
نویسنده: هادی علیزاده
پژوهشگر مستقل تاریخ و باستانشناسی
جوغنها، این حفرههای اسرارآمیز و دستساز در دل صخرهها و سنگهای باستانی ایران، یکی از جالبترین و پرجستجوترین آثار باستانی محسوب میشوند. پژوهشگران و باستانشناسان، جوغنها را نه تنها ابزارهای کاربردی در زندگی روزمره و آیینی انسانهای باستانی میدانند، بلکه شاخصهایی از مهارت فنی، ذوق هنری و دانش محیطی سازندگان آنها معرفی کردهاند. جوغنها ممکن است محل نگهداری مایعات، دانهها، اشیای ارزشمند یا حتی آیینهای تدفینی بوده باشند و همین کارکردهای متنوع باعث جذابیت و رمزآلود بودن آنها شده است. در فرهنگ عامه و روایتهای محلی، این حفرهها اغلب بهعنوان نشانههای گنج و آثار مخفی پیشینیان شناخته میشوند. بنابراین جستجوگرانی که کلمات کلیدی جوغن ایران، نشانههای باستانی و گنج و جوغن را دنبال میکنند، با دیدن تصاویر و تحلیلهای علمی و مردمشناسی جوغنها، اطلاعات معتبر و جذاب دریافت میکنند که هم تاریخ و باستانشناسی را پوشش میدهد و هم رازآلودی گنجها را به نمایش میگذارد.
جوغنها، حفرههای دستساز در دل صخرهها و سنگها، یکی از شگفتانگیزترین جلوههای فرهنگ و مهارت انسانهای باستانی ایران هستند. این آثار نه تنها بیانگر توان فنی و شناخت دقیق از جنس سنگ و ابزارهای اولیه مانند چکش و گوه بودهاند، بلکه نقشهای متنوعی در زندگی روزمره، آیینی و حتی تدفینی داشتهاند. پژوهشگران باستانشناسی و مردمشناسی نشان دادهاند که اندازه، عمق و شکل جوغنها ارتباط مستقیمی با کاربرد آنها دارد؛ از نگهداری مایعات و غلات گرفته تا محافظت از اشیای باارزش و احتمالا گنجهای کوچک. علاوه بر این، جوغنها در باورهای محلی و روایتهای مردمی بهعنوان نماد رازآلود بودن تاریخ و فرهنگ باستانی شناخته میشوند و همین موضوع باعث شده توجه علاقهمندان به گنج و پژوهشگران بهطور همزمان به این آثار جلب شود. مطالعه جوغنها نه تنها درک عمیقتری از مهارت فنی و هنری انسانهای گذشته ارائه میدهد، بلکه دریچهای به تاریخ، آیینها و تعامل انسان با محیط طبیعی در هزاران سال پیش باز میکند.

جوغنها از جمله نشانههای سنگی هستند که در بسیاری از مناطق کوهستانی و صخرهای ایران دیده میشوند و سالهاست ذهن پژوهشگران، علاقهمندان تاریخ و حتی مردم محلی را به خود مشغول کردهاند. این حفرههای کاسهایشکل که بر سطح سنگها ایجاد شدهاند، در نگاه نخست ساده به نظر میرسند، اما بررسی دقیق آنها نشان میدهد با پدیدهای روبهرو هستیم که در مرز میان باستانشناسی، فرهنگ عامه و رازهای حلنشده تاریخ قرار دارد.
از دید علمی، جوغن به فرورفتگیای گفته میشود که بهصورت آگاهانه توسط انسان بر سطح سنگ ایجاد شده باشد. باستانشناسان برای تشخیص انسانی بودن این آثار، به نشانههایی مانند نظم هندسی، آثار ابزار، تقارن لبهها و ارتباط آن با محیط اطراف توجه میکنند. برخلاف حفرههای طبیعی که بر اثر فرسایش آب، باد یا انحلال سنگ شکل میگیرند، جوغنهای دستساز معمولاً دارای دیوارههایی نسبتاً صاف و مرزبندی مشخص هستند.
پژوهشها نشان میدهد سازندگان این حفرهها احتمالاً از ابزارهای متفاوتی در دورههای مختلف استفاده میکردند. در دورههای قدیمیتر، ضربههای مکرر با سنگهای سخت یا ابزار کوبهای باعث ایجاد فرورفتگی اولیه میشد و در دورههای بعد، با رواج فلز، ابزارهای مسی و آهنی امکان ایجاد سطوح یکنواختتر را فراهم کردند. بررسی آثار ریز ضربهها در برخی نمونهها نشان داده که ساخت یک جوغن گاه نیازمند ساعتها یا حتی روزها کار مداوم بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد ایجاد آنها عملی اتفاقی نبوده است.
یکی از مهمترین نکاتی که پژوهشگران بر آن تأکید دارند، بررسی جوغن در بافت محیطی است. یعنی خود حفره بهتنهایی معنا ندارد و باید در کنار عناصر اطراف تحلیل شود. نزدیکی به مسیرهای باستانی، منابع آب، سکونتگاههای قدیمی یا محوطههای تدفینی میتواند سرنخهایی درباره کارکرد احتمالی آن ارائه دهد. در برخی بررسیهای میدانی، وجود قطعات سفال یا آثار انسانی در اطراف این نشانهها احتمال ارتباط آنها با فعالیتهای انسانی را تقویت کرده است.
کارکرد جوغنها همچنان موضوع بحث میان پژوهشگران است. برخی نمونهها احتمالاً کاربردهای کاملاً عملی داشتهاند؛ مانند جمعآوری آب باران، نگهداری موقت مواد غذایی یا استفاده در فرآوری دانهها و گیاهان. در مقابل، برخی دیگر در مکانهایی قرار دارند که دسترسی به آنها دشوار است و همین موضوع احتمال کاربرد آیینی یا نمادین را مطرح میکند. در چنین مواردی، موقعیت مکانی اهمیت بیشتری از خود شکل حفره پیدا میکند.
در مطالعات مردمشناسی، جوغنها جایگاه متفاوتی دارند. در بسیاری از مناطق ایران، مردم محلی این نشانهها را حامل پیامهایی از گذشتگان میدانند. روایتهایی درباره مکانهای نشاندار یا سنگهایی که رازهایی را پنهان کردهاند، نسل به نسل منتقل شده است. این روایتها اگرچه از نظر علمی قابل اثبات مستقیم نیستند، اما نشان میدهند که چگونه آثار سنگی میتوانند وارد حافظه فرهنگی یک جامعه شوند و معنایی فراتر از شکل فیزیکی خود پیدا کنند.
رازآلود بودن جوغنها دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که علم پاسخ قطعی ارائه نمیدهد. باستانشناسی برخلاف تصور عمومی، همیشه جواب نهایی ندارد و بسیاری از آثار تنها فرضیههایی احتمالی ایجاد میکنند. جوغنها نیز در همین دسته قرار میگیرند؛ نشانههایی که وجودشان قطعی است اما معنای دقیق همه آنها هنوز روشن نشده است.
برخی پژوهشهای جدید با استفاده از اسکن سهبعدی و تحلیل فرسایش سطح سنگ تلاش کردهاند زمان تقریبی ایجاد این حفرهها را تخمین بزنند. نتایج نشان داده که در بعضی موارد، فرسایش لبهها با قدمتی چندصد یا حتی چند هزار ساله سازگار است. این یافتهها اهمیت تاریخی برخی نمونهها را افزایش داده و نشان میدهد که این آثار میتوانند بخشی از فعالیتهای انسانی در دورههای بسیار کهن باشند.
نکته مهم دیگر، تنوع شکل جوغنهاست. نمونههای گرد، بیضی، مربع یا اشکال نامنظم در نقاط مختلف دیده شدهاند. پژوهشگران معتقدند شکل ظاهری لزوماً بیانگر یک کاربرد مشخص نیست، بلکه ممکن است به سنت محلی، نوع سنگ یا هدف سازنده وابسته بوده باشد. همین تنوع، مطالعه آنها را پیچیده و در عین حال جذاب کرده است.
در نگاه رسانهای و عمومی، جوغنها اغلب با مفهوم راز و کشف پیوند خوردهاند. انسان ذاتاً به دنبال معنا در نشانههاست و دیدن اثری منظم بر دل سنگ، ذهن را به سمت داستانسازی سوق میدهد. همین ویژگی باعث شده جوغنها به یکی از پرگفتوگوترین موضوعات میان علاقهمندان تاریخ تبدیل شوند. با این حال، متخصصان تأکید میکنند ارزش واقعی این آثار نه در افسانهها، بلکه در پرسشهایی است که درباره زندگی انسانهای گذشته ایجاد میکنند.
امروزه بسیاری از باستانشناسان تلاش میکنند میان نگاه علمی و علاقه عمومی تعادل ایجاد کنند. آنها معتقدند جوغنها باید هم بهعنوان دادههای علمی محافظت شوند و هم بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی شناخته شوند؛ زیرا حتی اگر کارکرد دقیق برخی از آنها ناشناخته باقی بماند، خودِ وجودشان نشاندهنده تعامل انسان با طبیعت و تلاش او برای ثبت اثر در محیط پیرامون است.
در نهایت، جوغنها را میتوان نشانههایی دانست که میان قطعیت و ابهام قرار دارند؛ آثاری کوچک اما پرمعنا که هم دانش علمی را به چالش میکشند و هم تخیل انسان را فعال میکنند. شاید همین ترکیب علم و راز است که باعث شده پس از گذشت قرنها، این حفرههای ساده سنگی هنوز توجه پژوهشگران و مردم را به یک اندازه به خود جلب کنند.
جوغنها نه تنها نمونهای از مهارت فنی و هنری انسانهای باستانی هستند، بلکه بازتابدهنده پیچیدگیهای زندگی اجتماعی، باورهای آیینی و تعامل انسان با محیط طبیعی به شمار میروند. بررسی علمی و پژوهشی این آثار نشان میدهد که هر جوغن با توجه به اندازه، شکل و محل قرارگیری، کاربرد متفاوتی داشته است؛ از نگهداری مایعات و دانهها گرفته تا استفادههای تدفینی و محافظت از اشیای باارزش و احتمالا گنجهای کوچک. همزمان، نگاه مردمشناسی و روایتهای محلی، جنبه رمزآلود و فرهنگی جوغنها را پررنگ میکند و اهمیت آنها را در حافظه جمعی و فرهنگ عامه نشان میدهد.
در نهایت، مطالعه جوغنها به ما این امکان را میدهد که تصویری دقیق و جامع از مهارتهای فنی، ذوق هنری، باورها و زندگی روزمره انسانهای گذشته داشته باشیم و همزمان جذابیت و اسرارآمیز بودن این آثار را حفظ کنیم. جوغنها، در مرز میان دانش و افسانه، هم برای پژوهشگران و اساتید دانشگاه و هم برای علاقهمندان به تاریخ و گنج، دریچهای ارزشمند به گذشتهاند و رمزهای نهفته در آنها هنوز هم برای کشف و مطالعه آمادهاند.
هادی علیزاده
پژوهشگر مستقل تاریخ و باستانشناسی
تمرکز بر تحلیل لایههای پنهان فرهنگ و تمدن ایران
استفاده از این متن تنها با ذکر نام نویسنده مجاز است.
✍️ درباره نویسنده
برای آشنایی با سوابق و حوزه کاری من: اینجا را ببینید
این یادداشت پیشتر در وبلاگ شخصی نویسنده منتشر شده است.