گفتمان انقلاب-نتیجه من از مشاهده مناظره، بحث، گفتگو گفتمان انقلاب

از سال 88 به بعد گفتمان انقلاب پر رنگ تر وارد شد، البته رسانه تاثیر گزار بود، هر جایی که گفتگویی یا مناظره ای بود، دوربین فیلم برداری و انتشار در اینترنت. من ساعتها مناظره و گفتگو دیدم بین افرادی که در حال دفاع از گفتمان انقلاب بودن با اساتید دانشگاه، به علاوه گفتگو و بحث های که خودم انجام دادم(گاهی خیلی رو مخی بود). آنچه متوجه شدم را به صورت خلاصه در چند خط بیان می کنم. البته برای برخی کلمات از سایت تجارت نیوز استفاده کردم تا بتوانم با ادبیات بهتری منظور خودم را برسانم.

کسانی که خود را متفکرین گفتمان انقلاب می دانند، آرزوهای دور و دراز و در عین حال دست نیافتنی دارند، که با تکرار آنها نزد خود و همفکران همدل ( که مقام های بلند مرتبه هم دارند )، کم کم آرزوهایشان دچار دگردیسی شده و به تدریج در ذهن آنها به شکل واقعیات عینی جلوه کرده و بر مبنای آن ذهنیات برای مواجهه ایران با دنیای خارج نسخه پیچیده و به دلیل جایگاه و مقبولیتی که در دستگاه تصمیم سازی کشور دارند متاسفانه آن موهومات بعضاً مبنای تصمیمات مهم کشور میشوند.

مثال=> زمستان سرد اروپا

بیشتر مواقع به جای بحث در مورد مفاهیم پایه ای، سعی می کنند و می کردند بحث و موضوع را موردی پیش ببرند، و در حاشیه همین مباحث موردی هم سعی دارند مهر تایید بر خوانش خود بزنند، نوعی سردرگمی و دوگانگی و چندگانگی را می توان در صحبت آنها دید. واژه ها را به درستی معنی نمیکنند، براحتی از واژه ها گزر می کنند.

تصور می شود خوشبینانه به دنیای امروز نگاه می کنند، دنیای امروز که هزاران پیچیدگی دارد و هر روز می تواند آبستن اتفاقی جدید باشد اما گویا برای ذهن آنها تحولات و آینده دنیا یک مسیر خطی است.تصور من از آنچه در ذهن آنهاست یک دنیای خطی است که گویا قرار است حول تفکرات این افراد به چرخش در بیاید.

زبان تعاملات دنیای امروز چه با خارج چه با داخل را نمی دانند دست کم من اینطور فکر میکنم، تصمیم دارند با موهومات خود جایگاهی ویژه در دنیای امروز داشته باشند، اما فارغ از اینکه زبان ارتباط را نه بلد هستند و نه متوجه می شوند و نه درک می کنند. ذهنیتی که حتی نتوانسته با اکثریت مردم خودش ارتباط کند در حالی که در مدارس همین افراد بزرگ شدن، در مساجد تحت مدیریت همین افراد با مذهب آشنا شدن، اما نتوانستن با همین افراد ارتباط درستی برقرار کند.