
قبل از اینکه بخواهیم به این دو روش بپردازیم، ابتدا باید بدانیم که چرا شخصیت شناسی در زندگی اهمیت ویژهای دارد؟!
هر انسانی که در روی کره زمین زندگی می کند، رسالتی را بر عهده دارد،برای این که به رسالت خود در روی زمین پی ببریم ناچار هستیم که به ویژگی های خود آگاه باشیم! پس بدون شخصیت شناسی، این مهم، محقّق نخواهد شد!
با مطالعه این مقاله، میتوانید چند قدم به سوی شناخت خود و شناخت رسالت خود نزدیک شوید و به روش افراد مؤفق،به شخصیّت شناسی دست پیدا کنید!
خودآگاهی، مقدمه شخصیّت شناسی است. خودآگاهی یعنی همان حالتی که الان درون آن قرار دارید. خوشحال یا ناراحت، آرام یا عصبی. ولی اگر شما بخواهید به این سوال پاسخ دهید که چرا خوشحال یا عصبی هستید وارد حیطه شخصیّت شناسی خواهید شد.
خودآگاهی یعنی متوجه باشید، هر حالتی که شما در آن قرار دارید، اعم از شادی و ناراحتی، از درون خود شما سرچشمه می گیرد. باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از انسان ها از شخصیّت شناسی و خودآگاهی فراری هستند، چون شخصیت انسان مانند پیاز از لایه های مختلفی تشکیل شده است و برای شناخت شخصیت، باید به درون هر یک از این لایه ها نفوذ کرد.
با این کار انسان به خلأها و مشکلات پنهان خود پی می برد و همین نکته باعث رنج و آزار و در نتیجه فرار کردن او از شخصیت شناسی میشود.
پس ناچار هستید که خود را بشناسید و بدون شخصیّت شناسی نمی توانید به درستی رسالت خود را درک و آن را اجرا کنید.
با مطالعه این مقاله میتوانید به سبک افراد مؤفق شخصیّت خود را بشناسید و چند قدم به سوی شناخت خود و شناخت رسالت خود نزدیک شوید!

روش اول:اینیاگرام
اینیاگرام یک سیستمی است که می توانید با استفاده از آن متوجه شوید که چه کسی هستید! اینیاگرام از واژه یونانی enneaبه معنای عدد9 و واژه gram به معنای طرح ساخته شده است.
9 تیپ شخصیتی در اینیاگرام وجود دارد:
تیپ اول کمال گرا:
این افراد،اصول اخلاقی را رعایت میکنند و توقع دارند بدون ضعفی کارها را انجام دهند. به بایدها و نبایدها فکر می کنند، وقت شناس دقیق هستند، وسواس تقارن دارند، برای آنها اول کار و سپس تفریح مهم است.
تیپ دوم :کمک کننده و بخشنده. این افراد با کمک کردن به دیگران میخواهند خود را نشان دهند و با این روش رابطه احساسی با دیگران برقرار می کنند. آن ها علاقه دارند کارها با تلاش آن ها انجام شود. از این که دیگران به آنها نیاز دارند احساس غرور می کنند. این تیپ، حامی و مراقبت کننده خوبی میباشند. فراد با کمک کردن به دیگران میخواهند خود را نشان دهند و با این روش رابطه احساسی با دیگران برقرار می کنند. آن ها علاقه دارند کارها با تلاش آن ها انجام شود. از این که دیگران به آنها نیاز دارند احساس غرور می کنند. این تیپ، حامی و مراقبت کننده خوبی میباشند.
تیپ سوم: موفق و بازیگر
افراد تیپ سوم دوست دارد بهترین باشند، آنها می خواهند به دلیل موفقیت ها مورد تایید دیگران قرار بگیرند.اهل رقابت هستند. می توانند بدون داشتن احساس علاقه نسبت به کسی، نقش دوست داشتن را بازی کنند.
تیپ چهارم: فردگرا و رمانتیک
شیفته چیزهایی هستند که در دسترس نیست و به دست آوردن شان دشوار است. همواره به فکر معشوقی فکر می کنند که در کنارشان نیست. دارای پارادوکس جاذبه و دافعه هستند، یعنی تلاش می کنند به دست بیاورند و سپس آن را پس بزنند قوّه خیال پردازی قویتری دارند.
تیپ پنجم: کاشف و محقق
قدرت را در دانش میبینند و مشتاق کشف رازهای جهان هستند. معمولاً در تنهایی احساس کسالت می کنند.زندگی ذهنی فعالی دارند. این تیپ ترجیح میدهند مشاهده گر آن چه می گذرد باشند و خود را در با آن درگیر نکنند.
تیپ ششم: اهل وفا و شکاک
به انگیزه های دیگران مشکوک هستند. محافظهکار،بدبین،مسئولیت پذیر و دارای حالت تدافعی می باشند. عدالتجو، وفاجو و قابل اعتماد از ویژگی های این تیپ شخصیتی است.
تیپ هفتم :ماجراجو
عاشق پیشه اند. از محدود شدن میترسند. دوست ندارند تعهد بدهند. بداهه گو و حاضر جواب هستند و در زندگیِ سرشار از تحرک، ایدههای تازه ای می دهند.
تیپ هشتم: سلطه جو و چالشگر
خشم خود را نشان می دهد. قدرت نمایی کنند و توانایی رهبری بالایی دارند. امنیت دوستان و مردم برایشان مهم است.
تیپ نهم: صلح طلب و میانجی
دلگرمکننده و سازگار هستند. همچنین ثابت قدم و بی خیال. ساده، بی ریا و کم حرف. نه گفتن برایشان دشوار است
روش دوم(MBTI( Myers_Briggs type indicator:

مباحث اولیه این روش توسط پروفسور یونگ، مطرح شد بعد از فوت ایشان، این مباحث به دست یک مادر و دختر به نامهای Myers and Briggs رسید.
پروفسور برای این مباحث تستی تهیه نکرده بود ولی این دو شخص،پژوهشها را بر روی اطرافیان آزمایش کردند و به کمک متخصصین تستی برای آن پژوهش ها طراحی کردند و نام خود را بر آن نهادند.

در تست MBTI چهار مؤلفه اساسی وجود دارد.
1: نحوه دریافت انرژی روحی و روانی افراد
اگر شخصی انرژی خودش را از درون بگیرد، چنین شخصی درونگراست ولی اگر انرژی از دست رفته خود را از تعامل با دیگران به دست بیاورد این فرد برونگرا نامیده می شود.
2:نحوه جمع آوری اطلاعات
اگر فردی برای جمع آوری اطلاعات از حواس 5گانه، بیشتر کمک بگیرد و به واقعیتهای قابل لمس اکتفا کند، چنین فردی حسی خواهد بود ولی اگر شخص به جای آن چیزی که وجود دارد به آن چیزی که باید وجود داشته باشد فکر کند این فرد شهودی می باشد.
3:قضاوت بر اساس احساس یا عقل
4: اگر فردی بعد از تصمیم گیری بلافاصله آن تصمیم را اجرا کنند قضاوت گرا است ولی اگر زمان بیشتری را برای صرف اطلاعات جمع آوری کند دریافت گرا خواهد بود.
با این دو روش، می توانید به دنیای مؤفقان قدم بگذارید،البته باید به این نکته توجه کنید که برای نتیجه بهتر از این 2 روش، باید از یک متخصص و روانشناس کمک بگیرید?