ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابیمتولد ۱۳۴۶رشت /
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

غزل سرخی افسانه

غزل سرخی افسانه،غزلی عاشقانه و فلسفی با تصویر سازی های بدیع برای دوستداران شعر و ادبیات فارسی محمدرضا گلی احمدگورابی

غزل سرخی افسانه،محمدرضا گلی احمدگورابی
غزل سرخی افسانه،محمدرضا گلی احمدگورابی

باد می‌آید که می‌ریزد غبار خانه را

می‌گشاید در دلم آن سرخی افسانه را

می‌چکد مهتاب لرزان از لب بام قدیم

می‌نوازد با نسیمی، زخمه ی جانانه را

راه می‌افتد درختی خسته در خواب سحر

می برد تا جاودان آن مستی دیوانه را

در دل این کوچه‌ی تاریک، گام باد پیر

می‌کشد آرام در دل کیسه های دانه را

شب به روی شیشه‌ها طرحی ز اندوه من است

باد می خواهد ببندد هم دهان و چانه را

پشت هر دیوار، آهی مانده از روزی قدیم

عشق می‌گیرد در بغل آن ناله ی مستانه را

می‌رسد از دور، بوی خاک باران‌خورده‌ای

می‌نوازد با طراوت،شانه مردانه را

در دل من هر غمی چون برگ خشک افتاده است

عشق آمد تا برد هم ساقی و پیمانه را

گرچه دلتنگ هزاران قصه ی ناگفته ام

لیک برده مهر تو داغ غم بیگانه را

آمدی گفتی که با من می شوی یکدل ولی

عشق ما باید بشوید سایه‌های کهنه را

۱۲
۰
محمدرضا گلی احمد گورابی
محمدرضا گلی احمد گورابی
متولد ۱۳۴۶رشت /
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید