ویرگول
ورودثبت نام
Hamidreza pilevar
Hamidreza pilevarتمرکز من بر خلق زیست‌بوم‌های نوآوری و هدایت پروژه‌های انتقال فناوری است تا از دل همکاری و تجربه، تغییرات معنادار خلق کنیم. اینجا از استراتژی، آینده‌بینی و چالش‌های دنیای فناوری می‌نویسم.
Hamidreza pilevar
Hamidreza pilevar
خواندن ۴ دقیقه·۷ ساعت پیش

نقدی بر کتاب «همزیایی» ایوان ایلیچ

امسال برای تولدم یک هدیهٔ خاص گرفتم, کتاب «همزیایی» ایوان ایلیچ که حسابی ذهنم را در این چند هفته مشغول کرد و امشب دقیقا بعد از یکماه از تولدم مطالعه اش تموم شد؛ جالب این بود که کتاب بیشتر از ۵۰ سال پیش نوشته شده (سال ۱۹۷۳)، اما وقتی پایش می‌نشینی، انگار نویسنده همین دیروز بیدار شده، وضعیت امروز ما، گوشی‌های هوشمندمان، الگوریتم‌ها و اینترنت را دیده و بعد رفته این کتاب را نوشته! این‌قدر نگاهش زنده و به‌روز است که آدم را می‌ترساند.حرف اصلی ایلیچ در کتاب یک چیز است که ما امروز با پوست و استخوان حسش می‌کنیم: «اسارت در دست ابزارها». او می‌گوید ما انسان‌ها یک‌سری ابزار و ساختار ساختیم تا زندگی‌مان راحت‌تر و آزادتر شود، اما از یک جایی به بعد، کنترل بازی از دستمان دررفت. حالا به جایی رسیده‌ایم که ابزارها دارند ما را مدیریت می‌کنند، نه ما آن‌ها را.ایلیچ برای اینکه منظوره‌اش را بفهماند، چند تا مثال فوق‌العاده می‌زند که چطور ابزارهای مدرن بر ضدِ هدف اولیه خودشان عمل می‌کنند:مثال خودرو و حمل‌ونقل: ماشین اختراع شد تا ما سریع‌تر به مقصد برسیم و زمان ذخیره کنیم. اما ایلیچ حساب‌وکتاب می‌کند و می‌گوید اگر کل زمانی که یک فرد در طول سال کار می‌کند تا پول بنزین، بیمه، خرید و تعمیر ماشین را درآورد، به اضافهٔ ساعت‌هایی که در ترافیک تلف می‌کند را جمع بزنیم و بر مسافت طی شده تقسیم کنیم، سرعت واقعی حرکت انسان مدرن از سرعت پیاده‌روی کمتر می‌شود! بدتر اینکه شهرها هم طوری طراحی می‌شوند که عملاً حق پیاده راه رفتن را از ما می‌گیرند.
مثال سیستم درمان و پزشکی: پزشکی مدرن قرار بود درد را کم کند، اما به یک بوروکراسی عظیم و انحصاری تبدیل شده که توانایی طبیعی انسان‌ها برای مراقبت از خودشان یا پذیرش طبیعی بیماری و مرگ را گرفته است. حالا خود این سیستم به خاطر مداخلات بیش از حد، عامل تولید بیماری‌های جدید شده است.
مثال آموزش و مدرسه: مدرسه‌ها به جای اینکه بذر کنجکاوی و یادگیری آزاد را در دل آدم‌ها بکارند، تبدیل به کارخانه‌های مدرک‌گرایی شده‌اند که به جامعه می‌گویند: «کسی که از این کانال رد نشده، حق ندارد چیزی بلد باشد یا کار کند.» یعنی آموزش که یک امر طبیعی بود، در انحصار یک ساختار صلب صنعتی درآمده است.
به عنوان کسی که امروز دارد در دنیای تکنولوژی و پلتفرم‌های دیجیتال نفس می‌کشد، بعد از خواندن این مثال‌ها مدام این سوال در ذهنم چرخ میزنه که واقعاً ما داریم از تکنولوژی استفاده می‌کنیم یا تکنولوژی دارد ما را برای بقای خودش مصرف می‌کنه؟ ایلیچ اسم این وضع را گذاشته «انحصار رادیکال»؛ یعنی سیستمی که می‌آید و تمام راه‌های طبیعی دیگر را نابود می‌کند. مثلاً امروز اگر نخواهی در فلان پلتفرم باشی یا هویت دیجیتال داشته باشی، عملاً بخش زیادی از زندگی اجتماعی‌ات قفل می‌شود. این دقیقاً همان هشداری است که نیم قرن پیش با آن مثال‌ها داده بود.
البته ایلیچ نمی‌گوید تکنولوژی را بیندازیم دور و برگردیم به غارنشینی؛ او فقط دنبال یک «تعادل» است. ابزارها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزارهای «همزیان» که خلاقیت و آزادی ما را بیشتر می‌کنند (مثل یک دوچرخه یا ابزار نجاری که کنترلش کاملاً دست خودمان است) و ابزارهای «دستکاری‌کننده» که ما را تبدیل به یک مهرهٔ بی‌اختیار در یک شبکهٔ غول‌پیکر می‌کنند.
اما از نگاه منِ خواننده، یک جای کار راهکار ایلیچ لنگ می‌زند. او می‌گوید خودِ جامعه باید بنشیند و دموکراتیک برای رشد و سرعت تکنولوژی حد و مرز بگذارد. خب، در این دنیای سرمایه‌داری و رقابت شدیدی که وجود دارد، چقدر این حرف واقع‌بینانه است؟ آیا غول‌های تکنولوژی و ساختارهای قدرت اصلاً اجازه می‌دهند کسی برایشان سقف تعیین کند؟ شاید این بخش از ایده‌اش کمی آرمان‌گرایانه باشد، ولی خب، صورت‌مسئله‌ای که پاک می‌کند آن‌قدر حیاتی است که نمی‌شود از آن چشم‌پوشی کرد.
در نهایت، این کتاب برای من فقط یک هدیهٔ تولد ساده نبود؛ یک تکان شدید بود برای بیدار شدن در دورانی که همه دارند «توسعه» و «نوآوری» را فقط با عدد و رقم و بدون توجه به انسان ستایش می‌کنند، ایلیچ یادمان می‌اندازد که ارزش واقعی هر ابزار به این است که چقدر به ما آزادی و کیفیت در روابط انسانی می‌دهد، نه اینکه چقدر پیچیده است. این کتاب را نباید فقط خواند و گذاشت در قفسه؛ باید درباره‌اش حرف زد، چون آن آیندهٔ ترسناکی که ایلیچ از آن می‌گفت، همین امروزی است که داریم در آن زندگی می‌کنیم.
"نقدی بر کتاب همزیابی ایوان ایلیچ"حمیدرضا پیله ور . اردیبهشت ۱۴۰۵

کتابروابط انسانیهویت دیجیتال
۰
۰
Hamidreza pilevar
Hamidreza pilevar
تمرکز من بر خلق زیست‌بوم‌های نوآوری و هدایت پروژه‌های انتقال فناوری است تا از دل همکاری و تجربه، تغییرات معنادار خلق کنیم. اینجا از استراتژی، آینده‌بینی و چالش‌های دنیای فناوری می‌نویسم.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید