مدتیه و شاید نزدیک یک سال هست که پیش خونه ما آب جمع شده.
همسایههای محترم هر کدوم به نوبهی خودش سهمی در این خرابی داشتن. واقعا بهشون خدا قوت میگم.✋
امروز صبح که بیدار شدم دیدم کلی آدم پیش خونمون جمع شده و یه چیزی خیلی خیلی عجیب رخ داده.
سازمان محیط زیست کل استان، سازمان آب و فاضلاب استان ، شهرداری و استانداری و فرمانداری و منابع طبیعی و اداره ثبت احوال و حتز اسناد و املاک و دارایی و خلاصه نمونده بود ارگانی که نیومده بود به موضوع این آب گرفتگی رسیدگی کنه.
خدا قوت واقعا✋
عملیات حفاری که انجام میشه ( لازمه بدونید تا لحظه آخر مسئولین حاضر، در محل حضور داشتن) میبینن که یه تمساح مادر با شوهرش از زیستگاهش قهر کرده و اومده بوده اونجا و کلی تخم گذاشته و قراره یکی دو هفته دیگه به دنیا بیان.

یعنی یه خانواده تمساحی به جمع همسایهها اضافه شده.

خب از اونجایی که من عاشق تنوعم از این مهاجرت زیبا و خاص، استقبال کردم و گفتم چرا آخه تو فاضلاب خانم تمساحه؟
خونمون به روی شما بازه. بیاین تو پذیرایی خونمون زندگی کنید. ما کلی خوشحال میشیم.
خلاصه تصمیم گرفتیم که با هم تو یه خونه زندگی کنیم.
از این بابت خیلی شادمانم.
آخه من و این همه خوشبختی محاله.