ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

غزل «افسون بودن»

غزل «افسون بودن»غزلی عاشقانه برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی.محمدرضا گلی احمدگورابی

غزل «افسون بودن»،محمدرضا گلی احمدگورابی
غزل «افسون بودن»،محمدرضا گلی احمدگورابی

رفتنت این خانه ها را برسرم ویرانه کرد

خنده‌های کودکی را با لبم بیگانه کرد

هر کجا رفتم، غمت همراه من شد سایه‌وار

عاقلان و عابدان را گریه ام دیوانه کرد

چهره ی پرمهر تو در قلب من تصویر شد

یاد آن لبخند خوش در سینه‌ام کاشانه کرد

هر سحر نامت به گوشم می‌رسد از بادها

باد سرگردان چه‌ها با هیبت شاهانه کرد

چای عصرانه بدون تو دگر معنا نداشت

دست تقدیر آب ها باده ی مستانه کرد

رفتن تو کوه بود و شانه‌های من ضعیف

داغ سنگینت چه ها با شانه ی مردانه کرد

هر که پرسید از دلم، گفتم که آرامم ولی

اشک هایم را ببین در کنج چشمم لانه کرد

در نبودت هر نفس باری‌ست بر جان و دلم

روزگار از مهربانی‌های تو افسانه کرد

ای پدر، ای تکیه‌گاه خستگی‌های قدیم

خاک تو چون شمع این فرزند را پروانه کرد

ادبیات فارسی
۵
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید