بازار مالی تعبیهشده در ایران در مقایسه با بازارهای جهانی هنوز در مراحل ابتدایی توسعه قرار دارد، اما شاهد حرکتهای قابل توجهی در این حوزه هستیم. با وجود چالشهای ساختاری و نظارتی، پلتفرمهای دیجیتال ایرانی بهتدریج در حال یکپارچهسازی خدمات مالی در کسبوکار اصلی خود هستند.

اکوسیستم فینتک ایران در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. با این حال، بر خلاف بازارهای پیشرفته که بر معماری API-first و Open Banking تکیه دارند، زیرساخت مالی ایران هنوز به سیستمهای متمرکزی مانند شاپرک و پایا وابسته است. این سیستمها اگرچه حجم عظیمی از تراکنشهای پرداخت الکترونیکی را پردازش میکنند، اما فاقد APIهای استاندارد و باز برای توسعهدهندگان شخص ثالث هستند.
در تابستان ۱۴۰۵، یکی از چالشهای برجسته این زیرساخت بهصورت عملی نمایان شد. اختلال گسترده در خدمات چهار بانک بزرگ (بانک ملی، صادرات و تجارت) نشان داد که تمرکز بر «هسته خدماتی مشترک» بدون توجه به امنیت سایبری و تابآوری میتواند کل اکوسیستم پرداخت را در معرض خطر قرار دهد. بر اساس گزارشهای راه پرداخت، این اختلال به حمله سایبری به هسته خدماتی مشترک نسبت داده شد و ده روز پس از وقوع، هنوز ابهامات زیادی درباره جزئیات فنی و امنیتی آن وجود داشت. این رویداد بحث «تابآوری سایبری» و «تحول دیجیتال» را به عنوان دو ستون اصلی آینده بانکداری ایران مطرح کرد.
پلتفرمهای ایرانی مانند دیجیکالا، اسنپ و تپسی پیشگام یکپارچهسازی خدمات پرداخت در تجربه کاربری خود بودهاند. این پلتفرمها:
کیف پول دیجیتال (اسنپپی، دیجیپی) را توسعه دادهاند
پرداخت درونبرنامهای را بدون نیاز به خروج از اپلیکیشن فراهم میکنند
در برخی موارد به PSP (ارائهدهنده خدمات پرداخت) مستقل تبدیل شدهاند
بخش BNPL (خرید حالا، پرداخت بعد) و اعتبارسنجی لحظهای هنوز از چارچوب قانونی مشخصی برخوردار نیست. با این حال، استارتآپهایی مانند وامکده، فیننوتک و نواندیش در حال ارائه خدمات وامدهی تعبیهشده به کسبوکارها و مصرفکنندگان هستند. این شرکتها عمدتاً از طریق شرکتهای لیزینگ و موسسات اعتباری مجاز فعالیت میکنند.
بر خلاف نمونههای جهانی مانند Shopify Balance یا Stripe Treasury، ایران هنوز شاهد ارائه حسابهای بانکی کامل توسط پلتفرمهای غیرمالی نیست. محدودیتهای نظارتی بانک مرکزی و عدم وجود مدل Banking-as-a-Service (BaaS) مانع اصلی این حوزه است. با این حال، بانک مرکزی در برنامه تحول دیجیتال خود، گامهایی در جهت بانکداری باز برداشته است، اگرچه پیادهسازی عملی آن هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد.
یک نمونه جالب در این حوزه، مجوز نخستین صندوق سرمایهگذاری ارزی به بانک ملت است که نشان میدهد بانکها در حال گسترش محصولات مالی خود به سمت ابزارهای سرمایهگذاری تعبیهشده هستند.
بازار رمزارز ایران با چالشهای خاص خود روبروست. در ۱۴۰۵، تحریم صرافیهای ایرانی (نوبیتکس، والکس، بیتپین و رمزینکس) توسط آمریکا، فشار بیشتری بر این اکوسیستم وارد کرد. با این حال، قانون رمزارزها در مجلس در حال بررسی است و سازمان تأمین اجتماعی با راهاندازی سامانه «تِکو» (توکن تأمین اجتماعی) برای تهاتر بدهی و مطالبات، نشان داد که مؤسسات دولتی به سمت استفاده از فناوری بلاکچین حرکت میکنند.
جالب است بدانید که هفت بانک مرکزی بزرگ جهان در همین دوره، پرداخت برونمرزی مبتنی بر بلاکچین را با موفقیت آزمایش کردند، که نشان میدهد این فناوری در حال تبدیل شدن به زیرساخت جدی برای سیستمهای مالی جهانی است.
یکی از بزرگترین موانع توسعه مالی تعبیهشده در ایران، عدم وجود معماری Open Banking است. در حالی که اروپا با PSD2 و بازارهای پیشرفته دیگر با استانداردهای API باز، دسترسی توسعهدهندگان شخص ثالث به دادههای مالی را امکانپذیر کردهاند، در ایران بانکها هنوز به سیستمهای legacy وابسته هستند و تمایل کمی به باز کردن APIهای خود دارند.
بر اساس گزارش راه پرداخت، مدیرعامل شرکت توسعه و نوآوری شهر تأکید کرده که «بانکها ناگزیر به استفاده از ظرفیت فینتکها هستند»، اما این ناگزیری هنوز به سیاستگذاری عملی تبدیل نشده است.
فرآیندهای شناسایی مشتری (KYC) در ایران هنوز دستی و زمانبر است. برخلاف سیستمهای خودکار احراز هویت که در بازارهای جهانی وجود دارد، در ایران بانکها و مؤسسات مالی ملزم به رعایت مقررات سنتی هستند که با ماهیت سریع و دیجیتال مالی تعبیهشده همخوانی ندارد.
اختلال بانکی ۱۴۰۵ نشان داد که امنیت سایبری هنوز نقطه ضعف جدی زیرساخت مالی ایران است. یک یادداشت تحلیلی در راه پرداخت با عنوان «پارادوکس پایداری و امنیت در زیرساختهای مالی دیجیتال ایران؛ وقتی ‘قطع نمیشود’ به معنای ‘امن است’ نیست» به این موضوع پرداخته که تمرکز بر uptime و دسترسپذیری بدون سرمایهگذاری متناسب در امنیت، میتواند خطرناک باشد.
پلتفرمهایی مانند اسنپ و دیجیکالا در مسیر تبدیل شدن به سوپراَپ قرار دارند. این پلتفرمها که از پرداخت، وام، بیمه و حتی خدمات بانکی ساده را ارائه میدهند، میتوانند الگوی ایرانی WeChat یا Grab شوند.
بر اساس گزارشهای تکراسا، بازیگران دیجیتال ایران بهتدریج در حال بهرهگیری از هوش مصنوعی برای شخصیسازی خدمات هستند. این روند در حوزه مالی میتواند منجر به ارائه وامهای شخصیسازیشده، مشاوره سرمایهگذاری خودکار و مدیریت ریسک پیشرفته شود.
گزارشهای تکراسا نشان میدهند که صنایعی مانند پلتفرمهای سایتساز، بازاریابی ایمیلی (با بازار ۳۰ تا ۳۵ میلیارد تومانی) و ابزارهای طراحی صفحه فرود (۱۸ تا ۲۳ میلیارد تومان) در حال رشد سریع هستند. این رشد نشاندهنده بلوغ تدریجی اکوسیستم دیجیتال ایران است که میتواند بستر مناسبی برای توسعه مالی تعبیهشده فراهم کند.
تحریمهای بینالمللی باعث شده بازیگران ایرانی به بومیسازی راهحلها روی بیاورند. به عنوان مثال، بازار پلتفرم بازاریابی ایمیلی با هدف کاهش ریسک تحریمها توسط بازیگران داخلی توسعه یافته است. همین رویکرد میتواند در حوزه مالی تعبیهشده نیز به کار رود.
بازار مالی تعبیهشده در ایران با وجود چالشهای ساختاری، نظارتی و امنیتی، پتانسیل رشد بالایی دارد. رویدادهای اخیر مانند اختلال بانکی ۱۴۰۵ نشان داد که تحول دیجیتال بدون توجه به تابآوری سایبری میتواند پرخطر باشد. با این حال، حرکت تدریجی به سمت بانکداری باز، رشد فینتکها، و ظهور سوپراَپهای ایرانی میتواند مسیر را برای توسعه این بازار هموار کند.
برای تحقق کامل پتانسیل این بازار، نیاز به اصلاحات ساختاری در قوانین بانک مرکزی، استانداردسازی APIها، و سرمایهگذاری جدی در امنیت سایبری و تابآوری زیرساختهای مالی است.