
نویسنده: هادی علیزاده
پژوهشگر مستقل تاریخ و باستانشناسی
اسکندر مقدونی، مشهور به اسکندر کبیر، یکی از شناختهشدهترین فرماندهان نظامی و پادشاهان تاریخ جهان است. او در سال ۳۵۶ پیش از میلاد در شهر پلا، پایتخت مقدونیه، متولد شد. پدرش فیلیپ دوم، پادشاه مقدونیه، و مادرش المپیاس بود. اسکندر از کودکی تحت آموزش ارسطو، فیلسوف بزرگ یونانی، قرار گرفت و علاوه بر فنون جنگی، با فلسفه، علوم و ادبیات نیز آشنا شد.
در سال ۳۳۶ پیش از میلاد، پس از ترور فیلیپ دوم در مقدونیه، اسکندر در بیست سالگی به پادشاهی رسید. بسیاری از دولتشهرهای یونانی تصور میکردند که جوانی کمتجربه نمیتواند قدرت پدرش را حفظ کند، اما او به سرعت شورشها را سرکوب کرد و موقعیت خود را تثبیت نمود.
بزرگترین هدف اسکندر، حمله به امپراتوری هخامنشی بود.جسارت اسکندر عمدتاً به پشتگرمی سپاهش بود که در دوران پدرش(فیلیپ دوم) تشکیل شده بود. او در سال ۳۳۴ پیش از میلاد با سپاه خود از تنگه داردانل عبور کرد و وارد آسیای صغیر شد. نخستین پیروزی بزرگ او در نبرد گرانیکوس به دست آمد. سپس در سال ۳۳۳ پیش از میلاد در نبرد ایسوس با داریوش سوم، شاه هخامنشی، روبهرو شد و موفق شد او را شکست دهد. در این نبرد سیسوگامبیس مادر داریوش و همسرش استاتیرا به اسارت درآمدن و خانواده داریوش گروگان اسکندر شدن، اسکندر با آنها رفتاری متمدنانه کرد. اعتبار داریوش به شدت خدشه دار شده بود.
پس از پیروزی در آسیای صغیر، اسکندر به سمت سرزمینهای شرقی مدیترانه حرکت کرد و شهرهای مهم فنیقی را تصرف نمود. محاصره و فتح شهر صور از دشوارترین عملیاتهای نظامی او به شمار میرود. سپس راهی مصر شد. مصریان که از حکومت هخامنشیان ناراضی بودند، از او استقبال کردند و وی را فرعون مصر دانستند. اسکندر در مصر شهر اسکندریه را بنیان گذاشت که بعدها به یکی از مهمترین مراکز علمی و فرهنگی جهان باستان تبدیل شد.

در سال ۳۳۱ پیش از میلاد، سرنوشت امپراتوری هخامنشی در نبرد گوگمل رقم خورد. داریوش سوم با سپاهی بزرگ در برابر اسکندر قرار گرفت، اما تاکتیکهای نظامی اسکندر موجب پیروزی قاطع او شد. پس از این شکست، اسکندر خود را پادشاه آسیا نامید.
راه فتح قلب امپراتوری هخامنشی برای اسکندر هموار شد.او وارد بابل، شوش و سپس پارس شد. تخت جمشید، پایتخت آیینی هخامنشیان، به تصرف سپاه مقدونی درآمد. مدتی بعد بخشهایی از تخت جمشید در آتش سوخت. درباره علت این آتشسوزی میان مورخان اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را اقدامی عمدی برای انتقام از حمله خشایارشا به یونان میدانند و برخی دیگر آن را نتیجه جشن پیروزی و بیاحتیاطی در حالت مستی توصیف کردهاند.
داریوش سوم پس از شکست گوگمل به سمت شرق ایران گریخت، اما در مسیر توسط گروهی از مشاورانش به رهبری بسوس کشته شد. هنگامی که اسکندر پیکر داریوش را یافت، دستور داد او را با احترام و مطابق آیین شاهان هخامنشی به خاک بسپارند.
پس از سقوط شاهنشاهی هخامنشی، اسکندر به فتوحات خود ادامه داد و به سرزمینهای شرقی ایران، باختر، سغد و بلخ لشکر کشید. در این مناطق با مقاومتهای شدیدی روبهرو شد. او برای تحکیم روابط خود با اشراف محلی، با رکسانه، دختر اوکسوارتس از نجبای سغد، ازدواج کرد.

اسکندر سپس به سوی هند حرکت کرد و در نبرد رود هوداسپس با پوروس، یکی از پادشاهان هند، جنگید و پیروز شد. با وجود این موفقیت، سربازانش که سالها در حال جنگ و دور از وطن بودند، از ادامه پیشروی خودداری کردند. اسکندر ناچار شد دستور بازگشت صادر کند.
اسکندر مقدونی پس از سالها لشکرکشی و فتح سرزمینهای پهناور، در سال ۳۲۳ پیش از میلاد در شهر بابل درگذشت. او تنها ۳۲ سال داشت و دوازده سال و هشت ماه سلطنت کرد.علت مرگ وی معلوم نیست.برخی علت مرگ او را طبیعی دانسته اند، برخی هم بیماری های گوناگون را علت مرگ او دانسته اند از جمله مالاریا و سرطان خون. مرگ ناگهانی او باعث شد یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان بدون جانشین مشخص باقی بماند.
پس از مرگ اسکندر، سرداران و جانشینان او درباره سرنوشت پیکرش اختلاف داشتند. طبق روایتهای تاریخی، جسد اسکندر مومیایی شد و درون تابوتی باشکوه قرار گرفت. قرار بود پیکر او به مقدونیه منتقل شود تا در سرزمین پدریاش دفن شود، اما یکی از سرداران قدرتمند او، بطلمیوس، کاروان انتقال جسد را به سمت مصر برد.
ابتدا پیکر اسکندر در شهر ممفیس مصر قرار گرفت و سپس به شهر اسکندریه منتقل شد؛ شهری که خود اسکندر آن را بنیان گذاشته بود. آرامگاه او در اسکندریه به یکی از مهمترین مکانهای جهان باستان تبدیل شد و بسیاری از فرمانروایان و بزرگان برای دیدن آن به آنجا رفتند.
گزارشهای تاریخی نشان میدهند که آرامگاه اسکندر برای قرنها وجود داشته است. برخی منابع نوشتهاند که امپراتوران روم مانند ژولیوس سزار و آگوستوس از آرامگاه او بازدید کردهاند. اما با گذشت زمان، این آرامگاه ناپدید شد.علت نابودی یا گم شدن آرامگاه اسکندر هنوز مشخص نیست. تغییرات شهری، زلزلهها، بالا آمدن سطح آب، و ساختوسازهای چندین قرن در اسکندریه میتوانسته باعث از بین رفتن آن شده باشد. با وجود تلاشهای فراوان باستانشناسان، تاکنون محل دقیق مقبره اسکندر کشف نشده است.
یکی دیگر از رازهای بزرگ مربوط به اسکندر، سرنوشت ثروت عظیمی است که او در طول فتوحات خود به دست آورد. اسکندر پس از شکست هخامنشیان، به خزانههای بزرگ امپراتوری ایران دست یافت. خزانههای شهرهایی مانند شوش، بابل، اکباتان و پارسه دارای مقدار زیادی طلا، نقره، جواهرات و اشیای ارزشمند بودند.
این ثروت عظیم در اختیار اسکندر قرار گرفت و بخشی از آن برای تأمین هزینههای ارتش، پرداخت حقوق سربازان، ساخت شهرهای جدید و اداره امپراتوری استفاده شد. پس از مرگ او، فرماندهانش برای به دست آوردن قدرت وارد جنگ شدند و بخش بزرگی از ثروت امپراتوری میان آنان تقسیم شد.بخشی از این گنجینهها در جنگهای جانشینان اسکندر از بین رفت و بخشی دیگر وارد خزانه حکومتهای جدیدی شد که پس از فروپاشی امپراتوری او به وجود آمدند. بسیاری از اشیای ارزشمند نیز در طول قرنها ذوب، جابجا یا نابود شدند.
امروزه داستان گنج اسکندر همچنان یکی از موضوعات جذاب تاریخ باستان است، اما هیچ گنجینهای که به طور قطعی متعلق به شخص اسکندر باشد کشف نشده است. بیشتر آنچه از ثروت او باقی مانده، در قالب آثار پراکنده، نوشتههای تاریخی و یافتههای باستانشناسی شناخته میشود.
آرامگاه گمشده اسکندر و سرنوشت ثروتهای او هنوز از بزرگترین معماهای جهان باستان هستند. مردی که در کمتر از سیزده سال امپراتوری عظیمی ساخت، پس از مرگ خود نیز بیش از دو هزار سال موضوع پژوهش، بحث و جستوجوی باستانشناسان باقی مانده است.

شخصیت اسکندر در طول تاریخ همواره محل بحث بوده است. در بسیاری از منابع یونانی، او به عنوان نابغهای نظامی و یکی از بزرگترین فاتحان تاریخ معرفی میشود. در مقابل، در بخش مهمی از سنت تاریخی ایران، او به عنوان فاتحی شناخته میشود که به سقوط شاهنشاهی هخامنشی و نابودی بخشی از میراث فرهنگی ایران انجامید. با این حال، تردیدی وجود ندارد که اسکندر مقدونی یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای تاریخ جهان باستان بوده و اقدامات او مسیر تاریخ بسیاری از ملتها را تغییر داده است.
✍️ درباره نویسنده
برای آشنایی با سوابق و حوزه کاری من: اینجا را ببینید
این یادداشت پیشتر در وبلاگ شخصی نویسنده منتشر شده است.