سایکوآناتومی

بسم الله الرحمن الرحیم.

من هم مثل شما یک دانشجوی علوم پزشکی هستم با سوادی که دقیقا مثل شما از شب های امتحان کسب کرده ام. منتها چند وقتی است که چیزی ذهنم را درگیر کرده است ... شاید مسخره بیاید ؛ قسمت آخر سریال Game of thrones درست در فصلی که بعد کلی انتظار وارد بازار شد و در آخرین سمتی که همه منتظر پایانی خوش از جنس سریال های ایرانی بودند. درست در اوج اقتدار دنریس. بوم . همه چیز برخلاف آنچه ما فکر می کردیم رقم خورد . چرا باید کسی که در کل فیلم خشونت تحت کنترل داشته و بعضا حامی مظلومان بوده است اکنون باید .... این قسمت خیلی مورد نقد منتقدین و طرفداران این سریال هم واقع شد.

اول از همه این قول را بدهم که قرار نیست مثل نقد شماره قبلی شروع به چیدن کلمات فلسفی ای کنم در مزمت سینما؛ این بار می خواهیم با هم انسان را ببینیم. چه می شود که یکی از حواریون یعنی یکی از یازده یار خاص حضرت عیسی جای او را لو می دهد ؛ مگر نه اینکه او سالیان سال تحت تعالیم آن حضرت بوده است و جز معدود افرادی که به او ایمان آورده. او باعث می شود که به اعتقاد خود مسیحیان به صلیب کشیده شده و در آتش بسوزد

یا مثالی دیگر از تاریخ ؛ چه می شود که اصحاب رسول خدا که به اعتقاد برادران اهل سنت هر کدام ستاره در آسمان هستند و بعضی حتی در غار هم با پیامبر همراه شدند؛ هنوز کفن پیشوایشان خشک نشده برخلاف هرچه دیدند و شنیدند خلیفه ای انتخاب کردند و در راستای توجیه کار خود بر خانه ای یورش بردند و سوزاندند و بر دختر رسول خدا هم رحم نکردند. که چی که بر منبر همان رسولی تکیه زنند که پاره تنش حتی از آنان روی برمی گرداند.

نکته جالب این است، در بین این همه واحدی که پاس کردیم و حتی کلمه ای از آن یادمان نیست هیچ وقت متوجه نشدیم که این تصمیم ها و این غافل گیری ها از کجا می آمدند. از کورتکس است ؛ یا ایمپاس های تالاموس ؛ سیناپسی درهیپوکمپ ؛ یا رفلکسی نخاعی .... هیچ کدام .

انسان و هزار ناشناخته ... من دوست دارم تحلیل این وقایع را سایکو آناتومی بنامم ؛ هرچند از غلط بودن نام آن اطلاع دارم. آناتومی به علم کالبد شناسی می گویند درحالی که این تحلیل ها به هیچ عنوان ربطی به این مرکب ندارد. مثل اسبی است که می خواهیم تحلیل کنیم چرا در مسیری تند رفت یا جلو اصطبل خانه چهارم ایستاد درحالی که اصطبل های دیگر جایگاه های بهتری بودند؛ بدون اینکه بخواهیم سوارکاری مسلط بر اسب را درنظر گرفته باشیم.

انسان خیل موجود ترسناکی است؛ ترسناک تر از ملکه دنریس تارگرین سوار بر اژدها هایش؛ بعد از ادای "DRACARYS"

انسان است می تواند یک عمر به یک شیوه بشنود ببیند حتی عمل کند ولی درست درجایی که باید تصمیم نهایی را بگیرد یعنی در آخرین قسمت ؛ آخرین فصل با اهمیت زندگی اش درست جایی که همه در حال نظاره او هستند هرچه داسته به کناری بگذارد و زندگی ای جدیدی را شروع کند با اصولی جدی؛ نگاهی متفاوت و غیرقابل درک توسط بقیه ....


من یقین دارم که اگر زندگی ما را هم می ساختند در فصل آخر و قسمت آخر همه شوکه می شدند . چون ما همه انسانیم.

"سایکوآناتومیست" (تابستان 1401)