ویرگول
ورودثبت نام
هادی دادخواه
هادی دادخواهیک آموزگار...
هادی دادخواه
هادی دادخواه
خواندن ۳ دقیقه·۹ روز پیش

پیشنهاد طرحی برای پاکیزگی فوری کشور

در این روزهایی که اینترنت قطع است بیشتر خیال‌پردازی می‌کنم. در حین رانندگی به حاشیه خیابان و جاده بیشتر توجه می‌کنم. به آلودگی‌های موجود در حاشیه‌ی خیابان‌ها بیشتر توجه می‌کنم. پیش خودم می‌اندیشم که چه راه‌های سریع و راحتی برای زیباتر شدن شهر وجود دارند.

قبل‌تر یک ایده‌ای داده بودم برای پاکیزگی ضربتی کشور. به طور خلاصه، ایده‌ی کلی در نوشته‌ی ۲ سال پیش، این بود که دولت زباله‌ها را از مردم بخرد. امروز می‌خواهم در تکمیل این ایده کمی بنویسم.

چیزی که بدیهی است این است که برای پاکیزگی شهر و کشور باید هزینه کرد. هزینه را هم دولت باید انجام دهد. به عنوان متولی امور جاری کشور. به عنوان خدمتگزار مردم. به عنوان نماینده مردم.

اتفاقی که الان دارد می‌افتد این است که هزینه‌ی پاکیزگی شهرها، دارد به صورت حقوق مستقیم (نیروهای استخدامی شهرداری) یا غیرمستقیم (توسط شرکت‌های پیمانکاری) پرداخت می‌شود.

من فکر می‌کنم با تغییر مدل هزینه، یک اتفاق خوب بیفتد. یعنی به جای پرداخت این هزینه به کارگری که زباله را جمع می‌کند، همین هزینه را به کسی بدهیم که زباله را تولید کرده و به ما تحویل می‌دهد.

به بیان دیگر، دولت زباله را از مردم بخرد.

یک مثال عملیاتی: من به جای این که به فرزندم جایزه یا تشویقی بدهم چون خانه را جارو کرده، به او جایزه و تشویق بدهم چون در خانه آشغال نریخته!

یعنی ما در اینجا رویکرد را عوض کردیم. به جای هزینه برای جمع کردن زباله، هزینه می‌کنیم برای نریختن زباله! مردم زباله‌هایشان را چکار کنند؟ به مراکزی که شهرداری همین الان دارد و زباله‌ها را در آنجا دپو می‌کند، تحویل دهند. در ازای تحویل زباله‌هایشان پول بگیرند. چه تشویقی بهتر از پول نقد!

دولت زباله را به صورت کیلویی، تفکیک شده، تر و خشک و فلز و شیشه و کاغذ و مقوا، از مردم خواهد خرید. زباله در مبدا تفکیک خواهد شد. هزینه جمع‌آوری با هزینه خرید جایگزین خواهد شد.

همین الان زباله‌گردهایی هستند که دارند در کوچه و خیابان، زباله‌های ما را جمع می‌کنند و تفکیک می‌کنند و می‌فروشند. و همین الان تجارت زباله در کشور ما در جریان است. برای حل یک معضل (زباله گردی) کافی است سوار بر آن شویم. زباله فروشی را کار تمام وقت همه مردم کنیم. چون زباله جزئی تفکیک ناپذیر از زندگی همه ماست.

تنها موجودی در دنیا هستیم که زباله تولید می‌کنیم و باید یک به یک، مسئولیت این کار را بر عهده بگیریم. هر شهروند یک زباله جمع کن! کما این که تا امروز چی بودیم؟ هر شهروند یک زباله تولید کن! از پشت کت و شلوار اتو کشیده باید بیرون آمد و با واقعیت روبرو شد. ما انسان‌ها، ماشین‌های تولید زباله هستیم و چه بهتر که با واقعیت خودمان روبرو شویم.

این طرح نقاط تاریک زیادی خواهد داشت. البته که دارد. با کار کارشناسی و تخصصی نقاط تاریک روشن خواهند شد.

مشاغل جانبی ایجاد خواهند شد. بسیاری از مشاغل فعلی حذف خواهند شد. تولید زباله باید صرف اقتصادی نداشته باشد که مبادا کسی فکر کند با تولید مصنوعی زباله و فروش آن به دولت قرار است سود کند. هزینه خرید زباله باید جوری کارشناسی شود که تولید زباله صرف اقتصادی نداشته باشد ولی فروش زباله سود اندکی داشته باشد.

می‌دانید که همین الان بطری‌های آب معدنی (و انواع اقسام پلاستیک‌های بسته‌بندی) از سوبیسد دولتی برای تولید استفاده می‌کنند و بسیار ارزان‌تر از قیمت واقعی تولید، به دست شما می‌رسند؟ یعنی سوبسیدهای دولتی دارد خرج تولید زباله می‌شود! من وقتی یک بطری آب معدنی می‌خرم ۱۰ هزار تومان باید بدانم که ۹ هزار تومان آن، پول بطری است که من آن را دور می‌اندازم. اگر مردم بدانند که می‌شود بخشی از این پول را جبران کرد، قطعا این کار را خواهند کرد. مراکز خرید زباله اگر بطری خالی را به قیمت کارشناسی شده‌ای از من بخرند، من قطعا بطری‌ها را پس از خالی شدن، نگهداری می‌‌کنم تا به قمیت بفروشم. نه این که در طبیعت و کوه و جنگل رها کنم.

یادتان هست روزهایی که برای خرید روزانه شیر، شیشه شیر خالی را تحویل می‌دادیم و یک بطری شیر تازه تحویل می‌گرفتیم و اگر شیشه خالی را نداشتیم، شیر جدید را گران‌تر می‌خریدیم؟ این یک نمونه‌ی عالی مدیریت زباله بود که متاسفانه به بهانه پیشرفت و ترقی، این مدل کنار گذاشته شد. باید باز به این مدل‌ها برگردیم. بعضی برگشت‌ها، عین پیشرفت است.

به امید ایرانی پاک و آزاد

زباله گردیمحیط زیستپاکیزگی
۱۵
۳
هادی دادخواه
هادی دادخواه
یک آموزگار...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید