ویرگول
ورودثبت نام
حسین حسن نژاد
حسین حسن نژادبرنامه نویس عاشق سفر و طبیعت و ایران و هر چی که مربوط به ایران بشه
حسین حسن نژاد
حسین حسن نژاد
خواندن ۳ دقیقه·۱۰ روز پیش

سفرهای بدون برنامه

بیست و پنجم تیر ماه هزار و چهارصد و سه ، ظهر تاسوعا بود و من هم بی قرار !
کوله رو برداشتم رفتم ترمینال صفه ولی ترمینال تعطیل بود ! رفتم کاوه ، اگر چه که کاوه هم نیمه تعطیل بود ولی دو تا اتوبوس بود .
یکی می رفت تهران و دیگری مشهد . مشهد رو خریدم و صبح عاشورا رسیدم مشهد .
اطراف حرم نذری میدادند . بهش شُله می گفتند و خیلی خوشمزه بود!
عاشورا را حرم بودیم و کلی از این حس و حال معنوی لذت بردیم . به خاطر داشتم که جواد قارایی یکباری که اومده بود این طرفها رفته بود دره شمخال .
ولی از هر کی می پرسیدم دره شمخال هیچ کی نمیدونست که کجاست !
بالاخره با کلی پرسش رفتم پل فجر - پلیس راه امام هادی و رسیدم قوچان .

سر میدان ی موزه بود که آداب و رسوم مردم کرمانج را به تصویر می کشید.

استاد حاج قربان نوازنده چیره دست دوتار
استاد حاج قربان نوازنده چیره دست دوتار

از مسئول موزه برای دره شمخال اطلاعات گرفتم و گفت : "تنهایی می تونه خطرناک باشه و بهتره تا ته دره نری!
حدود هفت کیلومتر که بری می رسی آبشار اول و بعدش هم برگرد."

دور میدان منتظر بودم که تاکسی پر شه که بریم روستای شمخال .
یکی از مسافران گفت : "من خودم بچه شمخال هستم ولی هیچ وقت تنهایی نمیرم داخل دره !
چون هم گوشی درست آنتن نمیده
هم خطر سیل هست
هم خطر مار و پلنگ !"
جواب دادم : "ان شا لله که همسفر توی دره پیدا میکنم!"
رسیدم ابتدای دره!

ساعت حدود 2 بعد از ظهر بود. با خودم گفتم دو ساعت توی دره پیمایش می کنم و اگه تونستم که با گروهی همراه شم که خوب همسفر پیدا کردم و در غیر این صورت بر می گردم !
از همون ابتدای دره مناظر بسیار چشم نواز بودند.

رفتم تا ساعت 4 شد . چند تا گروه کوچک هم دیدم ولی هیچ کدوم شب داخل دره نمی ماندند و به من هم توصیه کردند که شب اصلا تنها داخل دره نمون!
من هم از همون راهی که رفته بودم ، برگشتم !
نزدیکهای ورودی دره بودم و خورشید در حال غروب!
پسر تنهایی با تجهیزات وارد دره میشد !
ازش پرسیدم : "شما شب رو اینجا می مونی ؟"
گفت : "آره . اول دره ی قسمتی رو محصور کردم و آلاچیق دارم!"
مهمانش شدم و شب رو به صبح رسوندم!
صبح زود دوباره مسیر رو شروع کردم !
طول دره 18 کیلومتر بود و باید سریع می رفتم که موقع غروب از اون طرف دره (یعنی درگز) اومده باشم بیرون.

حدود هفت کیلومتری که رفتم به چشمه ها رسیدم که آب بسیار گوارایی هم داشت .

این چشمه ها بهم می پیوستند و رفته رفته آب کف دره بیشتر و بیشتر می شد .
از اینجا به بعد باید از داخل آب می رفتم .(البته در جهت موافق حرکت آب)
مناظر فوق العاده زیبا بود . ( البته به هیچ عنوان تنهایی داخل این دره سفر نکنید!)

از دیگر خطرهای احتمالی دره ریزش قطعه سنگ از اطراف دیواره هاست !

پس هم خیلی مواظب باشین و از سر و صداهای اضافی و پخش موسیقی و برهم زدن آرامش طبیعت خودداری کنید.
نزدیکهای غروب بود که خوشبختانه تونستم از دره بیرون بیام . رسیده بودم درگز.

لب جاده منتظر بودم تا با ماشینی که مقصدش مشهد بود ، همسفر شدم و روستای اخلمد پیاده شدم.
روستای صخره ایی با داشتن چند آبشار بزرگ و زیبا !
شب شده بود . آلاچیقی کرایه کردم و صبح روز بعد ...

از دیدن این مناظر شگفت زده شده بود و خدا رو شکر می گفتم که توفیق دیدن این مناظر نصیبم شده بود.

دره ای هم به نام دره جنی در همین روستای اخلمد بود . با آبی بسیار سرد و گوارا

دره جنی اخلمد
دره جنی اخلمد
آبشار دره جنی
آبشار دره جنی

بعد از ظهر بود که اخلمد را به مقصد مشهد ترک کردم ، بدون این که کوچک ترین اثری بجز ردپا در طول سفر از خودم به جا گذاشته باشم.

و این گونه هم این سفر ما به پایان رسید.


کوله گردیهیچهایک
۱
۰
حسین حسن نژاد
حسین حسن نژاد
برنامه نویس عاشق سفر و طبیعت و ایران و هر چی که مربوط به ایران بشه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید