
بحرانها و شرایط جنگی، بیرحمترین سنجه برای عیار واقعی مدیریت هستند. در این روزهای سخت، تمام تفاهمنامههای نمایشی، همایشهای پرزرق و برق و پروژههای ویترینی رنگ میبازند و اکوسیستم نوآوری با یک سؤال بنیادین و شفاف مواجه میشود: فناوریهای ما چقدر توانستهاند در لایههای سخت و استراتژیک، به تابآوری ملی و حل گرههای صنعتی کمک کنند؟به عنوان کسی که سالها در مرز میان رگولاتوری دولتی و چابکی بخش خصوصی حرکت کردهام، باید تعارف را کنار بگذاریم: ما گرفتار یک کاریکاتور نوآوری شدهایم. زیستبومی متورم که در لایهی اپلیکیشنهای خدماتی و کپیرایتی موفق است، اما در روز حادثه، خروجی ملموسی برای لایههای عمیق فناوری و مدیریت هوشمند زنجیره تأمین ندارد.اگر ریشهی این ناترازی ساختاری را در آخرین گزارش شاخص جهانی نوآوری (GII 2025) جستجو کنیم، واقعیت ها دقیقاً همین فرضیه را ثابت میکنند:• رتبه خروجیهای نوآوری ایران: ۴۶ جهان ما در آمارهای کمی، تولید مقاله و ثبت پتنت پیشتازیم• رتبه ورودیهای نوآوری ایران: ۱۰۹ جهان ما در شاخصهای نهادی، زیرساختها، ثبات رگولاتوری و تأمین مالی واقعی در انتهای جدول هستیمما سالهاست که بودجهها و ساختارهای حمایتی را صرف توسعهی «خروجیهای ویترینی» کردهایم، بدون اینکه زیرساختها، امنیت سرمایهگذاری و بستر نهادی (که رتبه ۱۳۸ ما در بخش نهادها گواه آن است) را برای رسوخ فناوری به صنایع مادر فراهم کنیم.به عنوان ناظر و مجری این فرآیندها، ریشهی چالش را در ۳ بخش میبینم:
1. مدل موجر و مستأجر در پارکهای فناوری: مدیریت بخش دولتی در پارکهای علم و فناوری عموماً در توسعهی فیزیکی، متراژ سولهها و تعداد کمی شرکتها قفل شده است. شاخص موفقیت، آمار واگذاری است، نه عمق تکنولوژی بومیسازی شده یا کاهش واقعی ارزبری صنایع بزرگ!
2. حبس نوآوری در لایههای خدماتی و کمعمق: بخش خصوصی به دلیل بیثباتی رگولاتوری، ترجیح داده سرمایهاش را روی استارتاپهای زودبازده خدماتی ببرد. در نتیجه، صنایع مادر و بخشهای استراتژیک کشور از سرریز دانش محروم ماندهاند.
3. انزوا در دیپلماسی فناوری: در مدیریت تأمینکنندگان بینالمللی و انتقال فناوری، فاقد یک استراتژی هوشمند متصل به زنجیره ارزش جهانی بودهایم؛ امری که در روزهای بحران، گلوگاههای تأمین ما را به شدت آسیبپذیر کرده است.برای عبور از این بنبست، نیازمند یک پارادایمشیفت ساختاری و عبور از تعارفات دولتی به سمت منطق خروجیمحورِ بخش خصوصی هستیم:• مأموریتمحوری مطلق پارکهای فناوری: پایان دادن به پذیرشهای کمی. استقرار و حمایت از شرکتها در پارکها باید منحصراً بر اساس توانایی آنها در «حل تقاضای صنعتی و بومیسازی قطعات استراتژیک» باشد. تمدید استقرار، فقط و فقط به شرط ثبت خروجی عملیاتی در خط تولید صنعت.• مکانیزمهای همرسانی چابک: به جای تکیه بر ساختارهای سنتی و ناکارآمد ارتباط با دانشگاه، باید سیستمهای پویای تقاضامحور طراحی شوند که تکههای پازلِ نیازهای واقعی زنجیره تأمین را مستقیماً به هستههای نخبگانی و فناور متصل کنند.• تغییر سنجهها به مدل اثرگذار: شاخص ارزیابی موفقیت نوآوری در کشور باید فوراً از تفاهمنامهها و تعداد دانشبنیانها، به حجم ارزبری کاهشیافته، میزان افزایش تابآوری خطوط تولید و توسعه فناوریهای سخت اصلاح شود.نوآوری آن چیزی نیست که در بیلبوردهای شهری، پاویونهای نمایشگاهی و گزارشهای سالانه به نمایش گذاشته میشود؛ نوآوری آن مغزافزار، قطعه و فرآیندی است که در روزهای سخت تحریم و تهدید، چرخهای یک کشور را ناامیدانه روشن نگه میدارد. وقت آن است که فرمولهای سوخته را دور بریزیم و به سمت نوآوری عمیق حرکت کنیم.
حمیدرضا پیله ور
#شاخص_جهانی_نوآوری #نوآوری_عمیق #انتقال_فناوری #تابآوری_ملی #مدیریت_تکنولوژی #پارک_علم_و_فناوری #دیپلماسی_فناوری