ویرگول
ورودثبت نام
حمیدرضا عظیمی ‎نیا
حمیدرضا عظیمی ‎نیا
خواندن ۵ دقیقه·۴ سال پیش

شبکه های اجتماعی، رسانه، مطالعه و زندگی ما!

خلاصه کلام:

شبکه‏‎ های اجتماعی چه تغییری در فضای رسانه‏ ‎ها (هر گونه ابزار انتقال محتوا) ایجاد کرده ‏‎اند؟ بصورت خلاصه می‏‎ توان گفت هر مخاطب رسانه در دو گانه ‎ی وقت-محتوا باید دست به انتخاب رسانه‏‎ی مدنظر خود بزند. در گذشته کمینه ‏‎ی وقت لازم برای مطالعه در رسانه‏‎ هایی همچون کتاب بالا بود. شبکه ‎های اجتماعی این هزینه را کاهش دادند. اثر خوب این امر افزایش رقابت و ارتقای کیفیت رسانه‏ ‎هاست. اثر بد این امر (شاید) تغییر ذائقه‎ی مخاطب و تمایل او به اختصاص وقت کم برای دریافت محتوا باشد. به هر حال هر رسانه‏‎ای باید خود را با اقتضائات این دوران وفق دهد.



اگر رسانه را برای تقریب به ذهن، هرگونه ابزار انتقال محتوا در نظر بگیریم؛ طیف متنوعی از رسانه ها قابل تصور اند از جمله کتاب، روزنامه، وبلاگ، سایت، منبر، شبکه های اجتماعی و... . با وجودی که همچنان همه ی اینها مخاطب خود را دارا هستند؛ اما می توان گفت در عصر شبکه های اجتماعی همه رسانه ها خود را باید با شرایط این دوران وفق دهند؛ وگرنه با کاهش مخاطب مواجه می شوند. بر مبنای همان مثال معروف که دوران اسب دوانی تمام شده، حتی اگر همچنان اسب دوانی رایج باشد؛ می توان گفت امروز در فضای رسانه، دوران شبکه های اجتماعی است؛ ولو بقیه اقسام رسانه همچنان حضور داشته باشند. اما شبکه های اجتماعی چه تغییری ایجاد کرده اند؟

هر فرد در هنگام انتخاب رسانه برای دریافت محتوا باید بین دوگانه ی "تخصیص زمان-دریافت محتوا" انتخاب کند. در این چارچوب معمولا باید برای دریافت محتوای بیشتر (از لحاظ کمیت یا کیفیت) زمان بیشتری اختصاص داد. به عنوان مثال شما هنگام مطالعه ی یک کتاب تصمیم می گیرید چند ساعت را صرف دریافت محتوای آن کنید؛ یا هنگام گوش دادن یک پادکست تصمیم می گیرید حدود 40 دقیقه را برای دریافت محتوای آن صرف کنید. نکته اینکه رسانه های گوناگون کمینه زمان ممکن برای دریافت محتوا دارند و اگر شما کمتر از آن زمان صرف کنید، عملا هیچ استفاده ای نخواهید برد. شما با تخصیص 2 دقیقه عملا نمی توانید هیچ محتوایی از کتاب یا پادکست یا... دریافت کنید. به دیگر بیان شما با نوعی تصمیم "همه یا هیچ" طرفید! یا همه محتوای ارزشمند کتاب یا هیچی!

مهمترین ویژگی نسل های مختلف رسانه، کاهش کمینه زمان لازم برای دریافت محتوا بوده است. از روزنامه تا سایت خبری و وبلاگ و امروز شبکه های اجتماعی، همگی کمینه زمان لازم برای دریافت محتوا را کاهش داده اند. در نتیجه شما با تخصیص 5 دقیقه یا 1 دقیقه نیز می توانید محتوا را دریافت کنید. بدیهی است که محتوای مزبور عموما کیفیت محتوای کتاب را ندارد. اما شما در گذشته برای دریافت محتوا حتما باید کتاب می خواندید و هیچ گزینه ای برای دریافت محتوا با زمان کم(ولو با کیفیت اندک) وجود نداشت. امروز به لطف پیشرفت تکنولوژی این امکان فراهم است. حال می توان به این پرسش پرداخت که شبکه های اجتماعی چه تغییری در رسانه (هر گونه ابزار انتقال محتوا) ایجاد کرده اند؟

کاهش کمینه زمان لازم برای مطالعه موجب شده مردم گزینه های متعددی برای مطالعه در پیش رو داشته باشند. این امر می تواند یک اثر خنثی، یک اثر مثبت و یک اثر منفی بر فضای رسانه (هر گونه ابزار انتقال محتوا) داشته باشد. اثر خنثی اینکه بسیاری از افرادی که تا دیروز بخاطر کمینه زمان لازم مطالعه ی کتاب و روزنامه و... در مخاطبان رسانه نبودند؛ امروز مشتری رسانه شده‏اند. افزایش قابل توجه مخاطبان رسانه در ذات خود مثبت یا منفی نیست. اثر مثبت را با تساهل می توان به رقابتی شدن عرصه تولید محتوا تعبیر کرد. امروز مانند200 سال پیش تولید محتوا در انحصار گروهی خاص با توانایی نگارش کتاب نیست؛ امروز هر کس می تواند رسانه ی خود را داشته باشد و دیگران را به خواندن محتوای خود فرا بخواند. در نتیجه ی این فضای رقابتی، کیفیت محتوا افزایش می یابد. خبرگزاری امروز می داند در صورت نزول کیفیت، به راحتی قافیه را به سایت های خبری می بازد؛ در نتیجه کیفیت خود را بالا می برد. این امر کم و بیش در تمام اقسام رسانه (از کتاب تا منبر!) قابل مشاهده است. اما اثر منفی وجود رسانه هایی با کمینه زمان بسیار پایین، ممکن است ذائقه ی مخاطب را تغییر دهد. در این شرایط مخاطبان کمتر حاضرند با اختصاص زمان زیاد، محتوای با غنای بالا را دریافت کنند. به دیگر بیان شبکه های اجتماعی هم مخاطب جدید برای خود آفریدند (کسانی که تا دیروز مخاطب رسانه نبودند) و هم مخاطب دیگر رسانه ها(کتاب، روزنامه، مجله، وبلاگ و...) را دزدیدند!

فارغ از ابعاد مثبت و منفی عصر شبکه های اجتماعی، بدیهی است که امکان عقب گرد وجود ندارد! در نتیجه صاحبان رسانه (هر گونه ابزار انتقال محتوا) باید اقتضائات این دوران را درک کرده و متناسب با آن محتوا عرضه کنند.



*آنچه رفت، تاملات یک دانشجوی اقتصاد پیرامون مسئله ی تصمیم گیری مردم در انتخاب رسانه ها بود. قطعا خام است جای کار دارد.

**آیا در این شرایط وبلاگ نویسی عاقلانه است؟ نگارش مطلبی که در این بازار رقابتی! احتمالا مخاطب جدی نخواهد داشت. نکته اینکه نگارش نوعی سرمایه گذاری می تواند باشد! نگارش قدرت ارائه و استدلال نویسنده را در طی زمان افزایش می دهد. از این رو به نظر راقم این سطور، وبلاگ نویسی حتی در این دوران نیز ارزشمند است.

شبکه های اجتماعیوبلاگ نویسیرسانهارتباطات
مشخصه های رایج شناخت افراد همچون رشته، شغل و... الزاما شناخت کاملی بدست نمی‌دهند. با این حال ذهن ما کنجکاو است به دانستن اینها. از این رو صرفا جهت اطلاع: دانشجوی اقتصاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید