ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

«مهتاب رشت و باران شمال؛ شعری درباره عشق، طبیعت و تقدیر»

«این غزل، سفری است از دل مهتابی رشت تا باران‌های بی‌پایان شمال؛ جایی که عشق در برگ شمشاد، در صدای چلچله و در آیینه افسانه‌ها تجلی می‌یابد. شاعر با زبانی رمانتیک و فلسفی، تقدیر سیاه را در بارش ابرهای رهگذر می‌شوید و از دل خاک بارانی گیلان، گل‌هایی را به تصویر می‌کشد که با لبخند سحر می‌رویند. این اثر، آمیزه‌ای از نوستالژی، طبیعت و رازهای جاودانه عشق است؛ شعری که هم ریشه در فرهنگ بومی دارد و هم افقی دور را پیش چشم می‌گشاید.» محمدرضا گلی احمدگورابی

«مهتاب رشت و باران شمال؛ شعری درباره عشق، طبیعت و تقدیر» محمدرضا گلی احمدگورابی
«مهتاب رشت و باران شمال؛ شعری درباره عشق، طبیعت و تقدیر» محمدرضا گلی احمدگورابی

در دل مهتاب رشت افتاده‌ام چون برگ تر

می رساند باد سردی بوی عشقی بی‌خبر

چشم او چون آبی رود سپید و خنده اش

می‌ کند جان مرا خالی از اندوه بشر

در صدای چلچله پیچیده راز بی‌کران

می‌ زند او زخمه‌ای بر ساز جان و بال و پر

عشق را در برگ شمشاد و نسیم صبح دید

باز در آیینه و افسانه‌ها و در سفر

هرچه تقدیرم به شب‌های سیه آغشته بود

شسته شد با بارشی از ابرهای رهگذر

در دل خاک شمال، آن‌جا که باران خانه داشت

رُست گل‌هایی که می‌خندند به لبخند سحر

رشت
۴
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید