حمیدرضا پیله ور
پارکهای علم و فناوری در ایران، که سابقه تاسیس آنها به دهه ۷۰ شمسی بازمیگردد، با هدف اصلی ایجاد بستری برای تحقیق، توسعه، حمایت از شرکتهای دانشبنیان و تجاریسازی دستاوردهای علمی، به عنوان موتور محرک اقتصاد دانشبنیان پا به عرصه وجود گذاشتند. فلسفه وجودی این پارکها، اتصال حلقه مفقوده میان دانشگاه، صنعت (کسبوکار) و دولت (تئوری سهگانه مارپیچ سهگانه) و در نهایت، خلق ثروت از دانش و ارتقای توان رقابتی کشور بود.

با گذشت بیش از دو دهه، اگرچه شاهد رشد توسعههای کمی در قالب افزایش تعداد پارکها، مراکز رشد و شرکتهای مستقر بودهایم، اما این رشد غالباً با کیفیت و اثربخشی مورد انتظار، بهویژه در خلق فناوریهای عمیق ، تأثیرگذاری بر ساختار اقتصاد کلان، و صادرات معنادار فناوری، همخوانی نداشته است.
۱. آسیبشناسی ساختاری: غلبه دولتیگری و ضعف استقلال
دلایل اصلی این شکاف میان "کَمیت" و "کیفیت" ریشه در ساختار و مدل حکمرانی پارکها دارد:
ضعف ساختار و دولتی بودن
حاکمیت بوروکراسی دولتی: بسیاری از پارکها در عمل، صرفاً واحدهای سازمانی دولتی یا زیرمجموعه دانشگاههای دولتی باقی ماندهاند. این امر به صورت مستقیم منجر به حاکمیت بوروکراسی اداری و کندی فرآیندها شده است، که با ماهیت چابک و منعطف اکوسیستم نوآوری کاملاً در تضاد است.
وابستگی مالی به بودجه عمومی: اتکای شدید به بودجههای دولتی، مدیران پارکها را به جای تمرکز بر تولید ثروت و خودگردانی مالی، به لابیگری برای اعتبارات سوق داده و هدف تجاریسازی را تضعیف کرده است.
مدیریت دولتی و عدم استقلال حرفهای: انتصابات مدیریتی غالباً بر اساس رویههای مرسوم دولتی و نه لزوماً تجربه کارآفرینی، خطرپذیری و اکوسیستم نوآوری صورت میگیرد، که این موضوع مانع از اجرای راهبردهای جسورانه و متمایز میشود.
توسعه کمی در مقابل توسعه کیفی
تبدیل پارک های علم و فناوری به "مراکزی جهت اجاره فضا” متأسفانه، تمرکز بر افزایش صرفاً تعداد شرکتهای مستقر و آمار فروش داخلی، بدون توجه به عمق فناوری، قابلیت رقابت بینالمللی و جذب سرمایهگذاری خطرپذیر، باعث شده است برخی پارکها صرفاً به تأمین فضای فیزیکی ارزان قیمت بسنده کنند تا تبدیل شدن به مراکز تولید نوآوریهای تحولآفرین.
پیوند ضعیف با بازار و صنعت: در بسیاری موارد، پارکها نتوانستهاند نقش میانجی فعال بین شرکتهای فناور و نیازهای واقعی صنعت را ایفا کنند. شرکتهای مستقر، به جای حل مسائل کلان ملی و بینالمللی، اغلب درگیر پروژههای کوچک و مقطعی هستند.
۲. دلایل موفقیت در سطح جهانی و منطقهای
پارکهای موفق در سطح جهان، در مدل حکمرانی و عملیاتی خود دارای ویژگیهایی هستند که دقیقاً نقطه ضعف پارکهای ایران است که برخی ها آنها در ادامه اشاره شده است:
۳. راهکارها: گذار به توسعه کیفی، استقلال ساختاری و مدلهای مالی پایدار
برای تبدیل پارکهای علم و فناوری از یک "طرح دولتی" به یک "نهاد اکوسیستمی مؤثر"، ضروری است که پارادایم از "توسعه کمی" به "توسعه کیفی" تغییر کند.
الف) اصلاح ساختار و حکمرانی
استقلال مدیریتی و تفکیک از بوروکراسی: پارکها باید از ساختار دولتی جدا شده و به نهادهای مستقل با مدیریت حرفهای و هیئت امنایی متشکل از بخش خصوصی، صنعت و دانشگاه تبدیل شوند. دولت باید از نقش تصدیگر به سیاستگذار و تسهیلگر تغییر نقش دهد.
تشکیل "ناحیههای نوآوری" بهجای تمرکز بر یک پردیس فیزیکی در حاشیه شهرها، پارکها باید به سمت ایجاد نواحی نوآوری در دل شهرها و نزدیک به صنایع بزرگ و مراکز مالی حرکت کنند تا تعامل با محیط واقعی کسبوکار تسهیل شود.
تغییر شاخصهای کلیدی عملکرد تمرکز باید از معیارهای ساده (تعداد شرکت ها و فروش داخلی) به شاخصهای کیفیمانند: میزان جذب سرمایه خطرپذیر ، صادرات فناوری به بازارهای جدید، ثبت پتنتهای بینالمللی و ارزش بازار شرکتهای فارغالتحصیل تغییر یابد.
ب) گذار به مدلهای مالی پایدار و جذب سرمایه خطرپذیر
برای رهایی از وابستگی مالی به بودجه عمومی، پارکها باید خود به یک نهاد اقتصادی تبدیل شوند:
تأسیس بازوی سرمایهگذاری خطرپذیر: پارکهای فناوری باید با مشارکت بخش خصوصی، تشکیل صندوق های سرمایهگذاری خطرپذیر تخصصی, به صورت فعال در شرکتهای زیرمجموعه خود سرمایهگذاری جسورانه کنند. این امر، نقش مدیران را از "مدیر اجرایی دولتی" به "مدیر پورتفولیوی سرمایهگذاری" تغییر میدهد.
بهرهگیری از مدلهای درآمدی داراییمحور:
فروش خدمات تخصصی گرانقیمت: ارائه خدمات تخصصی مانند زمان استفاده از تجهیزات آزمایشگاهی گرانقیمت، دسترسی به بانکهای اطلاعاتی بینالمللی و مشاوره مالکیت فکری به شرکتهای بیرونی.
جذب شرکتهای بزرگ: اجاره فضاهای تحقیق و توسعه با استاندارد بالا به شرکتهای بزرگ داخلی یا شعب شرکتهای چندملیتی به منظور درآمدزایی پایدار و افزایش سطح انتقال دانش.
تقویت زیرساختهای حقوقی برای خروج موفق: پارکها باید فعالانه برای شرکتهای موفق، مسیر عرضه اولیه سهام یا تملک توسط صنایع بزرگ داخلی و بینالمللی را تسهیل کنند. تضمین سودآوری خروج برای سرمایهگذار، حیاتیترین عامل برای جذب سرمایه خصوصی به اکوسیستم است.
نتیجهگیری:
پارک های علم و فناوری ایران در یک دوراهی حیاتی قرار دارند: یا در ساختار و مدل مالی دولتی باقی می مانند و به توسعههای کمی کماثر ادامه می دهند، یا با پذیرش استقلال ساختاری و اتکا به مدلهای مالی مبتنی بر بازار و خطرپذیر، به موتورهای واقعی خلق ثروت از دانش و پیشران اقتصاد کیفی کشور تبدیل می شوند.از نظر نویسنده گام اول، کاهش نفوذ دولت در مدیریت و تغییر مبنای ارزیابی از کمیت به کیفیت و ثروتآفرینی است.