عمیقتری باشد که از طریق بیان مستقیم و بیواسطه به خواننده انتقال مییابد. شعرهای لنگرودی در عین سادگی، دارای عناصر تصویری و احساسی قوی هستند که تجربهای عاطفی و ادبی برای مخاطب خلق میکنند.
2. تأثیرپذیری از احمد شاملو
نقد:
برخی منتقدان بر این باورند که شعرهای اولیهی لنگرودی تحت تأثیر شاملو بوده و استقلال سبکی نداشتهاند. سبک شاملو، با استفاده از زبان فاخر و وزن خاص، بر بسیاری از شاعران همدورهی او تأثیر گذاشته است.
واکاوی نقد:
تأثیرپذیری از شاملو در آثار اولیهی لنگرودی امری طبیعی است، زیرا شاملو یکی از ستونهای شعر معاصر فارسی محسوب میشود. اما لنگرودی به مرور زمان سبک خاص خود را توسعه داده و از زبان شاملو فاصله گرفته است. او با بهکارگیری زبانی روانتر و گفتاریتر، شعرهایی خلق کرده است که مخاطبان را به ارتباط بیواسطهتر با متن دعوت میکند. این روند نشاندهندهی رشد و تکامل شاعر در مسیر ادبی خود و تلاش او برای یافتن صدایی مستقل در شعر است.
3. کمرنگ بودن موسیقی درونی شعرها
نقد:
برخی معتقدند که شعرهای لنگرودی فاقد موسیقی درونی قوی هستند و از لحاظ آهنگین بودن، به اندازهی کافی غنی نیستند. این مسئله ممکن است به دلیل استفادهی کمتر از وزنهای عروضی و قافیههای کلاسیک باشد.
واکاوی نقد:
موسیقی درونی شعرهای لنگرودی بیشتر بر پایهی ریتم طبیعی زبان و تصویرسازیهای شاعرانه شکل گرفته است. او از وزنهای کلاسیک فاصله گرفته و به سمت زبانی روان و گفتاری حرکت کرده است که خود نوعی موسیقی خاص را در شعرهایش ایجاد میکند. این نوع موسیقی بر پایهی ضربآهنگ جملات و جریان طبیعی واژگان در متن ایجاد میشود و حس روانی و سیالی خاصی به شعرهای او میبخشد.
4. گرایش به شعر اجتماعی در دهههای اخیر
نقد:
برخی منتقدان معتقدند که لنگرودی در سالهای اخیر بیش از حد به مسائل اجتماعی پرداخته و از فضای عاشقانه و شخصی شعرهای اولیهی خود فاصله گرفته است. این تغییر رویکرد ممکن است باعث کاهش جنبههای احساسی و شخصی شعرهای او شده باشد.
واکاوی نقد:
این تغییر رویکرد نشاندهندهی تحول فکری شاعر و توجه او به مسائل جامعه است. شعر اجتماعی میتواند نقش مهمی در آگاهیبخشی و ایجاد تغییرات فرهنگی داشته باشد. شعر لنگرودی، در عین حال که دربرگیرندهی احساسات انسانی است، به مسائل روز اجتماعی نیز میپردازد و به این ترتیب، تأثیرگذاری خود را در بستر جامعه حفظ میکند.
5. عدم استفاده از فرمهای پیچیدهی شعری
نقد:
برخی منتقدان بر این باورند که لنگرودی از فرمهای پیچیدهی شعری کمتر استفاده کرده و بیشتر به شعرهای آزاد و ساده گرایش دارد.
واکاوی نقد:
این ویژگی باعث شده است که شعرهای او خواندنیتر و قابلفهمتر باشند. انتخاب فرم ساده به معنای ضعف شعری نیست، بلکه نشاندهندهی سبک خاص شاعر است که بر ارتباط مستقیم با مخاطب تأکید دارد. بهکارگیری فرمهای ساده، به شاعر اجازه میدهد که تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد و بتواند شعر خود را در سطح گستردهای از جامعه مطرح کند.
ادامه دارد ....
محمدرضا گلی احمد گورابی- دکتر زهرا رویفر
goli14950@gmail.com
ادامه دارد... محمدرضا گلی احمدگورابی/دکتر زهرا روحی فر